فرازهایی از علم الارواح و معاد48

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    فرازهایی از علم الارواح و معاد

    تهیه، تدوین، تنظیم:

    دکتر جهاندار مهر افشا

    Image result for ‫عالم ارواح‬‎

    فصل اول

    اصالت روح

    قسمت پنجاه و یکم

    ارواح مترقی اوامر و نواهی الهی را تأیید می کنند

    در ارتباط و مصاحبه با ارواح پیشرفته چنان نمودار است که حقاً آنچه در این عالم بوسیله ادیان الهی و کتابهای آسمانی مذموم و ناپسند شمرده شده آنها صراحتاً نهی کرده و به هر عمل خیر و نیکوئی که مقبول درگاه الهی است توصیه می نمایند.

    در ارتباط با یکی از ارواح مترقی چنین آمده است: غرور و خودپسندی که در نفس آدمی بوجود می آید، رهائی از آن منوط به مبارزه با نفس است، این روح می گوید: افراد متکبر و مغرور در عالم ارواح حقیر و کوچکند بر خلاف متواضعان و ساده دلانی که مقام و منزلت رفیعی دارند.

    و باز این روح چنین می گوید: مفتاح ترقی ارواح رسانیدن خود در دنیا به اوج مرتبه کمال است عفو و بخشش، اعمال نیکو و صالح، دستگیری مستمندان، محبت و علاقه به همنوعان روح بشر را به مقام ترقی و کمال می رساند.

    هر گونه فکر ناصواب و اندیشه خطا در عالم روح انعکاس داشته و مانند دود غلیظی بر آن غلبه کرده و قلب را تیره می سازد، برای رسیدن به درجه کمال دو چیز لازم است: یکی نیکوکاری و دیگری درک حقیقت.

    نیکوکاری یک خصلت بسیار عالی است که از کانون رحمت و احسان الهی تراوش می کند، نوری است که به جهانیان می تابد و در قلوب آدمیان تابش یافته حرارت و گرمی بر آن می بخشد و رمزی از خشنودی ذات پاک الوهیت است.

    روح دیگری می گوید: رذائل اخلاقی به اختلاف نوع و قسم پس از مرگ به انسان احاطه دارد و به او چسبیده و در جای دیگر می گوید: علمای فاسق خطرناکتر از ارواح شریره هستند، زیرا که کبر و زیرکی هر دو در آنها جمع شده است.

    اگر شما ایمان به عوالم روحی نیاورید وتصور کنید هر چه روح است همه روح مخلوق زمین شما است عیناً به آن وحشی جنگلی همانند هستید که تصور می کند غیر از محل زیست او جای دیگری در عالم وجود نیست!

    ارواح پست و نادان گول می زنند و دروغ می گویند و عامل گمراهی مردم هستند و به سزای عمل خود خواهند رسید، خداوند برای آزمایش شما آنها را آزاد گذاشته است تا شما خوب و بد را از هم تمیز دهید!

    باز هم از گفتار روح دیگری است که می گوید: ارواح علوی هر قدر بالاتر از حیث درجه و مقام باشند در وحدت فکر با هم نزدیک می شوند بطوری که موضوع شخصی یا خصوصی در نظر آنها نیست.

    در اولین مرحله ورود به عالم ارواح!

    بنا بر آنچه اغلب درکتب دانشمندان روحی آمده است: وقتی که روح به عالم ارواح منتقل می شود، در اولین مرحله یک حالت بهت و تحیر به او دست داده و خود را در میان جماعتی می بیند که از همه پوششهای فیزیکی بیرون آمده اند، ارزش اشخاص در عالم ارواح بر حسب نیت و تعقل آنها ظهور می کند، بنابراین ممکن است: کسی که ما او را قابل عذاب می دانستیم در جهان روح آدم سعادتمندی باشد و کسانی که ما در دنیا در اثر تظاهر و ریاکاری آنها را آدم خوب و خوشبخت و سعادتمند می دانستیم در آن جهان در رنج  عذاب باشند.

    در عالم ارواح اغلب بزرگان روی زمین خوار و ذلیل می شوند و آن چیزهائی را که از مال و ثروت و القاب و عناوین و مقام اجتماعی برای خود در دنیا افتخار می دانستند در آن جهان همه بی معنا و پوچ  بی اثر می باشد و آنان که ظلم و ستم بر مستضعفین و مستمندان روا می داشتند در آن جهان فقیر و بی اعتبار خواهند بود (و بگفته قرآن کریم به رنج و عذاب گرفتار می شوند.)

    ارزش انسانها در عالم ارواح فقط بسته به ادراک و مشاعر آنها می باشد که منشأ آن همان میزان عقلی واعمال و رفتار آنها در زندگانی دنیا بوده است.

    آنکس که کردار و رفتار او در دنیا نیکو بوده است به گروه ارواح سعدا می پیوندد و آنکس که شریر و بدرفتار بوده به گروه ارواح اشقیا می پیوندد و آن دسته که حجت بر آنها تمام نشده و در زندگانی دنیا در بی اطلاعی و بی خبری زندگانی خود را گذرانیده اند امر آنها موکول به اراده و مشیت حقتعالی می باشد وشاید هیچگونه لذت از نعم الهی در عالم ارواح نداشته و عذابی هم نمی بینند تا تکلیف آنها در رستاخیز روشن گردد.

    اما انسان وقتی که تازه به جهان ارواح قدم گذارد نخستین چیزی که توجه او را جلب می کند اینست که می بیند همه انسانها در آنجا از حیث شکل و قیافه همانگونه هستند که در روی زمین بوه اند و از پیام ارواح چنین بر می آید که گفته اند تمام جسد اثیری در ما در قیافه و شکل شباهت کامل به همان جسد فیزیکی ما در روی زمین دارد.

    در جهان اثیری اثر گذشت سن در سیما ظاهر نمی شود و جسد اثیری با گذشت زمان نیرویش را از دست نمی دهد و طبق گفته ارواح اسرار حیات در جهان اثیری برای آنان آشکار است و حقایق یکی پس از دیگری بر آنان تجلی دارد، در آن جهان است که عظمت و ارزش انسانی از جهت آنکه عالیترین مظاهر از مظاهر حیات میباشد، آشکار می گردد.

    شکل خارجی انسان در عالم روحی بر حسب ظهور خاطراتی است که آن خاطرات ازطریق عقل در جسد اثیری عمل می کند، زیرا اغلب ارواح هنگام آمدن به عالم زمینی با استفاده از نیروی عقل که خاطرات زمینی در آن متمرکز بوده امواج خود را پائین می آورند و ارواح ترجیح می دهند با همان شکل قدیمی که در روی زمین داشته اند ظاهر شوند. (البته این موضوع مربوط به جلسه ارتباط با ارواح است).

    در جهان اثیری همان شکلی که انسان دارد بطور کامل از جمال اخلاقی ظاهر شده می تواند همه عواطف و احساسات آن شخص را نشان دهد (یعنی همان شکل با زبان حال شخصیت واقعی آن انسان را نشان می دهد) و امکان ندارد جسد اثیری مشاعر و عواطفی را بخود نسبت دهد که قبلاً مالک آن نبوده است و بهمین مناسبت است که گفته اند: عالم ارواح بر خلاف عالم زمینی جهان عالم شهود است.

    و باز به این نکته باید توجه داشت که در جهان ارواح شکل ظاهری انسان روح را نمی سازد، بلکه روح است که شخصیت و شکل واقعی ادمی را می سازد، با توجه به همین حقیقت فطری است که یکی از روانپژوهان عالیقدر از قول یکی از ارواح می گوید: شکل ارواح در جهان روحی به همان اندازه زیباتر ظاهر می شود که صاحبان آنها در جهان زمینی باطناً حقایق مقدسه ایمان به خدای یگانه و روز رستاخیز وفضائل اخلاقی را دوست داشته اند و با آنها زندگی می کرده اند (چون در جهان ارواح جمال باطنی است که جمال واقعی روح است تجلی می کند) و شکلش در آن جهان بر حسب همان شخصیتی می شود که در روی زمین برای خود کسب کرده، لذا آدمی هر اندازه نیکی و محبت در باطنش ریشه دوانده باشد به همان میزان منطق با محیط روحی خود ظاهر می گردد، درنتیجه جمال اخلاقی نیک آدمی در جهان ارواح شکل زیبائی به جسد اثیری می دهد.

    ادامه دارد.....

    گزارش های مستند از سراسر جهان در رابطه با پیام و خواسته های ارواح

    تهیه، تدوین و تنظیم:

    دکتر جهاندار مهر افشا

    قسمت  هجدهم

    ماجراهای روح گرایان

    در کتاب های مقدس جزئیات بهشت و جهنم به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است اما جزئیات زندگی بعد از مرگ چیست؟ متخصصان علم احضار ارواح، از طریق واسطه ها تصاویر غریبی پیش روی ما می نهند.

    «مرگ این چنین است.... من در آرامش غوطه می خورم.... دیگر نیازی به تقلا و اضطراب و اندوه- چون زندگی بر زمین- نیست.... حالا که به زندگی خود در زمین را مرور می کنم بخش عمده آن خیالی بیش نبود.

    مردن چگونه احساسی را بر می انگیزد؟ نمی توان آن را شرح داد زیرا هیچ چیز در آن نیست. تنهاخود را آزاد و سبک احساس می کنم.انگار وجود من گسترش یافته..... بعد از آنکه می میرید روحتان بناگاه وسعت می یابد...... بمحض آنکه بعد ازجدا شدن از بدنم احساس آگاهی خود را باز یافتم دانستم که با ذات اصلی یکی شده ام....»

    این کلمات یکی از گزارش هایی است که واسطه ها از کسانی که تازگی درگذشته اند دریافت کرده اند.

    روح گرایان معتقدند درون هر انسان جسمی ستاره ای یا اثیری قرار دارد. که بعد از مرگ به حیات خود ادامه می دهد. در طول زندگی جسم اثیری قرینه ی جسم مادی است وهمجوار آن به حیات خود ادامه می دهد. در طول زندگی این جسم اثیری می تواند آگاهانه یا ناآگاهانه از بدن جدا شود. کسانی که تجربه ی نزدیکی به مرگ را تجربه کرده اند به یاد می آورند که بر فراز بدن خود شناور بوده اند وتلاش پزشکان یا رفتار اطرافیان خود را تماشا کرده اند.

    این ادعا نظریه متخصصان این زمینه را تأیید می کند که جسم اثیری می تواند از بدن خارج شود و هر مسافتی را که مایل است بپیماید.

    اگرچه جسم اثیری همیشه ناپیدا است اما در مواردی هم این جسم غیر عادی دیده شده است. جسم اثیری مانند مه بر فراز جسم مادی به پرواز در می آید و شکل جسم مادی را به خود می گیرد. روح گرایان می گویندجسم اثیری با ریسمانی نقره ای رنگ- که تا هر مسافتی قابل کشیدن است- به جسم مادی متصل است. تنها هنگام مرگ این ریسمان پاره می شود و دو جسم از هم جدا می شوند بنابر نظر متخصصان جسم اثیری نخست بر فراز جسم عادی به حالت افقی شناور می شود و ممکن است مدتی در آن حال بماند. تا هنگامی که این ریسمان پاره نشده مرگ اتفاق نمی افتد. گاه نزدیکان شخص محتضر که پیش از او مرده اند دور او جمع می شوند و این ریسمان را پاره می کنند و او را با خود می برند.

    بنابراین نظریه ها، مرگ احساسی بسیار راحتی بخش است هر چند که بیمار یا شخص در حال مرگ قبل از مردن در جسم خود درد وعذاب را احساس می کند اما خود مرگ با آرامش کامل به پایان می رسد. مرگ دور شدن تدریجی از دنیای مادی است و این دور شدن آن چنان به آرامی انجام می شود که جسم اثیری در ابتدا متوجه آن نیست. خارج شدن کامل از جسم مادی و ورود به دنیای دیگر گاه چند روز طول می کشد. به قول یکی از متخصصان، مرگ درست مثل خواب و بیدار شدن بعد از آنست.

    در کتاب ماجرای آخرین، کروکال پیام های مردگان را چنین شرح می دهد که مردن مانند بیدار شدن از خواب و کسب آگاهی است، و مردگان بعد از بیدار شدن توسط دوستان و اقوامی که پیش از آنها مرده اند استقبال می شوند.

    «وقتی بیدار شدم چنان احساس تازگی می کردم که دانستم بر روی زمین نیستم نه فقط به دلیل وجود اشخاصی که دور و بر من بودند بلکه بخاطر درخششی که در همه چیز می دیدم....

    در ابتدا بنظر می رسید که در خواب هستیم، وقتی از خواب بیدار شدیم همه چیز فرق می کرد. می دانستیم کجا هستیم و چه چیز آغاز خواهد شد....»

    هر چه مشکل روح در تطبیق با شرایط جدید بیشتر باشد خواب طولانی تر و عمیق تر است. در پیامی دیگر که از طریق واسطه ای دریافت شده مردگان از مواجهه ی خود با ارواح آشنا و غریبه گفتگو کردند همه چیز آنها را می دانستند.

    «او تمام جزئیات زندگی مرا بر روی زمین می دانست. آنچه بنظر من در روی زمین با اهمیت می رسید، در نظر او تنها وسیله ای بود برای آماده شدن جهت ورود به دنیای دیگر.»

    کسانی که با دنیای دیگر ارتباط دارند می گویند: انسانها با همان مشخصاتی که روی زمین داشته اند به دنیای دیگر وارد می شوند آنها که اعمالی بد داشته اند مجازات می شوند تا اشتباهات زندگی خود را دریابند. وقتی این درس یاد گرفته شد. آنها به سطحی بالاتر عروج می کنند.

    به نظر روح گرایان مراحل بالاتر آگاهی با گذشتن از هفت مرحله ی متفاوت حاصل می شود که هر مرحله نسبت به مراحل بعدی مشکلتر است. مرحله ی اول، مرحله ای است که ما خود آن را می سازیم، در حقیقت آن رویائی است که ما سالها آرزوی آن را داشته ایم. این مرحله بهشت نیست. بلکه سرزمین تابستانی خوانده می شود. در این سطح بعضی از ارواح آنچه را در زمین داشتند یا آرزوی آن را می پروراندند واقعیت می بخشند. ممکن است روحی خانه ای زیبا برای خود مهیا کند یا باغی پر گل و گیاه.

    ارواح بتدریج می آموزند آنچه را که آرزو کرده اند و فراهم شده هدیه ای الهی نیست بلکه در حقیقت مادی و بی ارزش است. هدف زندگی در این سطح آنست که ارواح بفهمن زندگی بر روی زمین و هر آنچه به دست آورده اند بی ارزش بوده است.

    آنهایی که بر روی زمین زندگی ناشایستی داشتند و زندگی بعد از مرگ را باور نمی کردند ادامه وجود برایشان ناخوشایند است. آنها در سرزمینی زمستانی، در قلمرویی مه آلود، همراه با سرخوردگی و ناامیدی روزگار می گذرانند.

    اشخاص خود خواه یا خشن سر از سرزمین زمستانی بیرون می آوردند زندگی زمینی آنها بازتاب فقر روحی آنها بوده است اشخاص گناهکار آنقدر در سرزمین زمستانی یا برزخ باقی می مانند تا شایستگی صعود به مراحل بالاتر را پیدا کنند همچنانکه سرزمین تابستانی بهشت نیست سرزمین زمستانی هم جهنم نیست.

    درتمام این مراحل خود شخص در مورد خود قضاوت می کند. قضاوت شخصی کاریست سخت و دردناک. و از همه بدتر آنست که اعمال شخص پیش روی او به نمایش در می آید.

    صحنه ای زندگیم پیش رویم به نمایش در آمد. نتیجه ی اعمال و افکارم را بر روی دیگران می دیدم. هیچ مطلبی، ولو جزئی فراموش نشده بود. افکار دیگران نیز برایم به نمایش در آمد. مشکلترین و خرد کننده ترین تجربه ای بود که از سر گذراندم.

    بعد از مرحله ی اول صعود به مراحل بعدی صورت می گیرد. نخست مرگ دوم واقع می شد، تمام علائق زمینی گسسته می شود سپس مرحله بهشت دوم و پیشرف بیشتر در قلمرو ارواح می رسد.

    هنگامی که روح آماده می شود، پیشرفت در زمینه آگاهی صورت می گیرد حدی نهایی وجود دارد که در آن روح محدودیت خود را از دست می دهد و به مرحله یکپارچگی کامل با سایر ارواح و در نهایت روح اعلی می رسد.

    ادامه دارد.....

     

    نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : پنجشنبه 13 آبان 1395 ساعت: 18:11
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها