فرازهایی از علم الارواح و معاد28 | بلاگ

فرازهایی از علم الارواح و معاد28

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

فرازهایی از علم الارواح و معاد

تهیه، تدوین، تنظیم:

دکتر جهاندار مهر افشا

Image result for ‫عالم ارواح‬‎

فصل اول

اصالت روح

قسمت  سی ام

امکان آینده نگری ارواح در خواب از نظر علمی

موضوع خواب ارتباط کاملی با امکان آگاهی عقل انسان از وقایع آینده که مبتنی بر وقایع گذشته وحال می باشد دارد و این آگاهی هم در خواب امکان دارد و هم در بیداری؛ البته این موضوع رابطه عمیقی با معنای زمان و مکان در حواس ما از یک طرف و با قوانین حیات ما از طرف دیگر دارد. ما در بحث های گذشته از نظر علمی ثابت کردیم که ارواح به آینده آگاه هستند زیرا زمان در آنجا به شکل زمان ما نیست، گذشته و حال و آینده یکی است منتها آگاهی روحی بستگی به تکاملش دارد ولی علم به غیب را از آنها نفی کردیم، چون تنها خداوند است که عالم به غیب می باشد و اینکه بعضی از انسانها به حوادث آینده آگاهی دارند این را نمی توان علم به غیب نامید، چون علم به غیب عبارت است از شناخت همه علتها سببهائی که در پیدایش آن حوادث موثرند و این شناخت تنها متعلق به خداوند است.

و قبلاً اشاره شد که حوادث آینده سایه حقیقت خودرا قبل از وقوع در سطوح جهان هستی ظاهر می کنند لذا بعضی از ارواح به آنها آگاه می شوند، البته آگاهی به این حوادث بستگی به رشد و کمال روح دارد، به همین جهت است که آن آینده را بعضی از ارواح بطور واضح می بینند و بعضی هم بطور مبهم.

همانطور هم آن حوادث سایه شان در جهان مادی ما هم ظاهر می شود و در اینجا هم بعضی از انسانها هستند که به آن حوادث آگاه می شوند، پس قوانینی که بر آگاهی بر آینده حکومت می کند، در این جهان و در آن جهان یکسان است، حتی اگر قبول کنیم که درک معنای زمان در جهان ما با درک معنای آن در جهان ارواح با هم فرق دارند و باز هم قبول کنیم که درک ارواح و ملکات ذهنی آنها بالاتر از درک و ملکات ذهنی ما انسانهای زنده است (زیرا آنها درکشان از طریق غیر حواس ظاهری می باشد). علت اینکه ما می گوئیم انسانهای زنده هم می تواند به آینده آگاه شوند این است که اراده انسان حدود حال و آینده اورا ترسیم می کند، پس تمام حوادث آینده معلول اراده و عمل نفس انسان می باشد، بنابراین اگر ما در همین حیات خود به همه عناصر موجود زمان حال احاطه داشته باشیم برای ما امکان دارد عناصر حوادث آینده را هم تا حدودی بشناسیم، چون اراده و عدالت خداوندی بر این تعلق گرفته که آینده ما مربوط با زمان گذشته و حال ما باشد که البته این ارتباط با قوانین سببیت هم تناقض ندارد.

بعبارت دیگر عدالت الهی اقتضا نموده که آینده ما مربوط به زمان حال ما باشد، همانطوری که حال ما نتیجه اعمال گذشته ماست ولی وقتی که ما آگاهی به آینده را منوط به آگاهی به عناصر حال خود دانستیم، پس باید ببینیم که عملاً چگونه ممکن است ما احاطه کامل به عناصر زمان حال خود داشته باشیم.

در واقع همین موضوع مشکل آگاهی به آینده می باشد که شخص در بیداری از طریق خود آگاهی به آنها آگاه می شود، ولی این آگاهی در خواب و یا بیهوشی مدیومی و یا خواب مغناطیسی به وسیله عقل باطن «ناخودآگاه» می باشد.

پس هرکس به مسائل علم جدید روحی آگاه باشد برایش موضوع خوابهای صادق که نظایرش بسیار دیده شده روشن است، چون گفتیم ادراک ما انسانها در آن سه حالت به وسیله عقل باطن است که چهار بعدی می باشد، گذشته و حال وآینده برایش در یک خط قرار گرفته است.

البته روانشناسی مادی در مقابل این پدیده روحی «آگاهی به آینده در خواب» عاجز و حیران است (چون این عالم برای انسان نیروی ادراکی غیر از حواس ظاهری نمی شناسد).

بنابراین رواشناسی جدید با وجود مشاهده ی نظایر زیادی از این حوادث آنها را منکر می شود و گاهی هم وقتی که دید این قبیل خوابها بقدری زیاد است که نمی تواند تکذیب کند، ناچار تسلیم می شود بدون اینکه علت آن را بداند و گاهی هم آنرا به عقل باطن «شعور ناخودآگاه» نسبت می دهند ولی بدون اینکه بتواند تفسیر کنند که عقل باطن چگونه میتواند آینده را ببیند، در صورتی که طبق عقیده روانشناسی مادی آنچه که به عقل باطن می رود جزو مشاعر و معلوماتی است که باید در وهله اول در عقل خود آگاه ظاهر شود و این خصوصیات در خوابهای مشاهده آینده صدق نمی کند.

پس وقتی ما به مطالب بالا این مطلب را اضافه کنیم که خواب گاهی به شکل بیهوشی مدیومی و یا برون فکنی روحی ظاهر می شود بدون اینکه آن ریسمانهای اثیری نقره ای شکل که جسد اثیری را با جسد فیزیکی مربوط می کند پاره شود، متوجه می شویم که علم روحی جدید تا چه حدی در کشف ارگانیسم طبیعی خواب و آگاهی از آینده موفق شده و درهای تازه ای را باز کرده که مذهب مادی بهیچ کدام از آنها آگاهی نداشته است.

خواب و رویا در ارتباط با روانشناسی

بطوری که بعضی از دانشمندان روانپژوه متذکر شده اند: عالم رویا همانند عالم بیداری که تحت سیطره عقل و اراده و احساسات می باشد، نیست؛ بلکه عالم مستقل و خودمختار و تابع قوانین مخصوص بخود می باشد و نیز تابع قوه «فاعله و عاقله و منفعله» ظاهری هم نیست.

از جمله محققین روانپژوه اتفاق دارند بر اینکه عالم رویا «عالمی از جهان دیوانگان است» و این معنا دلیل قاطع بر وجود روزنه امیدی است که برای معرفت و شناسائی روح مجرد پیدا شده است و اعتقاد این علماء بر اینست که: رویا از سر تا پا روانشناسی است و از پا تا سر خداشناسی!

استاد حبیب الله اسلامی در کتاب «روانشناسی و رویا» در رابطه به این امر آورده است: که پدیده فعالیت و تحرک در خواب نیروی باطنی است، در خوابیدن و در بوجود آمدن رویا و معنی «جسم و روح» اشتراک مساعی می کنند ولی مفهوم خود رویا و سایر قوای فکر و استعدادها و غرایز من جمیع الجهات کاملاً جنبه روانی دارند.

سکون و آرامش خواب در زندگی دنیا نمونه ای از سکوت دوره طولانی صدها سال در عالم برزخ است، همچنانکه خدایتعالی در قرآن مجید در داستان رستاخیز می فرماید:

یوم یدعوکم فتستجیبون بحمده و تظنون ان لمبثتم الا قلیلاً. (اسرا/ 52)

روزی که شما را «از قبرستان» فرا می خواند شما هم اجابت می کنید در حالیکه حمد او می گوئید و تصور می کنید مدت کوتاهی در جهان برزخ درنگ کرده اید.

شاید این از نظر همان معنا باشد که در عالم برزخ زمان مفهوم خود را از دست می دهد (بعداً در این باره بیانات دیگری خواهیم داشت)، و چه بسا ارواح گذشت مدتها سال را متوجه نخواهند شد، همچنان که در داستان اصحاب کهف هم چنین آمده است که بعد از آنکه سالهای متمادی در غاری به امر خدایتعالی به خوابی عمیق فرو رفتند و بعد بیدار شدند یکی از آنها پرسید چه مدت در اینجا خوابیدید، آنها گفتند یک روز یا بخشی از یک روز، همچنان که می فرماید: قال قائل منهم کم لبثتم قالوا لبثنا یوماً او بعض یوم. (کهف/19)

و این خود دلیل بر آنست که خواب و مگر مردان صالح سکون و آرامشی در زندگانی دنیا و مراحل عالم برزخ در جهان ارواح می باشد.

اما از نظر علمی مسئله دیگری در ارتباط روح با مغز در عالم خواب وجود دارد که اساتید روانپژوه در این معنا چنین اشاره کرده اند که: حواس ده گانه از محیط اجتماعی تأثرات را می گیرند و در صورت ارتعاش به نیروهای مغزی تحویل می دهند، ولی این ارتعاشات مادی و جسمانی «عصبی» بوده و در حالات مغزی تبدیل به موجهای غیر محسوس روحی می گردند، که بعضی این ارتعاشات و موجهای محسوس را مرزهای ماده دانسته ولی موجهای غیر محسوس که مربوط به فکر و احساس درونی می باشند مرزهای روحی می گویند.

نکته ای که در مسئله خواب در ارتباط با روانشناسی قابل توجه است، آنست که: موقع خواب ما می توانیم با تلقین به خودمان همان موجهای غیر حساس را که جنبه روحی دارند دوباره از مغز بگیریم و در صورت همان ارتعاشات مادی از قدرت مغز بخواهیم که ما را در امر مربوط به خود یاری دهد، در این صورت همان مطلوب درخواست شده با تلقین به خودمان پس می گردد.

مثلاً موقع خواب با تلقین به خود از مغز بخواهیم صبحگاه در فلان ساعت معین بیدار شویم، در سر موعد خواهیم دید که ارتعاشات مادی مثل ساعت شماته دار به صدا در آمده و از خواب بیدار می شویم.

در همان کتاب «روانشناسی و رویا» در تأیید این معنا آورده است: در مرزهای روح و ماده در «فاکلته های مغز» تبدیل فکر از موجهای روحی به ارتعاشات مادی و از ارتعاشات مادی به موجهای روحی دائما نوسان دارد، و راستی تبدلات روحی و مادی به همدیگر از اعجازهای عجیب و بسیار غریب رویاست و در همین موارد است که حضرت امام علی علیه السلام بشر را دنیای بزرگ خوانده است.

ضمناً در حاشیه این معنا گفته می شود: که تماس ارواح پس از مرگ با یکدیگر به احتمال قوی بوسیله موجهای روحی است.

اما در مورد رویا باید گفت: اغلب خوابهائی که هر فردی درحالات مختلف می بیند با توجه به مسائل روانی در واقع از همان ندای روح برانگیخته شده و از اعجاز آن بشمار می رود و رویاهای هر کس نموداری از شخصیت روحی او بوده و اسرار باطنش را فاش می سازد، همچنان که شاید شنیده باشید یک دانشمند علم ریاضی خواب می بیند که فرمولی را کشف کرده است، یک طبیب بلند پایه خواب می بیند به درمان فلان مرض صعب العلاج دست یافته است، یک ملوان ماهیگیر خواب می بیند که نهنگ عظیم الجثه ای را به دام انداخته است و خلاصه یوسف پیغمبر هم خواب می بیند که در خور حیثیت مقام پیامبری است.

اینها همه اثراتی است که باید به قدرت روحی پی برد و این توجه را حاصل کرد که با ارتباط روحی شگفتیهای عالم رویا تا چه حد اعجاز آمیز است.

ادامه دارد....

...
نویسنده : بازدید : 7 تاريخ : چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 0:58