فرازهایی از علم الارواح و معاد44

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    فرازهایی از علم الارواح و معاد

    تهیه، تدوین، تنظیم:

    دکتر جهاندار مهر افشا

    Image result for ‫ارواح‬‎

    فصل اول

    اصالت روح

    قسمت  چهل و هفتم

    پیام ارواح!

    قسمت عمده مسائل بر سر این موضوع است که آیا زندگان می توانند با ارواح تماس بگیرند یا نه و اگر تماس گرفته اند گفتگوی آنها چگونه است؟

    در اینجا توصیه نگارنده (مهر افشا) بر اینست که اگر خواننده بخواهد اطلاع کاملی از مطالعه این بخش حاصل نماید باید حتماً تمام مطالب قبلی را با دقت خوانده و مورد بررسی قرار داده باشد والا اطلاعات او ناقص خواهد بود.

    اکنون گفته می شود: در ارتباط با ارواح ناظرین با تجربه با ارواح دانشمندانی که خود روانپژوه بوده و ازدنیا گذشته اند، تماس گرفته و آنان خود را به نشانه معرفی کرده اند و در نتیجه اطلاعاتی از عالم برزخ در اختیار رابطین قرار داده اند.

    در پیامی که از ارواح این دانشمندان در محافل و مجالس علمی گرفته شده، اغلب از حالات کسانی که در دنیا نیکوکار و سعادتمند بوده به نیکوئی وخوشی یاد کرده و آنان را در نعم الهی مشعوف دانسته اند، درباره ی شقاوتمندان و کسانی که زندگانی خود را در فسا و تباهی و شر و آشوب گذرانیده اند بدحالی و بدزیستی آنان را فاش کرده اند، همچنان در بیشتر مجالسی که صدها نفر از دانشمندان غربی حضور داشته اند همه مورد تأیید قرار گرفته است.

    در اینجا مایه تأسف است که چرا مسلمانان جهان که پایه اعتقادی آنان بر بقاء روح و امر برزخ و آخرت استوار است از این مسیر دور مانده و تا کنون کمتر در این مورد کاوش و تجسس نموده اند که لااقل بدانند آیا این مسائل تا چه حد به حقیقت نزدیک است، و اصلاً هنوز هم به فکر جامعه اسلامی نرسیده است که مانند ممالک شرق و غرب عالم دانشکده هائی در این امر تأسیس نمایند و مسلمانان را به معرفت و شناسائی روح آشنا سازند و مدارج عالیه این علم جاودانی را آشکار سازند، و بعضی از انحرافات که اکنون گریبانگیر تأسیسات روحی جهان است و از نظر اسلام مردود می باشد آنرا مرتفع سازند. چون موضوع بقاء روح و ارتباط با ارواح و دانش مخصوص به آن اکنون افکار بزرگترین عقلا و دانشمندان و فلاسفه جهان را بخود جلب کرده است و ارتباط بسیار نزدیکی با اصول عقاید اسلامی دارد؛ همچنان که می بینیم توسط بعضی از رابطین با ارواح توسط دانشمندانی که شاید هیج آشنائی به مبانی اسلامی ندارند پیامهائی از ارواح رسیده که تطبیق به موازین اسلامی داشته و عقاید حقه را در چگونگی عالم برزخ تثبیت می نماید.

    اکنون توجه خواننده را به بعضی از پیامهای ارواح که در کتب معتبر دانشمندان روحی آمده جلب می نمائیم.

    یکی از ارواح مترقی در پیام خود چنین می گوید: اکنون من در عالم ارواح ایمان واقعی را درک می کنم و می دانم ایمان صحیح همان ایمان به خدا و ایمان بوجود روح وبقاء آن پس از مرگ می باشد، چون این ایمان است که انسان را در زندگی زمینی بسوی پاکی و محبت و نیکی می کشاند، من اکنون بسیار قوی هستم و از آن رنج پیری که در دنیا داشتم خبری نیست، من اکنون روحی هستم که وطنم در فضا است و در چشم اندازم تجلی نور خدایتعالی درخشان است، من اکنون در عالم ارواح احساس دید مخصوصی دارم که حتی تا حدودی آینده خود را مشاهده می کنم و همه جریان گذشته حیاتم در حافظه ام تجلی دارند.

    یکی دیگر از ارواح سعدا می گوید: مرگ امری عادلانه است، البته کم هستند کسانی که از چنگال مرگ به این آسانی خارج شده داخل جهان نعمت و رفاه باشند و چه در بسا در اقلیت هستند کسانی که نغمه های زیبا ومنظم عالم ارواح را در فضا بشنوند و بعد از زمانی از قید زندگی توأم با رنج زمینی خود را در چنین فضا معتنم احساس کنند.

    شما ای انسانهای زنده، برای ارواحی که در رنج و عذابند دعا کنید چون احسان و محبت آنطور که شما فکر می کنید تنها اثرش در زمین شما ظاهر نمی شود، بلکه شما می توانید با ارتباط به موجوداتی که فضا را پر کرده اند و زنده هستند تماس بگیرید و آنها را به دعای خود شاد کنید.

    روح سعید دیگری می گوید: ای دوستان عزیز چقدر لذت بخش و شادی آور است که شخص یکمرتبه خود را در فضای مملو از نعمت روحی ببیند، البته خیال نکنید که من بطور ناگهانی مورد محبت خداوند یگانه قرار گرفتم، خیر! بلکه من در زندگی جزو کسانی بودم که از معیشت به کم قناعت می کردم ولی در فراگیری علم به کم قانع نبودم و همچنین سعی می کردم به دیگران محبت ویاری کنم.

    یکی دیگر از اروح سعادتمند در پیام خود چنین می گوید: با آنکه در این عالم (عالم ارواح) خوشبختم و در سعادتی هستم که تصور آن قبلاً برایم امکان نداشت، با اینهمه من از مراتب بالاتر محروم هستم و در عین حال این سعادتی که فعلاً دارم قابل مقایسه با سعادتهای دنیوی نیست، من نمی توانم جلال و عظمت این اجتماعات عالم ارواح را برای شما زمینیها شرح دهم. همه این اشراق و سعادت برای این دسته از ارواح نتیجه پاکی و طهارت در جهان شما بوده است، قصرهای مجلل و ساختمان طلا کاری شده شما زمینیها درمقابل خانه و محلات ساکنان اهل آسمانها بی ارزش است. فضاهای جوی ما با نورهای قوس و قزح منور می باشد، گردش رفتن شما به باغها و پارکهای خود با قدمها و یا بوسیله دیگر در قبال حرکت ارواح در فضا برای تفریح و گردش که به سرعت حرکت می کنند صفر می کنند، آن افقهای محدود شما که اغلب با ابرهای متراکم وسیاه پوشیده شده در مقابل افقهای درخشان ما ارواح قابل توجه نیست، همه این جهانها با دست قدرت خداوند حرکت می کند.

    بهترین نغمه و ترنمهای نشاط آور شما در قبال این نغمه های دل انگیز که ما در اینجا داریم، بی اهمیت می باشد؛ چون نغمات موسیقی ما از ارتعاشات امواج اثیری بوجود می آید و در اعماق روح های ما اثر می گذارد.

    در این عالمی که من هستم، همه بوی معطر محبت را استشمام می کنند، در اینجا اعتماد و اخلاص حکمفرماست و از نفاق و دوروئی و دغلی خبری نیست و بهرجا که من می روم با دوستان صدیق و با محبت برخورد می کنم.

    اینست جهانی که من فعلاً در آن هستم جهانی که بزودی همه انسانهائی که در روی زمین در راه دسترسی و فضیلت و محبت قدم بر می دارند به این جهان خواهند آمد.

    چند پیام از ارواح مستضعفین!

    در پیام دیگری که یکی از ارواح متوسط در مجمع روحی پاریس در حضور روانپژوهان خطاب به آنان اظهار داشته چنین است که می گوید: ای دوستان مدت عمر من در مقابل ابدیت بسیار بی ارزش و کم بود، با این همه من فعلاً در اینجا گروه جزء گروه اشقیاء نیستم بلکه در یک سطح پائینی مانند انسانی هستم که در زندگی زیاد شرارت وفساد نکرده ولی به مرحله کمال هم نرسیده است، پس اگر در این جهان اشخاص سعید در یک محیط تنگ و محدود باشند منهم جزو آنها هستم.

    من فقط به یک چیز نادم و پشیمان هستم و آن اینست که: آنچه را شما از جهان روحی می دانید من در دنیا نمی دانستم، اگر منهم مثل شما جهان ارواح را می شناختم حالا اضطراب و هیجانم خیلی کمتر بود، بلی: این یک اضطراب بزرگ است که ما زنده باشیم ولی زنده بودن خود را درک نکنیم، جسد فیزیکی خود را ببینیم و با آن مربوط شویم ولی نتوانیم از آن استفاده کنیم، یا اینکه کسانی را که دوست می داشتیم ببینیم ولی از سوی دیگر احساس کنیم فکری که می خواهد ما را به آن دوستان مربوط کند خاموش می شود. (بلی این یک نوع رنج برای ارواحی است که زیاد در این دنیا شقی نبوده اند).

    ولی ای دوستان روانپژوه اگر آن چیزهائی که شما اکنون می دانید من هم می دانستم وصول من به حیات جاودانه آسانتر بود، زیرا در آنجا همان مطالبی را که لازم است بعد از انفصال از جسد مادیم بدانم، می دانستم و روح از جسدم بسیار آسانتر از این خارج می شد که من تحمل کردم. اکنون شما علمای روحی راه خود را پیدا کرده اید و هرگز از این راه خارج نشوید.

    یکی دیگر از ارواح متوسط در ارتباط خود در جلسه تحقیقاتی علمای روحی در پاریس چنین گفته است: من اکنون دچار رنج و المی هستم که شما نمی توانید حد آنرا تصور کنید؛ آری همه این رنجها در اثر آن ندامت است که چرا من در حیات زمینی وقتم را به بطالت و گناه گذرانیدم بدانید: که در جهان ارواح فرق زیادی من انسانهائی است که در نزد مردم شریف بوده و انسانهائی که در نزد خدا شریف بوده اند.

    انسان شریف در میان شما کسی است که به قوانین الهی احترام بگذارد، انسان شریف باید از کبر و غرور و حسد و حرص و طمع و بخل پرهیز نماید، انسان شریف در نزد خداوند آنست که اوقات زندگی خود را صرف محبت به مردم و انجام عمل خیر و خالصانه برای پیشرفت انسانهای مثل خود بنماید و دشمنی و نفاق و کینه را در خود راه ندهد و به دیگران بدی نکند.

    ولی آیا من در زندگی خود، همه اینها را انجام داده ام؟ «خیر» و من با کمال شرمندگی اقرار می کنم که در بیشتر واجبات زندگیم کوتاه آمدم و من آن زندگی را نمی کردم که شایسته یک انسان شریف بوده باشد، بلکه بیشتر اوقات، فراموشی خداوند سبب می شدکه تکالیف واجب دیگر خود را هم فراموش کنم که مسامحه در این امر در سنت الهی استحقاق عذاب و رنج دارد.

    وقتی که به این جهان (جهان روحی) پا گذاردم به این حقایق آگاه شدم و احساس ندامت می کنم، لذا اکنون بهترین آرزوی من اینست که خداوند بزرگ با رحمت و کرمش این ندامت مرا قبول کند.

    ادامه دارد.....

    گزارش های مستند از سراسر جهان در رابطه با پیام و خواسته های ارواح

    تهیه، تدوین و تنظیم:

    دکتر جهاندار مهر افشا

    قسمت چهاردهم

    اشباح در قلعه ویلتون

     

    بر فراز تپه ای وهمناک در جنوب شرقی ایرلند، دیوارهای سوخته قلعه ی ویلتون خودنمایی می کند که روزگاری در اوج شکوه وعظمت بود.

    این قلعه تا سال 1920 که طعمه ی حریق شد زیستگاه نسلها اعضای خانواده آلکوک بود که از اوائل قرن هفدهم در این منطقه می زیستند. افسانه های محلی حکایت از آن دارد که این قلعه محل تردد اشباح و اروح است.

    بنا به گفته اهالی در برج قلعه گاه و بیگاه نورهایی عجیب به چشم می خورد. داستان دیگری می گوید، هر ساله در روز معینی، شبح الکوک یکی از ساکنان قلعه که در 1840 مرده سوار بر کالسکه ای ظاهر می شود و در اطراف قلعه می چرخد.

    یکباره عده ای از اهالی منطقه در روز معین در اطراف قلعه به تفحص پرداختند. عده ای از آنها مدعی شدند که این شبح را دیدند.

    از همه افسانه ها عجیبتر ظهور شبح شخصی به نام آر چیبالد جاکوب است او در 1798 سرکردگی گروهی یاغی را بر عهده داشت و جنایات بسیاری انجام داد. در غروبی از سال 1836 هنگامی که از ضیافتی باز می گشت از اسب سقوط کرد و کشته شد. گفته می شود روح او تا سالها بعد در محل مرگ و در درون قلعه به دفعات دیده شده است.

    می گویند یکبار کشیشی کاتولیک برای جن زدایی به قلعه دعوت شد. بمحض آنکه او علامت صلیب را در هوا رسم کرد، شبح آرچیبالد در آتشدان ظاهر شد. آتشدان واژگون گردید و شبح در میان ابری از دود ناپدید شد. کشیش مراس را از ترس نیمه کاره رها کرد.

    ادامه دارد...

     

    نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : چهارشنبه 12 آبان 1395 ساعت: 11:28
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها