فرازهایی از علم الارواح و معاد32 | بلاگ

فرازهایی از علم الارواح و معاد32

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

فرازهایی از علم الارواح و معاد

تهیه، تدوین، تنظیم:

دکتر جهاندار مهر افشا

فصل اول

اصالت روح

قسمت  سی و پنجم

تله پاتی و ارتباط آن با روح!

درباره ی خواب مغناطیسی قبلاً مطالبی گذشت و اکنون در ارتباط با آن معنا در مورد «تله پاتی» مسائلی مطرح است که توجه خواننده را به آن جلب می نمائیم.

تله پاتی، به معنی انتقال فکر و رابطه معنوی و ارتباط فکری میان دو نفر از راه دور و همچنین به معنی القاء مطلبی از راه دور از طرف کسی برای کس دیگر از طریق انتقال فکر می باشد و نیز در این معنا گفته اند ظهور واقعه ای که در محلی رخ داده و در ذهن کسی منعکس شود که در محل دیگری اقامت دارد.

بعضی هم گفته اند: که «تله پاتی» از دو کلمه یونانی «تله» به معنای دور و «پاتوس» به معنای احساس گرفته شده، یعنی احساس از راه دور و آن ارتباط روان آدمی با دیگری از راهی بجز حواس معمولی می باشد.

در کتاب «بعد ناشناخته» تحت عنوان «ادراکات فوق حسی» آورده است:

ادراکات فوق حسی اصطلاحی است که از زبانهای اروپائی وارد زبان فارسی شده است و آنچه را که حواس پنجگانه ما حس می کند آنرا ادراکات حسی می نامند، اما به اعتقاد روح گرایان و علماء علوم باطنی: انسان دارای نیروهائی است که به حواس پنجگانه ما در نمی آید و با امور دیگری قابل درک است، این نیروها را ادراکات فوق حسی می نامند، مانند: «تله پاتی» یا دور آگاهی یا نهان بینی و پیش گوئی و پیش بینی......

در اینجا اضافه می کند: که این موضوع از لحاظ علم و فلسفه و رابطه ادراکات فوق حسی با استقلال وجود روح مطالعه آنها بسیار ضروری به نظر می رسد و در پیرو این موضوع در مورد تحقیقات جامعه روحی و روانی در لندن و آمریکا که موسسین آنها از دانشمندان و محققین طراز اول بوده وهدف آنها کسب معرفت و دانائی بدون استفاده از اعضاء و حواس مادی بدن بوده است مطالبی متذکر شده و کارهای مهمی که آن جوامع تحقیقات روانی انجام داده همچنان انتشار مجله هائی که به نام تصویرهای ذهنی زندگی که در آنها موارد ارادی «تله پاتی» درج می شده همه را مورد مطالعات دقیق و بررسی قرار داده و خاطر نشان کرده است که این دانشمندان بزرگ نتایج مهمی از این مسائل بدست آورده اند و هر جامعه کوششی داشته است که تصادف و اتفاق و خیالات مالیخولیائی را از تحقیقات خود دور نماید.

از بررسی های مذکوره چنین بر می آید که مشهورترین اداراکات حسی «تله پاتی» و روشن بینی است، زیرا رابطین بین ارواح و زندگان «مدیومها» اعتقاد دارند کسانی که دارای چنین نیروهائی هستند بسیاری از اشیاء دور دست را میتواند ببینند، اما از آنجائی که این درک هیچ ارتباطی به حس باصره ندارد، دانشمندان این فن اصطلاح دیگری را به نام «فهم و درک از راه دور» پیشنهاد نموده اند.

در آزمایش ادراکات فوق حسی، این آزمایشات بر حسب محتوای اطلاعات است، «تله پاتی» وقتی است که اصطلاحات از فکر و مغز دیگری صادر شده باشد و روشن بینی از اشیاء فیزیکی حاصل می گردد.

حاصل آنکه در قرن بیستم علماء علم روحی و بسیاری از فلاسفه بطور علمی و آزمایشی در پی اثبات زندگی پس از مرگ بر آمدند. بسیاری از  آنان متدی را بکار بردند که در آن ادراکات فوق حسی و ارتباط با روح را بصورت یک پدیده مستقل در آورده و حتی ارتباط با ارواح مردگان را مانند یک قوه یا ادراک فوق حسی ثابت نموده اند، به این ترتیب که ارتباط با ارواح مانند «تله پاتی» و روشن بینی و انتقال اشیاء با فکر قابل آزمایش باشد، اما نکته مهم آنست که دانسته شود: آیا پیغامی که از درگذشتگان می رسد جنبه تله پاتی دارد یا پیام مستقیم خود روح است؟

برای حل این قضیه می توان «تله پاتی» و روشن بینی را از ادراکات خود روح است؟

برای حل این قضیه می توان «تله پاتی» و روشن بینی را از ادراکات فوق حسی انسانی نامید و پیام در گذشته را تله پاتی روحانی یا معنوی خواند.

رابطه میان ظواهر روحی و تله پاتی!

در مورد ظواهر روحی و همچنین برون فکنی روح و آزمایشاتی که در این راه بعمل آمده مطالب بقدری زیاد است که امکان گسترش آن در اینجا میسر نیست ولی، از نظر ارتباط نزدیک به موضع مورد بحث اشاره مختصری به آن خواهد شد.

در کتاب «انسان روح است نه جسد» تحت عنوان «رابطه میان ظواهر روحی و نفس انسانی» چنین آورده است: «فرق است میان ظواهری که از ناحیه ارواح است با ظواهری که از ناحیه روح نیست و از نفس ناخودآگاه انسان یا به عوامل دیگر مربوط می شوند.»

ظواهر عقلی از لحاظ تحقیق بسیار شبیه به دسته ای از ظواهر نفسانی می باشند به خصوص به حدوث تله پاتی (یعنی فکر از مغز انسانی به مغز انسان دیگر منتقل شود) در اثر آزمایش معلوم شده که فکر بدن اینکه از ملکات مادی و حواس کمک بگیرد می تواند به دیگری منتقل شود. این قدرت خواندن افکار دیگران برای همه کس امکان ندارد، به طوری که عده بسیار زیادی از انسانها دارای این قدرت نمی باشند، لکن وجود آن یک حقیقتی است که علم روانشناسی جدید در صحت آن تردید ندارد. توضیحاً: شمس تبریزی و بعضی عرفا از این قدرت برخوردار بوده اند! (مهر افشا)

در نتیجه آزمایشات مکرر ثابت شده که مدیومهای تله پاتی بعضی اوقات موفق می شوند و گاهی هم موفق نمی شوند، حتی با نزدیک بودن مسافت، مدیوم نمی تواند افکار طرف را بخواند ولی گاهی از مسافت دور هم می تواند بخواند.

پس هدف بحث علم جدید روحی تنها تحقیق در چگونگی صحت این ظواهر است و می خواهد هنگام ظهور آنرا ضبط و بررسی کند، لکن با این موضوع که اشخاص مانند تسلط بر ارسال پیام ها بوسیله بی سیم به این انتقال هم تسلط دارند، این معنا روشن می شود که عقل آدمی از لحاظ پیچیدگی و دقت خیلی بالاتر از دستگاه فرستنده یا گیرنده می باشد و فرق میان این دو تا آن حدی است که می توان گفت: عقل آدمی یک حقیقت ناشناخته است و علم امروزی از آن فقط مقدار کمی را کشف نموده، حتی می توانیم بگوئیم علم بطور کلی از عقل تا کنون نتوانسته چیزی کشف و بررسی نماید.

تله پاتی یا خواندن افکار دیگران بظاهر در مرز مشترک میان ظواهر نفسانی و ظواهر روحی قرار گرفته و همه مسائل آن در میان علم النفس با مفهوم تقلیدی (منظور علم النفس قدیم است که مبتنی بر آزمایش نبود) و علم روح به مفهوم جدید (مبتنی بر آزمایش) مورد طرح و بررسی می باشد.

این خواندن افکار گاهی از طریق خواب مغناطیسی عادی انجام می شود و گاهی هم ممکن است از طریق روح راهنما انجام شود، چون روح راهنما برای مدیومی که بیهوش می شود همواره لازم است تا بتواند او را در حال بیهوشی که بسیار حساس تر و قابل تأثیر پذیری می باشد از تأثیر ارواح شریر ( یا به تعبیر نگارنده از تأثیر شرارت موجودهای نامرئی) و تسلط آنها بر وی حمایت کند.

این نکته را هم باید توجه داشت که ظواهر خروج روح از جسد مادی «برون فکنی روح» ظواهر تله پاتی، یادآوری مطالب بوسیله شخص دیگر و  جلاء بصری در این مراتب ممکن است برای بعضی این حالت بوجود آیدکه بطور واقعی جسم فیزیکی خود را در یک زاویه خارج از شخصیت خود ببیند و این خود نوعی از برون فکنی روح است و تا کنون بوسیله روانپژوهان حالات بسیاری از برون فکنی روح مورد بررسی قرار گرفته است، منظور اینکه روح نقش موثری در تمام حالات ذکر شده دارا می باشد.

نگارنده (مهر افشا) در این مباحث علمی و غیر علمی باز یادآور می شود که خوانندگان عزیز در ضمن مطالعات آن اصل کلی را فراموش نکنند که مسئله روح از امر پروردگار است و کسی را آگاهی کامل بر آن نیست و علومی که به بندگان در رابطه به این امر تا به حال و تا پایان جهان افاضه می شود همه در مرتبه دانش اندک است.

ادامه دارد....Image result for ‫روح‬‎

 

 

گزارش های مستند از سراسر جهان در رابطه با پیام و خواسته های ارواح

تهیه، تدوین و تنظیم:

دکتر جهاندار مهر افشا

قسمت دوم

آخرین تقلای مغز

گرچه بیشتر محققان اعتقاد دارند تجربه ی نزدیکی به مرگ، شواهدی یکپارچه، متقاعد کننده و محکم، دال بر وجود زندگی بعد از مرگ که دست می دهد، اما بعضی دیگر از دانشمندان هنوز منکر آن هستند که این تجربه واقعیتی روحانی در بر دارد.

دکتر سوزان بلاک مو از آزمایشگاه مغز و ادراک، وابسته به دانشگاه بریستول انگلستان سالهاست که (N.D.E) را مورد بررسی قرار داده است.

نظر او چنین است:« آنچه تجربه نزدیکی به مرگ نامیده می شود چیزی نیست مگر خدعه ای از طرف مغز در حال مرگ که می خواهد وحشت مردن را کاهش دهد. بخصوص این تجربه آخرین تقلای مغز محسوب می شود. دکتر بلاک مورد تجربه گذشتن از تونل نور را محتملاً بر اثر تکانه ای می داند که در آن بخش از مغز که مربوط به بینایی است پدید می آید. او این فرضیه را پیش می کشد: « زمانی که شخص به مرگ نزدیک می شود سلول های حیاتی که بطور طبیعی عملیات بخش بینایی مغز را کنترل می کنند- یعنی قشر بینایی- در اثر فقدان محرکهای بینایی از کار می افتند.

این از کار افتادگی باعث نوعی حالت اختلال ما بین محرک هایی می شود که از شبکیه بسوی مغز حرکت می کنند. این اختلال باعث ایجاد حلقه های تو در تو در شبکیه می شود که فرد محتضر آنرا بصورت تونل سیاهی می بیند که در انتها نورانی است.

اما چگونه است که شخص خود را بر روی تخت بیمارستان می بیند؟ در حالت احتضار مغز از محرک های معمول دریافتی محروم می شود و می پرسد من که هستم و در کجا هستم؟ در تلاش برای پاسخ به این سوالات به حافظه رو می آورد و در آنجا از ذخیره ی اطلاعاتی، تصاویر اتاق بیمارستان و عملیات پزشکی را خارج می کند و تصویری را می آفریند که واقعی به نظر می رسد. دکتر بلاک مور البته قبول دارد این فرضیه نمی تواند توضیح دهدکه چگونه بعضی از افراد رو به مرگ جزئیات عملیاتی را که در اتاق عمل انجام شده و گفتگوها را به خوبی شرح می دهند.

او به تفاوت های فاحشی که ما بین توصیف افراد، با زمینه های فرهنگی متفاوت، از دیدار جهان دیگر، اشاره می کند او می گوید که در هند افراد محتضر به پیامبری اشاره دارند که به فهرستی از نامها مراجعه می کند و می گوید که شخص برای مرگ آماده نیست و باید بازگردد. مسیحیان موجود نورانی را حضرت مسیح (ع) یا جبرئیل یا پتر مقدس می دانند که بر دروازه بهشت ایستاده اند. بلاک مور یقین دارد این تجربه در فرهنگ های دیگر بستگی به زمینه فرهنگی دارد.

 

ادامه دارد.....

 

...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : سه شنبه 27 مهر 1395 ساعت: 0:05