فرازهایی از علم الارواح و معاد30

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    فرازهایی از علم الارواح و معاد

    تهیه، تدوین، تنظیم:

    دکتر جهاندار مهر افشا

    فصل اول

    اصالت روح

    قسمت  سی و سوم

    اثر تلقین در هیپنوتیزم!

    هیپنوتیزم از لفظ یونانی گرفته شده و به معنای خواب است، در کتاب «راز درون» آورده است که برای اولین بار این نام را دکتر «جیمز تیزور» به معمول دست می دهد و به عبارت دیگر هیپنوتیزم حاصل القاآت ممتد عامل در معمول است.

    البته آنانکه اعتقادشان بر این بود که «تلقین» عامل اصلی هیپنوتیزم است بعدها متوجه شدند که تلقین به نفس «معمول» و اعتماد او به «عامل» نیز رل عمده ای در خواب مغناطیسی بازی می کند، یعنی در هنگام خواب کردن اگر معمول به خودش تلقین کند که خواهد خوابید می خوابد و در غیر این صورت اگر برای خواب نرفتن استقامت کند، انجام عمل مشکل خواهد بود و اشخاص با اراده همیشه در مقابل تلقین عامل مقاومت می کنند.

    «مسمر» هیپنوتیزم را بعلت تأثیر مانیه تیزم «عامل» در سیستم عصبی افراد «معمول» می دانست، در حال حاضر نیز بسیاری از دانشمندان در حالی که خواب مغناطیسی را تنها محصول تلقین و بویژه تلقین به نفس «معمول» می دانند معهذا این را نیز قبول دارند که هر کس نمی تواند هیپنوتیزور بشود و برای موفقیت در آن علاوه بر تعلیم نزد استاد، استعداد شخصی نیز لازم است.

    همانطور که قبلاً اشاره شد درباره خواب مغناطیسی نظرات بسیاری از اقوال دانشمندان و روانپژوهان ارائه شده است، ولی آنچه که از نظر اختصار دراین مورد قابل توجه است یادآور می شویم همچنان یکی از دانشمندان روانپژوه دیگر به نام «لونز» خواب مغناطیسی را در پنج مرحله توصیف کرده است.

    مرحله اول: در این درجه «معمول» تمیز خود را از دست نمی دهد ولی قوای طبیعی او تحت تأثیر واقع می شود، مثلاً اگر گفته شود دست شما قادر به بلند شدن نیست یا بازوی شما خم نمی شود «معمول» این فرمانها را اجرا می کند و توانائی حرکت اعضاء نامبرده از او سلب می شود.

    مرحله دوم: در این درجه حالت نیمه خواب به معمول دست می دهد، در این حال بر حسب اراده «عامل» معمول تصور چیزهای غیر ممکن را کرده و در وقت بیداری به خاطر می آورد، یا آنکه آنها را به خواب دیدن نسبت  می دهد.

    مرحله سوم: در این درجه «معمول» به خواب عمیقی فرو رفته و فوق العاده تحت تأثیر اوامر وتلقینات «عامل» واقع می شود و در این درجه خواب ممتد می توان تجاربی را مانند ارتباط با دور «تله پاتی» بوسیله معمول انجام داد.

    مرحله پنجم: در این درجه معمول بحال روشن بینی رسیده و عامل او را وادار می نماید که علومی را بشرح بدهد و حتی مجهولات عامل را برای او توضیح بدهد در این حالت روح معمول از علایق و موانع مادی بشکل نوری رها شده و همه چیز را می خواند و می داند.

    بطور کلی در خواب مغناطیسی حواس پنجگانه «معمول» حساس تر می شود و در درجات عمیق آن حالت روشن بینی به معمول دست می دهد و دری از عالم مجهول بر روی او باز می شود و چیزهائی را که خارج از حوزه ادراک حواس پنجگانه اوست ادراک می کند.

    در مرحله ی پنجم از نظریه «لونز» مفهوم این معنا حاصل می شود که اگر این نوع خواب کردن صحیح و عمیق انجام گیرد، یعنی روح «معمول» از علایق و موانع مادی بشکل نوری رها شود و همه چیز را بخواند و بداند و در حقیقت صد در صد تحت اختیار خواب کننده قرار بگیرد، باید نامش را «تخلیه روح گذاشت» زیرا این عمل به تخلیه روح شبیه تر است.

    همانطور هم که بعضی از مدیومهای قوی گفته اند، اولین شرط خواب کردن و یا روح دیگری را از بدنش تخلیه نمودن آنست که خواب کننده باید فوق العاده روحش قوی باشد تا بتواند نفوذ قابل توجهی در خواب شونده داشته باشد و اگر خود مدیوم دارای ضعف روحی باشد و در مقابل قدرت روحی خواب شونده قرار گیرد موفقیت او بسیار ناچیز خواهد بود.

    علل و اسبابی که موجب خواب مغناطیسی می شود!

    بطوری که قبلاً اشاره شد خواب مغناطیسی درحقیقت همان نفوذ نیروی خاص از مدیوم است باهمان معنا که هیپنوتیزم خواب رونده را تحت تأثیر قرار داده و از او سلب اراده کرده او را بخواب فرو می برد و روح او را در اختیار خود می گیرد.

    دراین مورد گاهی علل و اسبابی بکار می رود که انسان به درجات مختلف بوسیله عملیات طبیعی یا شیمیائی یا حیوانی خواب می رود و در رابطه با این معنا در کتاب «عالم ارواح» تألیف فیلسوف بزرگ شرق «طنطاوی» توضیحاتی داده شده که توجه خواننده را به آن جلب می نمائیم.

    خواب مغناطیسی آن است که انسان به درجات مختلف بوسیله عملیات طبیعی یا شیمیائی یا حیوانی خواب می رود، علل و اسباب طبیعی که باعث خواب می شوند، عبارتند از: روشنائی و شنیدن صداهای منظم و جریان برق الکتریسیته و قطعه های شیشه های درخشانی که هر کس به آن نگاه کند خواب می رود.

    علل و اسباب شیمیائی که باعث خواب می شوند عبارتند از: اتر، کلروفرم، ازت، و سایر داروهای بیهوش کننده در ارتباط با خواب کردن.

    علل و اسباب حیوانی که باعث خواب می شوند مهمتر از همه اراده است که با زبان و یا نگاه سیال مایع عصبی خود را بطرف «معمول» فرستاده و باعث سستی اعصاب او و بالاخره خواب و خلسه او می شود.

    و بطور کلی خواب سه درجه است:

    اول- آنکه بی حس می شود ولی چشمها باز و مطیع اوامر خواب کننده است و با اشاره تسلیم و قبول خود را به او می فهماند، در آن حال شخص خواب رفته به قدری بی حس است که اگر گوشت بدن او را ببرند یا در آب جوش فرو برند نمی فهمد. (مکرر این امتحان در پاریس توسط دانشمند معروف «دی بوکاته» برای شاگردانش بعمل آمده است و این درجه را در اصطلاح علمی «کاتالبیسی» گویند).

    دوم- آنکه بی حس می شود و چشمها را هم می بندد ولی بر خلاف حال، او می بیند و می شنود و حرف می زند و می خواند و می نویسد و کاملاً مطیع اوامر خواب کننده (منوم) است و آن درجه را در اصطلاح علمی «بنارژی» گویند.

    سوم- آنکه به درجه جذب می رسد، در این حالت شخص خواب رفته خود را خوب می شناسد و امراض جسم خود و علاج آن را شرح می دهد و افعال همه را می بیند و سخنان آنها را از دور می شنود و از حوادث آینده خبر می دهد و با زبانهای مختلف که در حال بیداری نمی دانست تکلم می کند و روح مردگان را می بیند و شکل و هیکل آنها را وصف می کند و اقوال و کلمات ارواح را به هر زبان به حاضرین می رساند؛ و این درجه از خواب را به اصطلاح علمی «سونابلیزم» گویند.

    در ذیل شرح این موضوع استاد آموزگار مترجم کتاب «عالم ارواح طنطاوی» آورده است: «شاردل» دانشمند معروف در کتاب خود موسوم به «مغناطیس حیوانی» می نویسد که دختر صحیح مزاجی را خواب کردم و در ضمنی که شرح علاج دردی را برای من گفت، پرسید آیا چگونگی این علاج را که به من دستور می دهند نمی شنوی؟ گفتم «نه» من چیزی نمی شنوم، گفت بلی همینطور است زیرا شما خوابید ومن بیدار و آزادم.

    گفتم چگونه آزادی در حالی که مسخر اراده من هستی؟ گفت تو ظاهر تاریک آنرا می بینی و من باطن روشن او را، زیرا من از قیود جسمانی موقتاً رها شده ام، آنچه من می بینم و می شنوم شما نمی بینید و نمی شنوید و آنچه من ادراک می کنم شما قادر بر درک آن نیستید.

    من روشنائی که از سر انگشتان شما خارج می شود می بینم که به آن وسیله مرا می ربائی و جذب می کنی و صدای اشخاص را از دور و از شهرهای بعید می شنوم و حال حاضر من شبیه به حال بیداری انسان پس از مرگ است.

    نظریات دانشمندان دیگر در خواب مغناطیسی

    از بحث های گذشته چنین نتیجه حاصل شد که بیشتر از روانپژوهان، بنیانگزار پدیده خواب مغناطیسی را «آنتوان مسمر» خوانده اند ولی در کتاب «انسان روح است نه جسد» آورده که قبل از مسمر دانشمندان دیگری نظرات خود را به جامعه همزمان خود اعلام کردند و در اینجا بی مورد نیست که به چند نظریه از آنها توجه حاصل گردد:

    در قرن یازدهم استادی بنام «فیسینی» اهل فلورانس نظریه خود را قبل از مسمر در خواب مغناطیسی ارائه داده و گفته است: انسانها می توانند در اثر تمرین و ممارست بوسیله مغناطیس چشم خود در دیگری اثری بگذارند و اراده او را در اختیار خود بگیرند.

    Image result for ghost

    در قرن شانزدهم میلادی دانشمند دیگری بنام «پومپوناج» از اهل ایتالیا سخن از قدرت روح بوسیله چشم و اجزای دیگر بدن در دیگران از دور و نزدیک به میان آورد، همچنین در همین قرن پزشک سویسی به نام «فون» نظریات مهمی در علم پزشکی داشت و بوجود نیروی مغناطیسی سیال که جزئی از همان جاذبه عمومی است در دیگری اثر بگذارد.

    و بعد از آن دانشمندان بزرگ دیگر به صحت تأثیر مغناطیسی بدن انسان در دیگری معترف شدند و درباره نیروی مغناطیسی در آن زمان کتابهائی تألیف کرده و منتشر نمودند.

    اما هیچ شک نیست که «مسمر» به ادوار گذشته تفوق و برتری داشت و در نتیجه بحث های مغناطیسی را توسعه داده به جلو برد و کتابی در این زمینه بنام «شناخت من از مغناطیس حیوان» منتشر ساخت و در سال 1775 مقاله مستدلی از محل کار خود در وین منتشر ساخت و گفت: قانون جاذبه عمومی که «نیوتن» کشف کرد با همان سیال عمومی که از دو قرن پیش در وجود جانداران شناخته شده است منطبق است و این سیال عمومی در جسم انسانها تأثیراتی شبیه تأثیر جاذبه مغناطیسی بوجود می آورد.

    مسمر، منبع ظهور پدیده های خواب مغناطیسی را به نیروی مغناطیسی حیات در جانداران نسبت داد و گفت: جسم انسان هم بواسطه داشتن سیال مغناطیسی در اعصاب خود و دیگران اثر جاذبه ای دارد و بواسطه اثر گذاردن در آن مغناطیس بدن می تواند بعضی از امراض عصبی و عضوی را معالجه نمود.

    در هر حال مسمر به آخرین موفقیت خود دست یافت و درمانگاهی عظیم به نام «مداوای مغناطیسی» تأسیس کرد و بیماران را بوسیله «خواب مغناطیسی» معالجه می کرد و نظریات او زیر نظر کمیته ای تحت ریاست عالم معروف شیمی «لاوازیه»تحت بررسی و تأیید قرار گرفت.

    ادامه دارد....

     

    نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 0:58
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها