فرازهایی از علم الارواح و معاد25

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

فرازهایی از علم الارواح و معاد

تهیه، تدوین، تنظیم:

دکتر جهاندار مهر افشا

Image result for ‫تصوير متحرك روح‬‎

فصل اول

اصالت روح

قسمت  بیست و هفتم

عوالم موثر در حالات روانی!

از آنجا که اصل موضوع درباره ی شناخت مسائل روحی است و در اینجا ادامه بحث ما به مسئله حالات روانی می باشد که در حقیقت، این دو «روان و روح» جدا از هم نیستند، لذا باز از بعد دیگری به حالات روانی می پردازیم.

بعضی از روانپژوهان، ذهن را عامل موثری در عوامل روانی می دانند و معتقدند که روانشناسی عبارت از مطالعه ذهن انسان و طرز کار آن است و حافظه یکی از مطالب اساسی روانشناسی می باشد.

در روانشناسی تأثیر کیفیات ذهنی و روحی در رفتار آدمی مورد توجه بسیار قرار می گیرد و عوامل مولد اندیشه و کار تحلیل و تجزیه می گردد و طرز فعالیت و تأثیر آنها در سرنوشت شخص بررسی می شود.

بعضی دیگر از روانشناسان عوامل روانی را بر دو دسته تقسیم کرده اند: یکی آنکه بیشتر مربوط به امور تکوینی است، همچنان زشتی و زیبائی و فقر و تنگدستی و غنا و ثروتمندی و استعدادی گوناگون و آنچه مربوط به خود کوچک بینی یا بزرگ بینی است. و دسته دوم آن عوامل را مربوط به حالات درونی دانسته اند که آن از خود افراد ناشی می شود و بلکه گاهی اختیاری است، همچنان توجه و تفکر و خشم و غضب و خوشروئی یا بدخوئی و خلاصه عواملی که یا خوب یا بد روی روان اثر می گذارد.

و نیز جمعی، هم معتقدند که غالباً اصطکاکها و اختلال های روحی که در اشخاص ایجاد می شود از سه عقده بزرگ است: عقده شخصیت ظاهری، عقده جنسی، عقده اجتماعی و کلیه غرائز و عواطف را می توان در زیر لوای این سه عقده در آورد.

در اعتقاد بعضی از روانپژوهان مسئله دیگری هم وجود دارد، و آن اینکه همانطور که بدن و جسم آدمی نیازهائی از نظر حیاتی دارد روح و روان آدمی هم نیازمند یک سلسله از ضروریات حیات است که عدم ارضاء آنها نیز موجب اختلالات و ناراحتیها و بیماریهای تحمل ناپذیر روانی می گردد.

در هر حال علم روانشناسی باید تمام جهات و مسائل روانی را در نظر گرفته ودقیقاً هر مسئله را از طریق خود حل نماید، آنجا که بیماری روانی مربوط به اعصاب است در مسیر معالجه عصب باید کوشید، آنجا که مربوط به عقده ها و ناکامیها و عقب ماندگیها است باید از طریق مربوط به آنها اقدام به معالجه نمود، آنجا که عوامل بیماری روانی از حالات درونی و واپس زدگی است، روان پزشکان خود می دانند که چگونه معالجه کنند.

اما عامل مهم دیگری که تحولات موثری در حالات روحی بوجود می آورد عوالم عشق و محبت و احساسات است و این موضوع دو جنبه دارد که یکی روح و روان را در حد اعلای شادمانی می رساند و دیگری آنقدر در روان اثر می گذارد که به انتحار و خودکشی می انجامد. اگر این عوالم در مسیر حقیقت ظاهر شود و از ناحیه پروردگاری در کانون قلب ایجاد شود که این خود موهبتی عظیم و بسیار ارزنده است و چنان آرامشی در روان ایجاد می کند که همانند اولیاء حق در عالم عشق روحشان به عالم ملکوت پرواز کرده در حالیکه هنوز پیوستگی آن با بدن آنها محفوظ است و اگر این امر در عوالم مجاز باشد و در راه پیروی از هواهای نفسانی قرار گیرد این همان مرتبه ای است که حالات روانی را به قدری آزرده می نماید که منجر به فساد و جرم و گناه و هر گونه بیچارگی می شود، همانطور که می بیند جنایتها و خودکشی ها و اعتیاد به مواد مخدر ناشی از همین مورد است و این موضوع مستلزم بحثی جداگانه است تا عوالم روح و روان را در این مراحل تشریح نماید.

وجدان چیست؟ و چه اثری در روح دارد؟

بطوری که دانشمندان روانپژوه و روانکاو گفته اند: وجدان نیروی باطن و موثری در نفس آدمی می باشد که مهمتر از ماده جسمانی است، وجدان یک پدیده ی شخصی و متغیر است که همیشه از عوامل شخصی برانگیخته می شود، وجدان نیروئیست که با کمک عقل، ممیز خوبیها و بدیها بوده و قاضی و داور است، وجدان دادستان است، وجدان متهم است، وجدان متهم است، وجدان شکنجه می دهد و شکنجه می بیند، همچنان که درمقابل عدالت و انصاف احساس خرسندی می کند و در مقابل ستمکاری خود به دیگران شکنجه می بیند و ندامت می کشد.

ارتباط وجدان با عقل بسیار نزدیک و تمام حالات و عوالم وجدانی که از مسیر صحیح بوجود می آید حرکت آن از مسیر عقل است. بعضی گفته اند: آن دادگاه کوچکی که در نهاد آدمی در تمام داوریها نظارت دارد و تشخیص خوب و بد را اعلام می کند همان وجدان است که هم خود داور است و هم گواه و شاهد و هم در مقام اجرا، مجری احکام است.

این دادگاه اگر در کار خود دقت داشته باشد و توجه خود را از عقل دور ننماید تعادل روحی را در هر انسانی حفظ می نماید چون تنها در اثر قضاوت صحیح آدمی از کارهای زشت وناروا باز ایستاده و تشویق به کردار و رفتار نیک می شود و عوالمی در او بوجود می آید که با ملامت و سرزنش خود را از کارهای ناشایسته باز می دارد.

شاید با هماهنگی نفس لوامه تأثیر این نیرو به مرتبه ای برسد که از مقامی الهام بخش خود را به مرتبه نفس مطمئنه نزدیک نماید.

در اینجا بخاطر نگارنده رسید که یکی از آیات انفسی که مسئله وجدانی در آن بکار رفته و با اشاره خاصی نفس را تعبیر به وجدان کرده است یادآور شویم.

در داستان حضرت ابراهیم علیه السلام است: بعد از آنکه بتهای بت پرستان را در بتخانه شکست و مورد اعتراض آنان واقع شد و ابراهیم علیه السلام آن عمل را به بت بزرگ نسبت داد واز جهت آگاهی آنان که بدانند کاری از چوب و سنگ بیجان ساخته نیست سخنان او بت پرستان را تکان داد و وجدان خفته ی آنان را بیدار کرد، همچنان که خدایتعالی در رابطه با این موضوع در پیرو آیه مربوطه فرمود:

فرجعوا الی انفسهم فقالوا انکم انتم الظالمون.

آنان به وجدان و فطرتشان بازگشتند و به ضمیرهای خود مراجعه کرده و گفتند حتماً که شمال ظالم و ستمگرید.

این است معنی وجدان که تشخیص دادند گمراهی خود را، و این داستان بسیار مفصل و شیرین است.

ارتباط مسئله وجدان با روح و روان

مسئله وجدان از جمله مسائلی است که تا کنون دانشمندان و فلاسفه جهان در خلال گفتار خود اشارات فراوانی بر آن ننموده اند و این بحث موضوع پیچیده و قابل دقتی می باشد که برای روشن شدن و آگاهی از آن توجه بیشتری لازم است.

با آنکه از طرف روانپژوهان و اندیشمندان مقالات جداگانه بر آن نوشته شده است، اما فیلسوف و دانشمند معاصر استاد محمد تقی  جعفری اخیراً کتاب جامعی به همین نام «وجدان» نوشته و در آن کتاب گفتار فلاسفه و حکما را با دقت خاصی مورد بررسی قرار داده و در عین حال که  در نقد و تحلیل مطالب کوشیده نظرات خود را در این دانش بزرگ ابراز داشته و بسیار مطالبی در معنا و تعبیر وجدان آورده است.

از جمله می گوید: وجدان بویژه از نقطه نظرهای روانشناسی حالات پسیکولوژیک و اخلاقی روان را نشان می دهد و همچنین وجود پدیده های روانی ناخودآگاه و غیره را طرح می کند، و از قول ارسطو چنین می گوید: «نفس انسانی از دو جزء ترکیب یافته است: یکی از آن دو جزء عقل فی نفسه می باشد و دیگری آن چیزی است که بدون اینکه خود دارای فعالیت عقلانی بوده باشد برای انسان سزاوار اطاعت شدن می باشد و در عین حال این قوه دومی پیرو عقل فی نفسه است».

سپس می گوید: مطابق روش معمولی ما در هنگام تحلیل، عقل به دو قسمت تقسیم می گردد «عقل علمی و عقل مجرد»، و در نتیجه، کارهائی که با نفس انسانی رو به رو می گردد با دو جزء مزبور به یکنواخت مواجه می شود، و پس از شرحی به تفصیل در این مورد از نظرات فلاسفه و متفکرین اسلامی نظر فیلسوف برجسته آلمانی به نام «کانت» را درباره ی عقل نظری و عقل عملی بیان داشته، می گوید: این فیلسوف مسائل مربوط به وجدان و اعتقاد به خدا و روح و ابدیت را از فعالیت های عقل عملی می داند، و پس از بیان نظریات او می گوید: بطور مجموع نظریه کانت در تفسیر عقل علمی که بسیار نزدیک به اصطلاح وجدان در دوران کنونی است می توان درک کرد و این گونه اصطلاح در عقل عملی که به معنای وجدان گرفته می شود امروزه استعمالات فراوانی دارد.

ادامه دارد......

 

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 7:12

close
تبلیغات در اینترنت