فرازهایی از علم الارواح و معاد39 | بلاگ

فرازهایی از علم الارواح و معاد39

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

فرازهایی از علم الارواح و معاد

تهیه، تدوین، تنظیم:

دکتر جهاندار مهر افشا

فصل اول

اصالت روح

قسمت  چهل و یکم

کیفیت هاله بشری!

همانطور که بعضی از دانشمندان «روح» را به امواج تشبیه کرده و موج های برق و بی سیم را وسیله انتقال اصوات و تصویر بیان داشته و آنرا به تجرد روح تطبیق کرده اند، روانپژوهان دیگر هم از نظر علمی ثابت کرده اند که جسم اثیری حاصل حواس و شخصیت وعقل انسان است وجسد مادی یک پوشش خارجی موقت میباشد که فقط حامل آلتهای حواس پنجگانه عادی است.

موجودات اثیری در یک ماده ای زندگی می کنند که ذاتاً خود آنها دارای نور و روشنایی هستند و همه ذرات اثیری آن جهان دارای حیاتند وبا انتقال آن ذرات حیاتی به جسمهای اثیری وسایل ادراک در جسمها تولید می شود و در واقع می توان گفت: که ارواح با جسم اثیری در یک فضای مملو از حیات زندگی می کنند وهمه نیروهای خود را از آن ذرات حیاتی می گیرند.

در اینجا با ارتباط به این معنا در کتاب «انسان روح است نه جسد» به عنوان «کیفیت هاله بشری» مطالبی آورده است که برای شناخت جسد اثیری قابل توجه است.

هاله بشری: عبارت از یک سلسله شعاعهای نورانی است که از جسم انسان بیرون می آید و از هر طرف بدن را احاطه می کند این هاله را فقط مدیومها می بینند که دارای جلاء بصری می باشند و می توانند آنرا به شکل بیضی محیط بر بدن انسان ببینند، این هاله ها گاهی امتدادشان بیشتر و روشنتر می شود و گاهی هم کوتاه و کم نور دیده می شوند و دارای رنگ های متداخل همانند قوس و قزح ظاهر می شوند و اغلب نشان دهنده شخصیت و ملکات انسانی هستند.

همچنین گفته می شود که این هاله جزو جسم مادی نیست و از خصایص آنهم نمی باشد، بلکه منشا آن محیط خارجی جسم اثیری است (یعنی از قالب مثالی یا جسم اثیری تولید می شود) و آن اشارات موجی (یعنی کم و زیاد شدن تابش هاله) از جسم اثیری است که روح بوسیله استقرارش با عقل در آن جسم شخصیت واقعی انسان را تشکیل می دهد، و حالات هاله و رنگ های آن حاکی از همان شخصیت می باشد، چنانکه همه حواس و ملکات انسانی را هم جسم اثیری حمل می کند و هنگام مرگ آن جسم اثیری دارای تمام آن شخصیت و ملکات و روح و عقل می باشدو آدمی در جهان ارواح با همان جسم اثیری ظاهر می شود.

این اشارات موجی که از هاله صادر می شود امواجی هستند که بوسیله آنها افکار از طریق «تله پاتی» به دیگران منتقل می شوند که اگر آن گیرندگی امواج هاله نبود موهبت تله پاتی برای انسانها وجود نداشت.

ضمناً باید توجه داشت که در گذشته کشف یا مشاهده هاله جز بوسیله مدیومهای «جلاء بصری» یا «روشن بینی» ممکن نبود وعلم فیزیک اصول و قوانین برای شناخت این هاله پیدا نکرده بود، تا اینکه مشاهده این هاله ها بوسیله دستگاه شفاف «کلینز» امکان پیدا کرد، لکن عکسبرداری و نشان دادن تصویر هاله بوسیله این دستگاه بسیار مشکل بود، تا آنکه یکی از دانشمندان روسی بنام «سیمون کیلریان» از طریق استفاده از دستگاه «کامیرائی» که دارای سرعت حرکت زیاد وسرعت عمل عالی بود در بدست آوردن تصویر هاله انسان و گیاه موفق شد و توانست صورت هاله را قابل مشاهده نماید.

درباره هاله بشری مطالب بقدری زیاد است که مقالات بسیاری بر آن نوشته شده و آزمایشات پی در پی از طرف علماء علم روحی در آن بکار رفته و همچنین عکسهائی جالب به انواع گوناگون از آن برداشته شده و خلاصه تحقیق درباره جسد نامرئی اثیری بواسطه هاله خارجی که نشان دهنده خصوصیات آن است مرکز ثقل علم روحی جدید محسوب می شود و از مهمترین باب های این علم می باشد که در این مختصر نمی توان کاملاً به خصوصیات آن پرداخت.

انکار وجود جن در ارتباط با روح!

چون بعضی از روانپژوهان غرب جن را به ارواح پلید اطلاق می کنند لذا در اینجا بحث مختصری درباره ی وجود جن از نظر قرآن مجید بیان خواهیم داشت تا دانسته شود که اکثر ارتباط مدیومهای بجای ارتباط با ارواح ارتباط به همان جن است که اعتقاد بوجود آنها ندارند.

موضوعی که قابل اهمیت است، آنست که بعضی از مسائل که روانپژوهان شرق و غرب درباره ی روح بیان داشته اند مورد بررسی قرار گرفته و اگر با مبانی اسلامی تطبیق نداشته باشد صریحاً به ذکر آن پرداخته تا بطان آن ثابت گردد، همچنان درمسئله عود ارواح (که بعداً به ذکر بطلان آن خواهیم پرداخت) و این بحث کوتاه که در خصوص اثبات وجود جن و شیطان است.

همانطور که در مقدمه گفته شد: امکان اینکه این مطالب زبانهای مختلف ترجمه شود و در دانشکده های روانپژوهی جهان مورد توجه قرار گیرد بسیار است و این خود شاید حجتی برای اهل عالم باشد تا از لغزش و خطاهائی که بعضی از دانشمندان و معتقدین به بقاء روح دارند جلوگیری بعمل آمده و عقاید انحرافی آنها موجب گمراهی پیروان آنان نگردد. (مهر افشا)

و چون در رد بعضی از عقاید انحرافی هیچ دلیلی بالاتر از توجه به بیانات الهی نیست وصاحبان ادیان هم باور دارند که قرآن کریم کتاب آسمانی و از گفتار الهی است لذا در این مورد در اثبات موضوع استناد به آیات الهی شده تا دیگر هیچگونه شک و تردیدی باقی نماند.

بعضی از دانشمندان و روانپژوهان غرب اعتقادشان براینست که جن و شیاطین همان ارواح انسانهای عقب مانده و پلیدی هستند که بقول آنها هنوز موفق به تصفیه و ترقی نگشته اند و آنان گاهی در بعضی از مکانهای ظاهر شده و آزارهائی می رسانند (و این از آن جهت است که صاحبان این عقیده اطلاعتشان ضعیف بوده و حقیقت روح را در نیافته اند) وحتی گاهی هم آنان وجود ملائکه را به ارواح عالیه اطلاق می کنند ولی نه از نظر گفتار الهی، بلکه در مقابل عقیده خود که اعتقاد به ارواح خبیثه دارند، یعنی جن را ارواح پلید آدمی و فرشتگان را ارواح پاک انسانها می خوانند.

«آلان کاردک» که یکی از معروف ترین محقق روانپژوه فرانسوی است، با آنکه در کتاب خود بنام «ارتباط با ارواح» تلویحاً وجود جن را نفی کرده است، جائی در ماهیت و خصوصیت جن چنین می گوید: « در مواقعی که گفتاری از تظاهرات موجودات نامرئی به میان می آید غالباً بلافاصله و هم جن در اذهان متجلی می شود، ما در آنچه که فعلاً درباره ی جن در بعضی از اذهان موجود است بحثی نداریم، اما همینقدر خاطرنشان می سازیم که قبول موجودیت آنها قطعاً مستلزم اعتقاد به موجودیت یک جوهر ذیشعور است که باید خارج از ماده و مستقل از ماده باشد».

در هر حال این دانشمند تا این حد قبول کرده است که اگر موجودی بنام جن وجود داشته باشد آن موجود یک جوهر مجرد و ذیشعور است، اکنون برای اینکه این موضوع کاملاً روشن گردد و هیچگونه توهمی در مورد وجود جن و ملائکه در نزد هیچکس پدیدار نگردد، در اینجا توجه خواننده را به گفتار الهی جلب می نمائیم.

ادامه دارد....

 

 Image result for ‫اشباح‬‎

 

گزارش های مستند از سراسر جهان در رابطه با پیام و خواسته های ارواح

تهیه، تدوین و تنظیم:

دکتر جهاندار مهر افشا

قسمت هشتم

انتقام جوی سرخ مو

 

افسانه ی «بانشی» موجودی گریان که دیدار او منجر به مرگ می شود در سراسر سرزمین ایرلند به گوش می خورد. بانشی در زبان گالیک معنای پریزاده می دهد. اگرچه خیلیها می گویند او پر نیست بلکه روحی است که گاه مقاصد خبر دارد و گاه نیت شر پریزاده ی بانشی قرنهاست که در خانه های قدیمی سکنا دارد. گاه جیغهایی مرگبار می کشد. گاه خنده های ملایم سر میدهد.

در قرن نوزدهم، بانو فانشاو که به ملاقات دوست خود هونر اوبراین در ایرلند رفته بود، در نیمه های شب با صدای جیغی از خواب بیدار شد و زنی را پشت پنجره دید که به شیشه ها ناخن می کشید تن این زن به رنگ سبز مه آلود بود و صورت او که در نور مهتاب می درخشید رنگپریده. چشمانی سبز و موهایی به رنگ قرمز داشت. شبح سه بار ناله کرد، بعد آهی کشید و ناپدید شد.

صبح روز بعد وقتی بانو آن درباره ی این شبح سخن گفت، او بر این نه متعجب شد و نه ترسید. او توضیح داد که قرنها قبل زنی جوان توسط صاحب قصر اغوا شد و سپس به قتل رسید. جسد او در کف اتاقی که بانو فانشاو  در آن خوابیده بود دفن شده است. این روح سالهاست که در این قصر سرگردانست و هرگاه یکی از اعضای خانواده می میرد، ظاهر می شود و عبور او را به دنیای مردگان، با خوشحالی نظاره می کند. ساعاتی بعد به بانو هونوا خبر رسید که پسر عموی او در قصر مرده است.

ادامه دارد.....

...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 14:56