فرازهایی از علم الارواح و معاد41 | بلاگ

فرازهایی از علم الارواح و معاد41

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

فرازهایی از علم الارواح و معاد

تهیه، تدوین، تنظیم:

دکتر جهاندار مهر افشا

فصل اول

اصالت روح

قسمت  چهل و سوم

شیطان کیست و کارش چیست؟

Image result for ‫شیطان‬‎

علامه بزرگوار صاحب تفسیر المیزان در تفسیر خود تحت عنوان بالا آورده است: موضوع ابلیس نزد ما امری مبتذل و پیش پا افتاده شده که اعتنائی به آن نداریم جز اینکه روزی چند بار اورا لعنت کرده از شرش پناه به خدا ببریم  و بعض افکار پریشان خود را نه از این جهت که از ناحیه اوست تقبیح کنیم، و لکن باید دانست که این موضوع، موضوعی است بسیار قابل تأمل و شایان دقت و بحث که متأسفانه تاکنون درصدد برنیامده ایم ببینیم قرآن کریم درباره حقیقت این موجود عجیب در عین اینکه از حواس ما غائب است و تصرفات عجیبی در عالم انسانیت دارد چه می گوید؟ و چرا نباید درصدد آن بر آئیم؟ چرا در شناختن این دشمن خانگی و درونی خود بی اعتنا باشیم؟ دشمنی که از روز پیدایش بشر تا روزی که بساط زندگیش بر چیده می شود بلکه حتی پس از مردنش هم دست از گریبان او بر نمی دارد! و تا در عذاب جاودانه دوزخیش درنیندازد آرام نمی گیرد.

آیا نباید فهمید این چه موجود عجیبی است که در عین اینکه همه حواسش جمع گمراه کردن یکی از ما می باشد و در همان ساعتی که مشغول گمراه کردن یک فرد است، عیناً بهمان جور در همان وقت سرگرم گمراه کردن بنی نوع بشر است و در عین اینکه از آشکار همه با خبر است از نهان آنان نیز اطلاع دارد!

او نخست در عواطف نفسانیه انسان یعنی در بیم و امید او و در آمال وآرزوهای او، در شهوت وغضب او تصرف نموده و آنگاه در اراده وافکاری که از این عواطف بر می خیزد تصرف می کند.

این موجود عجیب خود دارای اراده و شعور بوده و بشر را دعوت به شر نموده بسوی گناهش سوق می دهد، این موجود قبل از اینکه انسانی بوجود آید با ملائکه می زیسته و هیچ امتیازی از آنان نداشته است، پس از آنکه آدم علیه السلام پا به عرصه وجود گذاشت، از صف فرشتگان خارج شده بر خلاف آنان در راه شر و فساد افتاد و سرانجام کارش به اینجا رسید که تمامی انحرافها و شقاوتها و گمراهیها و هر امر باطلی که از بشر سرزند همه به دلیل مستند به تحریک وی انجام می پذیرد.

شیطان را در کارهایش اعوان ویارانی است از فرزندان خود و از جن و انس که هر کدام به طریق خاصی اوامر او را اجراء می کنند و او به آنها دستور می دهد که در کار انسانها مداخله کنند ودر تمام شئون زندگی دنیویشان به انحاء مختلف تصرف نمایند، گاهی دسته جمعی و گاهی منفرد و زمانی به کندی و وقتی به سرعت، گاهی بدون واسطه و گاهی بوسیله اطاعت و زمانی بوسیله معصیت بکار گمراهی آدمی می پردازند.

و در این معنا باید توجه داشت که تصرفات ابلیس و لشکریان او طوری نیست که برای بشر محسوس باشد، یعنی بفهمد که چه وقت ابلیس در دلش رخنه می کند و چگونه افکار باطل را در قلبش القاء می کند و یا اذعان کند که این فکر از خودش نیست و شخص دیگری در دل او القاء کرده است.

در پایان این بحث نگارنده (مهرافشا) گوید: داستان شیطان و کارهای او و تصرفاتش در روح و جسم آدمی بسیار مفصل است که در این مختصر نمی توان گنجانید و این خود کتاب جداگانه ای را در بر می گیرد، اما در اینجا شاهد کلام در کل بحث بر اینست که: به دانشمندان علوم روحی و روانپژوهان با توجه اعلام شود که با دقت کاملی متوجه این امر باشند که در ارتباط با ارواح گروه شیاطین جن کاملاً برای اغوا کردن و گمراه نمودن آنان مترصد وآماده بوده و بدون آنکه خود را با مدیومها و وسیطها بشناسانند به جای ارواح جوابگوی بعضی از سوالات آنها بوده و حتی الامکان آنان را از مسیر حق گمراه کرده و یا جوابهائی بر وفق مراد آنان می دهند.

بسیار هوشیاری لازم است که مدیومها و ارتباط گیرندگان با ارواح تشخیص دهند که آیا حقیقتاً با ارواح مورد نظر تماس گرفته اند ویا با جن و شیطان که از سنخ ارواحند.

البته ما انکار نداریم بر اینکه امکان ارتباط با ارواح مسیر است، بلکه جداً قبول داریم که این امر بسیار سریع امکان پذیر است، یعنی به مجرد اینکه کسی در هر مکان به ارواح انبیاء واولیاء از دنیا گذشتگان اسلام کند، ارتباط برقرار خواهد شد و حتی در این ارتباط جواب سلام او را می دهند ولی نه آنطور که بر حسب ظاهر او بشنود بلکه خود از این ارتباط نزدیک هم بی خبر است و این امری یک جانبه است که حتی می توان ارواح عالیه را واسطه قرار داد و به آنها توسل پیدا کرد و چه بسا اقدامی هم از طرف آنان برای خواسته های توسل جویندگان فراهم گردد و به مقصود و مرا خود به امر پروردگار نائل شوند.

اما اینکه کسی بخواهد با ارواح عالیه که در مقام قرب هستند مکالمه کند و سوال و جوابهائی عیناً دریافت دارد و از آنها بخواهد اسراری را آشکار کنند این امر بسیار مشکل و در عهده هر کس نیست چون شأن آنها بالاتر از آنست که بخواهند در این گونه مسائل دخالت کنند.

چگونه می توان با ارواح ارتباط حاصل کرد؟

قبلاً اشاره ای شد که وسائل گوناگونی برای ارتباط با ارواح بکار می رود که هر یک به نوبه خود حائز اهمیت می باشد، همچنان بوسیله خواب مغناطیسی با «مانیه تیزم» و یا بوسیله ابتدائی تر دیگری چون میز گردان و وسائل دیگر که بوسیله مدیومها و وسیطها انجام می شود، اما این وسائل هر یک در عمل اشکالاتی بوجود می آورد که ممکن است ارتباط گیرندگان سر درگم شده و به هدف اصلی خود نرسند، یعنی نتوانند با ارواح مورد نظر ارتباط گیرند و منظور خود را عملی سازند واغلب با شک و تردید کار خود را انجام داده و متوجه نمی شوند که آیا با روح تماس گرفته یا موجودهای نامرئی دیگری در کار آنها دخالت کرده است.

بسیار کسانی هستند که علاقه دارند بتوانند با ارواح ارتباط حاصل نمایند ولی برای آنان وسائلی که ذکر شد مقدور نیست و یا اصلاً نیروی لازم را در خود ندارند که همچنان بتوانند کسی را هیپنوتیزم کنند، و یا فاقد جلاء بصری و قدرت القائی هستند.

با آنکه از نظر اسلام بطور کلی ممدوح نیست که کسی در این راه قدم گذارد، چون امکان انحراف در این امر بسیار بوده و لغزشهائی در آن بوجود می آید که بسا موجب خطا و گمراهی می شود، ولی یک راه نیکویی برای همگان مقدور است که از نظر اسلام هم در آن اشکالی نیست وآن راه تزکیه نفس است که هر کس در این وادی قدم نهاد می تواند امکاناتی در این مورد و موارد دیگر برای خود حاصل نماید، چون آنان که به تزکیه نفس خود می پردازند تقوای آنان اجازه نمی دهد که کاری در راه غیر رضای خدا انجام دهند و حتی اگر گاهی کراماتی از خود نشان دهند بدون رضایت حقتعالی نیست.

اما در اینجا بی مورد نیست که در رابطه با این معنا مطالبی را که نویسنده کتاب «عالم عجیب ارواح» آورده متذکر شویم.

با آنکه بحث آن کتاب کلاً در مسئله روح می باشد و در قسمت اول شرحی بتفصیل در مورد روح قبل از این عالم دارد که در آن اشاره به احادیثی کرده که از طرف پیشوایان اسلام رسیده و مضمون آنها براینست که: خدایتعالی ارواح را دو هزار سال قبل از ابدان خلق فرموده و در این معنا استناد به آیه شریفه «عالم ذر» کرده است. هر مقدار روح انسان در این دنیا از مادیات و دلبستگی های بیشتر منقطع شود بهتر می تواند به این مسائل پی ببرد و هر مقدار بیشتر مخالفت با هوای نفس کند و بهتر تزکیه نفس نماید به این حقایق بهتر آگاه می شود، ولی در اینجا به مطلب مهمی پرداخته که به آن اشاره می شود:

روح انسان با ریاضتها و مخالفت های با نفس بقدری تقویت می شود که هر کاری را که بخواهد می تواند انجام دهد، روح خود را تخلیه کند، از تمام محدوده ی کره زمین اطلاع داشته باشد، روح خود را در خارج از بدن تجسم دهد دیگری را خواب کند، روح را او از بدنش تخلیه کند، او را هیپنوتیزم نماید، ارواح را ببیند و احضار کند، جن را تسخیر نماید، با ملائکه حرف بزند و از آنها کمک بگیرد، با تلقین و اراده امراض روحی و جسمی دیگران را معالجه نماید، اجسام سنگین را با یک چشم بر هم زدن از جائی به جائی حمل نماید، طی الارض کند، قطاری را که با سرعت حرکت می کند در جا نگهدارد و ده ها نوع اعمال قدرت و کارهای عجیب نماید!

اینها تمامش با داشتن قدرت روحی برای یک انسان در همین عالم میسر است، اینها چیزهائی است که در این عالم اتفاق افتاده و هر فردی از افراد بشر یا بچشم خود دیده و یا جزء معتقدات مذهبی او بودهاست.

و در آن کتاب در این مورد اضافه می کند: حتی کسی که برای بشر این اعمال و این قدرت روحی را قائل نباشد و بطور کلی اینها را برای انسان محال بداند نه مسلمان است و نه به هیچ یک از مذاهب عالم معتقد است، زیرا همه مذاهب عالم برای بعضی از انسانها این کمالات روحی را قائل اند و آنها را جزء ضروریات مذهب خود می دانند.

بنابراین انسان با ریاضتهای شرعی به همه این کمالات روحی در محدوده شرع ممکن است برسد و همچنین با ریاضتهای غیر شرعی ولی با عدم امتیازات شرعی ممکن است به این قدرت روحی موفق شود، زیرا انسان روح است نه جسد. در انسان عالم بزرگی نهفته شده است وبالاخره انسان کتاب تکوین عالم وجود دارد.

نگارنده (مهرافشا) گوید: البته کسانی که در تزکیه نفس می کوشند و از طریق تقوی کسب کمالات کرده و کراماتی ازخود نشان می دهند با کسانی که از طریق ریاضت و مخالفت های مشروع ویا نا مشروع نفسانی مبادرت به بعضی ازکارهای خارق العاده می نمایند، این دو گروه تفاوت بسیاری دارند ولو اینکه هر دو گروه موفق به کسب کمالاتی باشند، چون آنکس که برای خدا مبارزه با نفس می کند یا آنکه ممکن است مقامی را دارا شود که بتواند آهن را طلا کند یا کوه با آن عظمت را به امرخدا نابود کند و یا با یک نظر هواپیمائی را سقوط دهد، او هیچگاه عمل خلاف و آنچه در مصلحت امر الهی نیست انجام نخواهد داد و بر عکس شاید بسیار شنیده باشید که مرتاضین هند یا کسان دیگری که اصلاً اهل کتاب و مذهب هم نیستند در اثر ریاضتهای سخت و گوناگون و مخالفت های شرعی و یا غیرشرعی یا نفس خود، به بسیاری از علوم دست یافته وکارهای خارق العاده ای انجام می دهند و حتی اکثر از آنها دانسته یا ندانسته با ارتباط به جن و شیطان اطلاعاتی کسب کرده و مردم را از بعضی مسائل آگاه می سازند و بیشتر آنها با الهامات شیطانی در امر تسخیر جن مهارت دقیقی داشته و کارهایی انجام می دهند که هر کس نداند آنان را بندگان خاص خدا می داند در حالی که اولیاء خدا وکسانی که در راه تزکیه نفس کوشیده و آنی از مبارزه با نفس اماره غفلت نمی کنند، آنان با حفظ این سمت که می توانند به امر خدایتعالی همه کار را انجام دهند و تمام کمالات نفسانی را دارا میباشند هیچگاه مبادرت به امری که رضای خدایتعالی در آن نباشد، نخواهد کرد.

ادامه دارد....

گزارش های مستند از سراسر جهان در رابطه با پیام و خواسته های ارواح

تهیه، تدوین و تنظیم:

دکتر جهاندار مهر افشا

قسمت دهم

شبحی درون آبها

 

از دورانهای پیشین عقیده مردم بر آن بوده که ارواح پیوند نزدیکی با آبها، سواحل پوشیده از خزه و رودخانه های دور افتاده میان دره ها و برکه های دور افتاده دارند. بعضی از این ارواح روح کسانی هستند که در این نقاط غرق شده اند. این ارواح در پی آنند تا قربانیان جدیدی را به این مکان های ترسناک بکشانند و به جمع خود وارد کنند.

در منطقه دون انگلستان، برکه ی تاریکی هست که آبشاری به ارتفاع 6 متر بدون آن می ریزد. این برکه «پلکان گیتی» نامیده می شود و گفته می شود شبحی در آنجا سکنا دارد.

داستانی قدیمی می گوید سالها قبل زنی سوار بر اسب به نام گیتی، هنگامی که از بازار به خانه باز می گذشت از کنار این برکه گذشت. بارانی که تازه باریده بود مسیر باریک کنار آبشار را لغزنده کرده بوده، و به گفته عده ای روحی دیگر، گیتی را بدون برکه فرو غلتاند. به هر صورت گیتی دیگر به خانه بازنگشت. اسب او در کنار برکه در حال چرا پیدا شد. از آن پس گیتی بارها در کنار آبشار در حالی که سر او به سوی آبها خم شده بود، دیده شد.

در 1968 این برکه قربانی دیگری گرفت. سربازی که به سوی سرباز خانه در حرکت بود از راه میانبر کنار برکه استفاده کرد. تا چند هفته از او اثری پیدا نشد سرانجام جسد او بر روی آب آمد.

ادامه دارد.....

 

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 14:55