فرازهایی از علم الارواح و معاد21 | بلاگ

فرازهایی از علم الارواح و معاد21

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

فرازهایی از علم الارواح و معاد

تهیه، تدوین، تنظیم:

دکتر جهاندار مهر افشا

فصل اول

اصالت روح

قسمت  بیست و سوم

نور و روشنائی در عالم ارواح از کجاست؟

Image result for ‫روح‬‎

مسائلی که درباره ی اوصاف و زندگانی در عالم ارواح و یا «عالم اثیری» می باشد بسیار است، از جمله اینکه آیا در آن عالم روشنائی و تاریکی از طریق تابش کرات نورانی آسمانی است یا آنکه صحنه آن عالم خود به خود روشن است.

یکی از دانشمندان محقق که در مجمع بین المللی بحث روحی دارای مقام شامخی می باشد بنام «آرترفندلای» نتیجه تحقیقات و بررسی های خود را با ارتباط به ارواح پیشرفته در مدت چندین سال بیان داشته و گفته های خود را در حقایق روحی با اصول فیزیک انطباق داده و برای هر موضوعی دلائل بسیاری اقامه کرده است.

این دانمشند در خصوص نور در عالم ارواح هم از نظر تحقیقات علمی خود و هم با توجه به پیام ارواح می گوید: در جهان اثیری شب وجود ندارد فقط شفق هست و ارواح تأیید می کنند به اینکه جو آنها روشن تر از جو زمینی ها می باشد.

و به اعتبار دیگر می گوید: حیات در آن عوالم سه گانه اول، یک روز طولانی است که روشنائی آن بطور منظم می باشد و همانطور که آسمان روشن ما در روز، ستاره ها را از نظر ما مخفی می کند و ما فقط یک فضای روشن می بینیم در عوالم روحی هم آنها همیشه فضای روشن می بینند ولی خورشید اثیری آنها بواسطه تابش نور زیاد دیده نمی شود.

«فندلای» علت نبودن شب را در جهان اثیری در کتاب خود بنام «جهان پراکنده» توضیح داده است. اما نگارنده (مهرافشا) گوید: آنچه را که در گفتار این دانشمند می توان توجیه کرد آنست که گفته شود: امکان وجود نور در عالم اثیری همچنان است که در داستان رستاخیز و روشنائی در آن صحنه قرآن مجید متذکر شده است و در آن روزی که خورشید و ستارگان نور خود را از دست می دهند و در زمین تحولی بزرگ ایجاد می شود، نور پروردگار تمام صحنه عالم را روشن خواهد کرد و دیگر احتیاج به منبع نور ظاهر نیست، همچنان که می فرماید: و اشرقت الارض بنور ربها.... (زمر/69)

هیچ بعید نیست که در عالم اثیری هم انعکاس نور از کرات دیگری ظاهر نباشد  و بر مصداق همین معنا نور پروردگار عالم در آن عوالم منعکس گردد و همانطور که صحنه قیامت را آن نور روشن می سازد عالم ارواح را هم نسبت به مراتب ساکنین آن منور و روشن سازد.

گرچه مفسرین در تفسیر این آیه شریفه بیانات گوناگون دارند که بعضی منظور از این نور را حق و عدالت خداوند می دانند بعضی همین نور ظاهر را معنا کرده اند و اشارات دیگری هم در این آیه آمده که به قیام حضرت مهدی علیه السلام تأویل کرده اند.

اما چون در باطن امر آیات الهی تفاسیر گسترده ای دارد که می توان در مورد خاص خود با منطق صحیح از آن استفاده کرد، لذا در اینجا خارج از بیان تفسیری می توان گفت که: نور در عالم اثیری و عوالم ارواح از همان اشراق و روشنائی نور الهی است هر چند که همان نورهای ظاهر هم که از کرات نورانی آسمانی منعکس می شود آنهم پرتوی از نور الهی است!

حدود معرفت هر کس در عالم ارواح!

موضوعی که بسیار قابل توجه است و خدایتعالی در قرآن مجید با مضامین گوناگون به آن اشاره فرموده آنست که: آیا افراد بینا با نابینا با هم یکسانند، آیا آنان که چشم و اندیشه و عقلشان بسته است با کسانی که حقایق را درک می کنند، برابرند.

این معنا در چند مورد از آیات قرآنی به چشم می خورد جائی می فرماید:

و ما یستوی الاعمی و البصیر  و لا الظلمات و لا النور.... (فاطر/19)

نابینا و بینا هرگز مساوی نیستند، همانطور که تاریکی و روشنائی یکسان نیست.

و همچنین کافر و مومن، نیکوکار و بدکار، راستگو و دروغگو، پرهیزکار و گناهکار، مطیع و عاصی هرگز با هم برابر نیستند!

 و در رابطه با همین معنا خدایتعالی آنان را که در دنیا نابینا معرفی کرده، یعنی آنان که فقدان بینش در عالم معنا دارند، در آخرت هم نابینا و بی بصیرت محشور خواهند شد و در این مورد جائی می فرماید: و نحشره یوم القیمه اعمی.... (طه/124) که معنای تمام آیه چنین است: هر کس رو گردانید از ذکر خدایتعالی و از اطاعتش سرباز زد معیشت بر او تنگ شده و در آخرت نابینا محشور می شود در حالیکه می گوید: ای خدا چرا مرا نابینا حشر کردی در صورتی که من در دنیا بینا بودم، پاسخ می شنود این به خاطر آنست که آیات ما به سوی تو آمد و تو همه را بدست فراموشی سپردی و ما امروز تو را بدست فراموشی می سپاریم.

اما در اینجا شاهد کلام در همین نکته است هر کس که در دنیا فقدان بینش و دانش به سر برد وهر کس اندیشه و عقل را به خود راه ندهد و هر کس راه حقیقت را واگذاشته براه باطل روی بسیسیآورد به مجرد آنکه از این الم به عالم برزخ رهسپار شود در ظلماتی قرار می گیرد که چشم او چیزی را نخواهد دید، هم در این دنیا کوردل بوده و هم در عالم ارواح روشنی را درک نمی کند، و خدایتعالی در آیه دیگر این معنا را روشن تر بیان داشته می فرماید:

و من کان فی هذه اعمی و هو فی الاخره اعمی..... (اسراء/72)

آنان که در این جهان از دیدن چهره حق نابینا بودند در آخرت هم نیز نابینا و گمراه ترند.

و این معنا اشاره براینست که هر کس هر طور که در این معنا طریق معرفت را طی کرده و در تحصیل علوم و فضائل کوشیده باشد و در امر توحید دانش و بینش پیدا کرده باشد، از این دنیا که بگذرد در عالم ارواح و جهان آخرت هم به همان اندازه بینش و دانش خود از مراتب فیض الهی برخوردار است و این مسئله بسیار روشن است آنان که در این دنیا از چگونگی عالم برزخ و عالم ارواح و چگونگی امر آخرت باخبر هستند با آنان که از آن عوالم بی خبرند یکسان نیستند، این همان مسئله علم و جهل است، اینطور نیست که اگر کسی در دنیا بر جهل و نادانی خود اصرار ورزد و خود را از راه معرفت حق بازدارد و برای رسیدن به حقایق خود را از طریق دانش منحرف سازد، با آن کسی که در راه دین و خداشناسی قدم برداشته است برابر باشد، یا اینکه کسی که هیچگونه اطلاعی از جسم و روح و روان و نفس خود نداشته باشد با آنکه نفس خود را شناخته و معرفت بوجود خالق خود پیدا کرده است، مسلماً این دو گروه هم در دنیا و هم در عالم برزخ و هم در آخرت یکسان نیستند مگر روایاتی را که مقام علما و اولیاء حق و اهل ایمان را در دار آخرت بیان داشته است، نشنیده اید. مگر توجه به این آیه شریفه معطوف نداشته اید که می فرماید:

قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون..... (زمر/9)

بگو آیا کسانی که می دانند با آنان که نمی دانند با هم یکسانند؟

آیا آگاهان و ناآگاهان، عالمان و جاهلان در این دنیا و در آخرت با هم برابرند؟ نه چنین است برابر نیستند و هر دسته مرتبه و مقامی جداگانه دارند.

دکتر رئوف عبید رئیس دانشکده عین الشمس قاهره در کتاب خود از قول یکی از روانپژوهان بنام از پیام ارواح آورده است: کسانی که دارای عقل منحط و افکار شریر هستند، آنها هم در عالم ارواح جهان خود را منحط و مملو از شرارت و فساد احساس می کنند، لکن آنان که دارای افکار مترقی و پاکیزه هستند، محیط خود را در عالم ارواح متناسب با افکار خود پاک و منزه درک می کنند، بدین جهت است که ادیان سعی داشته اند مردم این جهان را به سوی ترقی افکار نیک و کسب دانش و اعمال خوب هدایت کنند، و در این جهان براه راست بروند، چون ما انسانها بطور طبیعی بزودی با همان حالات و رفتاری که در این جهان داشته ایم داخل جهان ارواح خواهیم داشت.

اگر ما در این جهان افکار پاک و دانش مفید داشته باشیم، در آنجا هم خواهیم داشت و اگر اعمال ما زشت و افکارمان در این جهان باطل و فاسد باشد در آنجا هم همینطور خواهیم بود، وقتی که ما در این جهان کور ماندیم یعنی حقایق را درک نکردیم، آنجا هم نخواهیم توانست حقایق را درک کنیم، البته با گذشت زمان هم پیشرفت برای ما در آنجا ممکن نخواهد شد، مگر اینکه در اثر راهنمائی ارواح دیگر به غلط بودن اعمال و افکار گذشته خویش آگاه شویم و دیگر در فکر آنها نباشیم تا به تدریج آماده ترقی و رفتن به جهانهای بالاتر باشیم.

پس با توجه به این حقایق چرا ما در این جهان طوری زندگی نکنیم که پیشرفت ما در جهان ارواح برای ما آسان و دائمی باشد؟ ما باید همه روزه در این جهان به فکر آینده ی خود باشیم و بدانیم که اگر در این جهان اعمال و افکار ما پاک و منزه باشد در آن جهان هم با پاکان محشور خواهیم شد، ولی اگر رفتار و کردار ما در این جهان زشت و شرارت بار باشد در آن جهان با بدکاران و اشرار زندگی خواهیم کرد، اینها حقایق مسلمی هستند که باید هر انسان عاقل در فکر آنها باشد و فریب زرق و برق این زندگی موقت را نخورد.

نگارنده (مهر افشا) گوید: با آنکه در عالم ارواح بعضی از مجهولات این عالم دنیا از بین می رود و پرده از روی بعضی از مسئل مکتوم برداشته می شود، ولی در عین حال بنا بر تفسیر آیات الهی و بیانات روان پژوهان، اینطور نیست که فاصله طبقاتی در آن عالم نباشد، آنکس که در این عالم عالم و عارف و فاضل و حکیم بوده است غیر ممکن است با کسی که جاهل و نفهم و ناآگاه بوده برابر باشد. ما نمی توانیم بگوئیم حال این دو گروه چگونه است و در آن عوالم خدایتعالی چه معامله ای با آنها می کند، ولی چیزی که مسلم است، آنان که از حقایق آفاقی و انفسی خود در این جهان مطلع شده اند، آنان که معرفت خداشناسی را حاصل کرده اند، آنان که دانسته اند که بهشتی برای نیکوکاران و دوزخی برای بدکاران است، و در حقیقت اعتقاد به این اصول آورده اند، مسلماً بهمان جایگاهی که عقاید آنان عقاید تثبیت شده است خواهند رفت، اصلاً بهشت برای همین مردم دانا و آگاه خلق شده است.

ادامه دارد......

 

...
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 19:01