فرازهایی از علم الارواح و معاد18

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    فرازهایی از علم الارواح و معاد

    تهیه، تدوین، تنظیم:

    دکتر جهاندار مهر افشا

    فصل اول

    اصالت روح

    قسمت  بیستم

    پرتو قالب مثالی!

    در کتاب «وجود و بقاء روح» آورده است: روانپزوه معروف آمریکائی «هروارد کارینگتون» که در اظهاراتش همیشه بسیار محتاط است، در مقدمه کتابی به نام «پرتو قالب مثالی» چنین اظهار نظر می کند: بدون اینکه امکان اشتباه باشد می توان به صراحت تأیید کرد که بر دلائل موجودیت عنصری به نام «قالب مثالی» با پیشرفت تحقیقات کنونی بطور مداوم افزوده میشود و این دلایل بیش از پیش متقاعد کننده است، هر گاه دلایل مزبور را مورد قبول قرار دهیم قطعاً تعداد بسیار زیادی از پدیده های فوق الطبیعه را که جنبه ی معمائی دارد خواهیم توانست توضیح داده و توجیح کنیم، تظاهرات گوناگونی که به ارواح نسبت داده می شود، تجسم اشباح که دفعتاً یا متوالیاً توسط چند شاهد رویت می گردد، عکس برداریهای روحی، روشن بینیها و امثال آنها از جمله پدیده هائی است که موجودیت «قالب مثالی» را قابل درک می سازد.

    هر گاه این ظن قوی را بپذیریم که قالب مثالی در چنین موارد قادر است ماده را به حرکت در آورد یا به نحوی از انحاء متأثر سازد، آنوقت مکالمات ضربه ای و جا به جا شدن خود به خود اشیاء پدیده های اماکن جنی و سایر تظاهرات مشابه فیزیکی قابل توضیح خواهد بود، بطور کلی همینکه وجود «قالب مثالی» پذیرفته شود و قبول کنیم که آن می تواند از بدن خارج گردد به منزله نورافکنی خواهد بود که موضوع تظاهرات روحی اعم از تظاهرات فیزیکی یا احساسی را روشن و مستدل می سازد.

    با توجه به این نظریه اکنون مسئله حساسی در پیش است که لازم است آنرا مورد بحث قرار دهیم، یعنی باید معین شود چه شرایطی لازم است تا موجودیت قالب مثالی و امکان تثنیه آن از بدن جسمانی از لحاظ علمی جنبه ی تحقق پیدا کند.

    به عقیده ما فقط ضرورت است واقعیت جدا گشتن بدن سیال یا قالب مثالی از بدن جسمانی به طریق دلائل محسوس تجربی اثبات گردد.

    روش های تجربی برای رسیدن به این هدف متعدد است، یکی ازاین روش ها وزن کردن بدن مثالی و دیگری عکسبرداری الکترونیکی از قالب مثالی حیوانات کوچکی است که در آزمایشگاه به هلاکت می رسند.

    عده ای از دانشمندان موفق شده اند بدن مثالی انسان را وزن کنند، از جمله «دکتر ماک دوگال» از دانشگاه هارویل که با وزن کردن بدن چند محتضر بلافاصله قبل و بعد از مرگ کاشی در وزن جسد به میزان تقریباً 50 الی 60 گرم مشاهده کرده است.

    با توجه به اینکه بدن انسان از اتمها تشکیل یافته و هر اتم به منزله منظومه ای است مرکب از الکترونها که با فواصل نسبی بسیار زیاد به دور هسته مرکزی در گردشند به قول پرفسور «ادینگتون» هر گاه تمام اتم های بدن را کاملاً متراکم ساخته و به یکدیگر بچسبانیم یعنی اگر فواصل را از بین ببریم مجموعه ی مواد تشکیل دهنده بدن فقط فضائی به اندازه ی یک سر سنجاق را اشغال خواهد کرد، بنابراین در پیکر انسان فضای خالی برای نفوذ قالب مثالی فراوان موجود است.

    و اما در آزمایشات عکسبرداری الکترونیکی از قالب مثالی دانشمندان بدین نتیج رسیده اند که به هنگام مرگ شبحی از بدن جسمانی اخراج می شود که گاه قابل رویت و عکسبرداری است؛ همچنانکه دانشمند معروف به نام «واترز» در آزمایشگاه خود موفق گشته حیوانات کوچک و حشراتی را نیمه جان کرده و عکسبرداری نماید و سپس با تزریق «آدرنالین» کوشیده است آنها رادوباره به حالت اول برگرداند.

    شواهدی بر وجود قالب مثالی

    در پیرو اثبات جسد اثیری یا «قالب مثالی» در کتاب «انسان روح است نه جسد» آورده است: یکی از مهمترین حقایق که در نتیجه تحقیقات و آزمایشات مداوم روانپژوهان از ابتدای یک قرن پیش بعمل آمده و در ظواهر روحی معلوم شده است اینست که: برای هر موجود زنده خواه انسان خواه حیوان یک جسد غیر مادی (غیر فیزیکی) هست که به آن جسد اثیری یا کوکبی می گویند.

    این جسد مادی است لکن از لحاظ ارتعاش امواج تشکیل دهنده ی این ماده، بسیار بالاتر از ارتعاش امواج نوری است که در روی زمین پیدا می شود، و حواس مادی ما هم نمی تواند آن امواج اثیری را درک کند، (چون حواس مادی ما فقط ارتعاش امواج پائین تر از ماوراء بنفش و بالاتر از مادون قرمز را می تواند درک کند و بالاتر از فوق بنفش که مواد اثیری دارای چنین امواجی هستندکه نمی توانند درک کنند) و این جسد تشکیل شده از ماده اثیری در جهان ستاره ای یا روحی قابل درک است.

    این جسد اثیری در شکم مادر توام با سلول های جنینی می باشد و در هر موجود زنده شکل دهنده اجسام همان ذرات اثیری هستند که هم خود به شکل جسد در می آیند و هم مواد فیزیکی را به شکل جسد فیزیکی در می آورند.

    جسد اثیری با جسد فیزیکی فقط یک فضا را اشغال می کنند و این جسد رابط میان روح دراکه و جسدهای فیزیکی است، (یعنی تمام عملیات روح نسبت به رشد عقلی و جسمانی انسان از طریق اثیری به جسد فیزیکی می رسد) و در میان این دو جسد رابطه نوری بنام رابطه «سری روحی» هست که بوسیله آن دوجسم بهم مربوط می شوند که این رابطه را «ریسمان نقره ای» می گویند و این ریسمان میان جسد اثیری و مادی مانند همان رابطه ای است که جنین را با رحم مادر مربوط می سازد و هنگام تولد باید قطع شود، کما اینکه هنگام مرگ انسان و خروج جسد اثیری از داخل جسد مادی خودش پاره می شود تا جسد اثیری به آسانی از داخل جسد مادی بیرون بیاید و در جهان عالم ارواح دوباره شروع به ادامه حیات بکند و به محض قطع این رابطه اعمال حیاتی بدن مادی انسان متوقف می گردد.

    البته این بحث از نظر علمی دامنه گسترده ای دارد، و در اینجا باز متذکر ی شویم که جسد اثیری را به نامهای دیگر خوانده اند از جمله: جسد مطابق، جسد نمونه، مثال اصلی، جسد حیاتی، جسد هیولی، جسد سیال، جسد ستاره ای، روانپوش جسد شبح و قالب مثالی که اغلب بعضی از روانپژوهان توضیحات علمی خود را بر عنوان یکی از نامهای متذکر شده اند.

    حاصل آنکه علم جدید روحی پس از تحمل مشتقات وزحمات زیادبه تدریج نقاب از روی این حقیقت برداشت و ثابت کرد که جسد اثیری در برابر حواس پنجگانه مادی تسلیم نمی شود.

    و از آنطرف یکی از محققین روان پژوه در تحقیقات علمی در جسم اثیری پس از شرحی به تفصیل می گوید: در تحقیقات دقیقی ثابت شده است که برای انسان  که در داخل جسم مادی زندانی شده یک ادراک روحی می باشد که آنرا حس ششم می گویند و این حس ششم در عقل تمرکز دارد، یعنی آن نیروی مغناطیسی عقلی درجسد اثیری جا دارد؛ زیرا شعله عقل هم که توام با شعله روح می باشد در جسم اثیری متمرکز است اما جسم مادی فقط دستگاه مخ و اعصاب حواس پنجگانه را با خود حمل می کند، باز هم باید این توجه را داشت که معنای این جمله (عقل و حس ششم در جسم اثیری متمرکز هستند)، این نیست که جسم اثیری آن مغناطیس عقل و یا حس ششم را می سازد و یا اینکه عقل و حس ششم با روح ارتباط ندارند، زیرا در علوم روحی جدید محرز شده است که روح در پشت عقل و جسم اثیری فعالیت دارد و همان روح است که عقل و جسم اثیری و جسم مادی را بکار می اندازد و حتی نیروی ادراک عقلی از خواص روح است و ما از لحاظ نارسائی الفاظ ناچاریم آنرا مغناطیس عقلی بنامیم.

    اطلاق «قالب مثالی» به کلمه «روانپوش»

    فرضیه ای از طرف بعضی از روان پژوهان «بنام فرضیه روح مادی» ارائه شده که به موجب آن روان و روانپوش دو عنصر متمایز نیستند، بلکه روانپوش همان روان می باشد، با توجه به اینکه روانپوش یک حالت لطیف مادی یعنی حالت اثیری دارد، روح هم مناسب با درجه تکاملش دارای نوعی ماهیت کمابیش اصیل مادی خواهد بود.

    این فرضیه با هیچیک از ارکان اصلی حکمت روان پژوهی تناقض ندارد، زیرا به هیچ وجه تغییری در سرنوشت روح نمی دهد، ولی روان پژوهی می گوید: که روانپوش به منزله قالب یا لباس روان است و این دو از یکدیگر متمایزند، اما در اینجا روان و روانپوش را یک واحد کل فرض می کنند.

    و ضمناً از بررسی احساسات ارواح هم بوجود روانپوش پی برده می شودو مخصوصاً پدیده ظهور اشباح و تجسم آنها اینمطلب را محسوساً ثابت می کند.

    اما راجع به ماهیت ذاتی روان باید اعتراف کرد که این مطلب از لحاظ روان پژوهی هنوز جزء مجهولات است وقتی که گفته می شود روان یک عنصر غیر مادی است اصطلاح غیر مادی به معنی نسبی بکار برده می شود نه به مفهوم مطلق.

    و این مطالب از بیانات یکی از روان پژوهان نامی و قدرتمند بنام «آلان کاردک» می باشد که او خود مدیومی قوی و شهرت جهانی دارد ، او در کتاب خود بنام «ارتباط با ارواح» در بحث های گوناگونی چنین آورده است: اغلب از فرضیه هاو مطالبی که روان پژوهان ارائه می دهند خالی از ارتباط می باشد که با ارواح گرفته شده و در ارتباط به معنای «روانپوش» اظهار می دارد: پیامی را که یک روح عالی مخابره کرده چنین است:

    چیزی را که بعضی ها روان پوش می گویند همان است که عده دیگر پوشش سیال مادی یا قالب مثالی نامیده اند، برای تفهیم بهتر توضیح می دهیم که ساختمان روانپوش از سیاله ای بسیار لطیف است که می توانید آنرا سیاله تکامل احساس بنامید، یعنی محملی است جهت بسط بینش و اندیشه. البته این کیفیت مربوط است به ارواح پیشرفته ولی در مورد ارواح عقب مانده باید دانست که سیالات متراکم عوالمی که این ارواح در آنجا زندگانی مادی داشته اند، هنوز در روان پوش آنها جذب است و به همین علت است که رنجهای ناشی از احساس گرسنگی و سرما و غیره هنوز به آنها عارض می شود، رنجهائی که ارواح برتر احساس نمی توانند نمود، چون سیالات کشیف مادی را از حول وجودشان بکلی زدوده اند.

    روان، یعنی روحی که بدون روانپوش است، برای تکامل و ترقیات ضروری همواره به یک وسیله یا محمل نیازمند است، روان بدون محمل برای شما هیچ است، یعنی اصولاً برایتان قابل ادراک نیست، برای ما ارواح آزاد روانپوش محملی اس که منجمله بوسیله آن با شما تماس می گیریم و این تماس می گیریم و این تماس ممکن است غیر مستقیم از طریق کالبد شما یا به میانجیگری روانپوش شما و یا مستقیم با روان شما صورت گیرد، تنوع بیشمار استعدادهای مدیومی و ارتباط های روحی از همین جا سرچشمه می گیرد.

    اما راجع به ماهیت سیاله روانپوش که بحثی منحصراً علمی است چون دانش شما هنوز به کفایت گسترش نیافته است شرح آن برای ما قابل بیان و برای شما قابل ادراک نیست، همینقدر بدانید که برای روانپوش امکانات تنوع و تحول الی غیرالنهایه است، اما روان که به یک تعبیر همان عقل و فکر است در جوهر ذاتی پیوسته تغییر ناپذیر خواهد بود، خوب است در این باره بهمین اندازه اکتفا کنیم چون موضوعی است که با الفاظ مادی شما توصیف نمی شود و بیانش ناممکن است، این را هم نیز بدانید که ما هم مانند شما در تلاش و تحقیق هستیم، شما درجستجوی روانپوشید و ما به دنبال روان می گردیم، پس فعلاً صبر داشته باشید.

    Image result for ‫روح‬‎

    از شرح بالا که پیام یکی از ارواح است مستفاد می شود که حتی ارواح پیشرفته هنوز به ماهیت روان پی نبرده اند، در این صورت ما چگونه چنان انتظار داشته باشیم.

    ماهیت ذاتی موجودات از اسرار خداوند و پی جوئی ما در این زمینه بی مورد است. هر گاه روان پژوهی بخواهد راجع به مطالبی که هنوز در خور درک بشر نیست بیش از لزوم کنجکاوی کند، اولاً از وظائف اصلی که بعهده دارد منحرف می شود و ثانیاً نتایجی را که انتظار می رود هرگز بدست نخواهد آورد.

    ادامه دارد.....

     

    نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 19:01
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها