فرازهایی از علم الارواح و معاد26

تعرفه تبلیغات در سایت

فرازهایی از علم الارواح و معاد

تهیه، تدوین، تنظیم:

دکتر جهاندار مهر افشا

Image result for ‫تصوير متحرك روح‬‎

فصل اول

اصالت روح

قسمت  بیست و هشتم

ارتباط مسئله روح با خواب و رویا!

بنابر آنچه بعضی از محققین اظهار داشته اند: نخستین چیزی که سبب توجه انسان به مسئله روح شده موضوع خواب و رویا بوده است و همین مسئله می تواند پرده از اسرار روح برداشته و راه گشائی برای آشنائی به عالم وسیع ارواح باشد.

مفسر معروف آیت الله مکارم شیرازی در کتاب معاد خود آورده است:

انسان قبل از تاریخ در عالم خواب صحنه ها و عوالم وسیعی را مشاهده می کرده که پس از بیداری هیچیک از آنها را در محیط خود نمی دیده است.

با توجه به این مسئله انسان چنین احساس می کرد که نیروی مرموزی در وجود او نهفته است که به هنگام بیداری به شکلی و به هنگام خواب به شکل دیگر فعالیت و خودنمائی می کند، حتی در موقعی که دستگاه های بدن خاموشند و انسان در گوشه ای افتاده او مشغول فعالیت است.

با تفکر در این امر از همان اول دانسته شد که این نیروی مرموز چیزی به نام «روح» می باشد که حاوی اسراری بزرگ و شگفت انگیز است.

و از همین جهت مسئله خواب و رویا یکی از کلیدهای عالم ارواح گردید که می توان گفت از دو جهت می تواند ما را راهنمائی نماید، یکی اصل مسئله رویا و صحنه هائی که انسان در خواب می بیند (خواه وجود خارجی پیدا کند یا نه وبه اصطلاح خواه تعبیری داشته باشد یا نداشته باشد).

و دیگر کیفیت و چگونگی خوابها و رویاهائی که انسان می بیند و احیاناً پرده از حوادث «موجود» یا «گذشته» یا آینده بر می دارد.

البته کاری نداریم که این صحنه مربوط به گذشته یا آینده است، ولی بهر حال این نقشه ذهنی محلی لازم دارد که همانند یک تابلو نقاشی در آن محل پیاده شود، و اینکه آیا می تواند آن محل سلول های مغزی باشد بزودی خواهیم فهمید که «نه»، پس محل دیگری لازم دارد که آنرا روح می نامیم.

در کتاب «المظاهر الالهیه» از تصنیفات فیلسوف نامی جناب «صدرالمتألهین» آورده است: اولاً معنای خواب، حبس شدن و باز ماندن روح است از ظاهر در باطن، و مقصود از روح همان جوهر گرمی است به نام بخار متصاعد از قلب، که از معتدل ترین و صافی ترین اخلاط ترکیب یافته و مرکبی برای قوای نفسانی است و بوسیله آن قوا به حرکت در می آید و قوه حاسه و قوه محرکه به کمال و نهایت خود می رسد. البته درباره ی روح وصفات آن سخنان بسیاری گفته شده است و روی هم رفته این روح به وسیله رگهای زننده از باطن به سوی بدن پخش می شود و گاهی هم در باطن باز می ماند و این امر بنا بر اسبابی است مانند:

1. نیاز داشتن روح به استراحت پس از حرکت و فعالیت بسیار.

2. اشتغال ورزیدن روح به تأثیرگذاری در باطن برای گشودن گرفتاریهای مجاوری و درونی بدن ( از این بابت است که چون معده پر باشد خواب بر شخص غلبه پیدا می کند).

3. کم و ناقص شدن روح به نحوی که برای ظاهر و باطن با هم بسنده نباشد؛ برای کم و زیاد شدن روح اسباب و علل طبی بسیاری است که در کتابهای طبیبان آورده شده است.

در هر صورت چون روح بنا بر یکی از اسباب و علل مذکوره در باطن توقف کند و به ظاهر نگراید و حواس راکد شود، نفس که همواره درباره ی آنچه حواس بر آن وارد می آورد به تفکر مشغول است، از پرداختن به حواس فارغ می شود و چون حواس فراغت یابد موانع از سر راه برداشته شود و برای پیوستن به جواهر روحانی شریف عقلی که نقشهای همه موجودات در آن منقوش است آماده می شود، پس چون نفس به آن جواهر بپیوندند آن نقشهائی را که در آنهاست به ویژه آنهائی را که مناسب با اغراض نفس و برای آن مهم است می پذیرد.

و در این هنگام چون حجابها به وسیله خواب که «برادر مرگ» است اندکی برداشته شود، خواب برخی از آن نقشها و صورتهای موجود در آن آئینه هائی را که مناسب و محاذی با نفس است در آیینه ی نفس آشکار می سازد.

حال اگر آن صورتها جزئی باشد و بوسیله حافظه با همان صورت خود در نفس باقی بماند و قوه متخیله در آن دخل و تصرف نکند، این چنین خوابی راست است ولی اگر قوه متخیله غالب شود و یا نفس از ادراک آن صورت ضعیف باشد قوه متخیله بر حسب طبع خود آنچه را که نفس دیده است به نماد یا مثالی مناسب تبدیل می کند، مانند تبدیل کردن علم به شیر و دشمن به مار و پادشاهی به دریا و کوه.

از این بحث فلسفی در تعبیر و تأویل خوابها می توان نتیجه گرفت که هر گونه پذیرش نفس در پیوستگی به مراتب عقلی و توجه به حالات درونی در رویا موثر بوده، ویا به عبارت دیگر ممکن است رویا نشانگر جریانات گذشته و یا به حوادث آینده اشاره نماید.

پرواز موقت روح در عالم خواب!

از جمله مسائلی که همچنان مکتوم مانده این مسئله است که کسی نمی داند به هنگام خواب روحش بکجا می رود و چگونه موقت از تن جدا می شود در حالیکه آنی از آن قطع علاقه نمی کند، یعنی اگر در هنگام خواب روح میلیونها سال نوری از بدن فاصله گرفته باشد به مجرد اشاره ای برگشته ارتباط خود را برقرار می سازد.

اصلاً کسی نمی داند این قطع و وصل چگونه انجام می پذیرد و در یک آن چه مراحل عظیمی را طی می کند، صرف نظر از مسائل علمی که در ارتباط به این معنا آمده است، مگر امکان آن نیست که روح دیگر باز نگردد یا مگر امکان آن نیست که روح همیشه در بدن مستقر باشد، این چه اسراری است که اینچنین روح در مدت مشخصی با فواصل مختلفی از تن جدا شده، و به تفاوت ساعات غیر معین بر می گردد، سر این معنا معلوم نیست و باز می توان گفت که برخورد آن به همان بیان الهی است که فرمود: این مسئله از امر من است.

آری تا کنون آنچه درباره ی روح و ارتباط آن با خواب و رویا نوشته اند و اگر هزاران کتاب دیگر در این مورد نوشته شود باز مشمول همان کریمه ایست که فرمود: و ما اوتیتم من العلم الا قلیلاً. (اسراء/85) اگر تمام گفتار دانشمندان جهان را از گذشته آینده روی هم بریزند و همه نوشته ها را در هزاران هزار کتاب جمع آوری نمایند باز این دانش بزرگ در مرتبه قلیلی است که به بندگان افاضه شده است و اکنون نظر خوانندگان را به گفتار بعضی از دانشمندان روانپژوه جلب می نمائیم.

در کتاب «جهان ابدیت» آورده است: جمعی از علماء روحی عقیده دارند که روح انسان در خواب موقتاً از علائق مادی آزاد میشود و خود به خود صفات ذاتی ونور خود را بروز می دهد، ممکن است به صورت رویائی صادق حقایقی براو الهام شود که در بیداری از درک آن عاجز بوده است.

روح انسان در عالم خواب قالب مثالی برزخی به خود می گیرد وبه پرواز در می آید و به جاهائی می رود و عوالمی را سیر می کند که در بیداری میسر نیست، زیرا روح در بیداری اسیر بدن است و مقید و نمی تواند جولانگاه وسیع مورد علاقه خود را با فراغت بال در فضای لایتناهی بیابد.

هر قدر انسان از قید علائق جسمانی خارج گردد بهتر می تواند حقایق را درک کند، افکار متعدد و متشتت از مغز خارج می شود و آرامش و تمرکز آن قوای روحی را افزون می سازد، وقتی انسان بخواب می رود چنانکه اشاره شد روح او آزاد می شودو می تواند سیر آفاق و انفس نماید، گذشته وآینده را بدون قید جسم ببنید وبعد از بیداری بیاد ذهن اندازد، در این حالت روح بدون واسطه و مانع می شود، یعنی در خواب می تواند به مراتب پیش از عالم بیداری که در قید حواس و جسم مادی است در اشیاء نفوذ کند و با سرعتی که در حالت بیداری غیر متصور است سیر نماید.

همچنین روح می تواند در عالم خواب باارواح از دنیا گذشتگان وبا ارواح زندگان تماس بگیرد و هر گونه اطلاعاتی را کسب نماید ودر اثر همین ارتباط که گاهی از گذشته و گاهی از آینده آگاهی حاصل می نماید و حتی اغلب از طریق حقایقی بر او کشف شده و گاهی هم از کشف حقایق محروم می ماند.

بعضی از روان پژوهان هم متعقدند که خواب آرامش وتسکینی برای روح است و از فشار مغز می کاهدو این خود نمونه ای از زندگانی سکوت آمیز جهان دیگر است.

این معنا اشاره به آیه شریفه است که خدایتعالی می فرماید: و جعلنا نومکم شباتاً (نبا/78) که بعداً اشاره به تفسیر آن خواهیم کرد.

در کتاب «روانشناسی و رویا» در اهمیت ارتباط روح در عالم رویا آورده است: در خوابیدن جسم و روح اشتراک مساعی دارندولی خواب از نظر رویا فی نفس الامر مظهر تمام عوالم روحی است.

عالم خواب پاکتر از عالم بیداری است چه گناه و اجحاف در خواب قصاص ندارد، جنایات عالم خواب قابل اغماض است و انتقام کشیدنی نیست. ما عقیده به مکافات داریم ولو بهر طریقی که باشد، اشخاص جانی و خلافکار یک قسمت مکافات اعمالش را در رویا می بینند، چه آنکه «مغفوله» های آنها پر از خاطرات جنائی است، تصور نکنید که کیفر خواب دهشت زاد است و کم از مکافات عالم بیداری دارد، به احتمال قوی و شواهد روشن همین مکافات نمونه ای از مکافات اعمال بد بدکاران بعد از زندگانی دنیوی است.

در این معنا باید گفت: که اغلب دیده شده است که مجرمین و جنایتکاران از نظر عذاب روحی که بر آنها مستولی است حتی در خواب هم آرامش نداشته و کابوس مرگ بر آنها سایه می افکند و همیشه خوابهای هولناک و وحشت انگیز می بینند، بر عکس آن خوابهای سالم و نشاط بخشی که نیکوکاران و اهل ایمان با خاطری آسوده و قلبی سلیم رویت می نمایند.

ادامه دارد......

 

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 7:12
برچسب‌ها :

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :