فرازهایی از علم الارواح و معاد17

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    فرازهایی از علم الارواح و معاد

    تهیه، تدوین، تنظیم:

    دکتر جهاندار مهر افشا

    فصل اول

    اصالت روح

    قسمت  نوزدهم

    مسئله روح و ارتباط آن با ماده سیال

    از آنجا که این مباحث مجموعه نسبتاً کاملی در اصالت روح و مسائلی دیگر می باشد که مربوط به معرفت النفس است، و تا کنون در رابطه با این هدف عالی از گفتار بزرگان و فلاسفه وعلماء علم الروح شرق و غرب و همچنین مطالب ارزنده ای از کتاب آسمانی و روایات مربوطه با بیاناتی مستدل ارائه شده، نگارنده (مهرافشا) در روش تنظیم مطالب نظر خود را چنین متوجه داشته که بحث های گوناگون آنرا در هر موضوع جداگانه مورد بررسی قرار دهد تا از مطالعه هر بحثی نتیجه مطلوب و جامعی بدست آید، اکنون توجه خواننده را به این موضوع جلب می نمائیم که در مورد ارتباط با ارواح مردگان هرگز نباید منتظر باشیم با آنها طبق شرایط ارتباط با زندگان زمینی اخذ تماس کنیم، ارواح دارای پیکر جسمانی و حواس مادی مانند ما نیستند، آنها پیکری سیال و حواسی مافوق حواس جسمانی ما دارند و تحت شرایطی مخصوص زندگی می کنند.

    در این مورد که ماده سیال در هنگام مرگ چگونه خروج آن از بدن جسمانی نمودار می شود در مبحث «وجود و بقاء روح»، چنین اشاره می کند: که این ماده سیال بعد از جزر و مدهای بسیار بالاخره در لحظه مرگ منجر به تشکیل یک بدن اثیری می گردد که آن در واقع تشکیل دهنده قالب مثالی یا جسد اثیری است.

    اما بنا بر آنچه که در تعریف ماده سیال در مبحث «عالم ارواح» آمده است چنین می گوید: سیال عمومی که فضای نامحدود را پر کرده و در تمام اجرام و مواد عالم نفوذ دارد همان ماده اصلی است که آنرا «اتر» می گویند، و همه کائنات عوالم وجود از آن ترکیب و ساخته می شوند، و این ماده اصلی همیشه و همه جا ملازم و همراه با قوا و نوامیس طبیعی است که در مواد، موجود شده و باعث تغییر و استحاله می گردد.

    البته این ماده اصلی و جوهر ثابت را خداوند عالم از ازل برای قوام و پایه نظام آفرینش ایجاد کرده و هستی و بقاء کائنات منوط و بسته به آن جوهر ذاتی و مایه اصلی است.

    بنابراین سیال عام یا «اتر» نه تنها ناموس بقاء و حفظ عالم شناخته شده است، بلکه منشا تمام موالید اولیه طبیعت می باشد.

    البته این موضوع را بایدتوجه داشت که درباره ی ماده سیال علماء علم روحی و فلاسفه هر یک بر وجهی از این مایه و ماده اولیه مطالبی گسترده آورده اند و حتی این ماده را به نام های گوناگونی نامبرده اند، بعضی به نام «اتر» و بعضی به نام «ماده نخستین» و بعضی به نام «هیولی» و نامهای دیگر ذکر کرده اند.

    در کتاب «دو فیلسوف شرق و غرب» صدرالمتألهین واینشتین نگارش فیلسوف شهیر «حسینعلی راشد» در ارتباط به این معنا آورده است: ماده نخستین را نمی توانیم ببینیم و نمی توانیم لمس کنیم، آنچه می بینیم، می شنویم، می بوئیم، می چشیم و لمس می کنیم همه لباسها و پوشش های ماده است.

    آب، خاک، هوا، کانها، گیاهها، درختان، جانوران، نور، ماده، آفتاب، ستارگان و کلیه رنگها و شکلها، لباسهائی هستند که بر اندام ماده پوشیده شده و ماده در پوشاک این صورتها برای ما ظاهر و محسوس و قابل ادراک می گردد و بهریک از این لباسها که در می آید دارای ماهیت جداگانه و آثار مخصوصی می شود، هر گاه ماده را از همه این پوشش ها برهنه و عریان سازیم به هیچ وجه برای ما قابل حس و ادراک نخواهد بود.

    با این حال وجود آن قطعی است، زیرا وقتی که پیراهن گیاه یا قبای حیوان یا جامه معدن را می دریم و این نقابها را ازچهره ماده برمی داریم می فهمیم که در زیر همه این روپوشها یک پیکری بی شکل نهفته است و در تمام این نقش و نگارها یک رخسار بی رنگ پنهان است.

    حاصل آنکه تمام فلاسفه متفق القولند که تمام اشیاء در عالم از ماده نخستین بوجود آمده و ماده اصلی آنها همگی یکی است، ساده تر گفته شود: آب، هوا، زمین، سنگ، چوب، حیوان، جماد، نبات، زغال، الماس، لعل، زمرد، یاقوت، خس، خاشاک، خاکستر، تریاک، شکر، زهر، دارو و خلاصه آنچه در عالم وجود دارد چه همردیف باشد یا ضد یکدیگر همه از ماده نخستین است و جوهر نخستین کهمی شود نام آنرا «اتر» گذاشت بواسطه حرکت به شکل ذره های بیشماری در می آید و ذره ها بواسطه جاذبه به یکدیگر پیوسته می شوند و اجسام مفرده «عناصر» را بوجود میآورندو از ترکیب اجسام مفرده انواع بیشمار اجسام مرکبه پیدا می شوند.

    و خلاصه همه سخنان اینست که: وجود ماده نخستین قطعی است ولی ماهیت و نام و نشانش غیر معلوم است.

    درباره عالم ارواح که به اصطلاح بعضی از علماء روان پژوه آنرا «جهان اثیری» می نامند بحث های مفصلی در ارتباط با این معنا خواهیم داشت.

    قالب مثالی چیست؟

    در بحث گذشته درباره ماده سیال مطالبی گذشت و ارتباط آن با قالب مثالی روشن گردید و این مسئله در شناخت روح به قدری مورد اهمیت است که نمی توان آنرا در مختصری تشریح نمود، بلکه برای آشنائی به آن باید کتابهای بسیاری را مورد مطالعه قرار داد.

    البته بعضی از مسائل از نظر اهمیتی خاص و درک موضوع باید از ابعاد گوناگون و از نظریات مختلفی که علماء و اندیشمندان جهان بر آن عرضه کرده اند تحت بررسی دقیق قرار داده تا بتوانند حقیقت آنرا دریابند.

     در مباحث گذشته تا کنون در بسیاری از موارد به این موضوع برخورد داشته ایم و از بحث کلی در این مورد زود گذر کرده ایم، و اکنون در پیرامون این موضوع مهم در اینجا به بحث کلی پرداخته و مسائل را هم از نظر عقاید اسلامی و هم از نظر علمی و بیانات آنها ابراز می داریم:

    همانطور که قبلاً اشاره شد، روح آدمی پس از مرگ با پیوستگی به قالب لطیفی از بدن جدا شده وبه عالم ارواح رهسپار می گردد، و اگر خوب به این مسئله توجه داشته باشیم شاید تمام مسائل گفته شده روی همین موضوع دور می زند و این عبارت کوتاه خود مطالب ده ها کتاب را در بر می گیرد که اکنون در این بخش گفته می شود: « قالب مثالی چیست؟»

    قالب مثالی تا کنون به چند نام از طرف روان پژوهان جهان نامگذاری شده، همچنان جسد اثیری، روانپوش همزاد، ماده سیال و نام هائی که بعداً به آنها اشاره خواهد شد و این موضوع بسیار مورد توجه روان پژوهان جهان از دیر زمانی قرار داشته و به خصوص در قرن اخیر آزمایشهائی دقیق روی آن بعمل آمده و حقایقی از آن بدست آمده است که تا کنون ده ها کتاب در مورد آن نوشته شده است.

    بطوری که در کتاب «روح» یا «مارواء قبر» آمده است مصریان قدیم به یک عامل نادیدنی که همانند هیکل آدمیزاد جلوه گر می شود «همزاد» می گفتند که از همان دین قدیم زرتشت مایه و منشأ گرفته و عقیده داشتند که انسان از سه بخش ساخته شده : تن و روان و فروهر که همان همزاد باشد و علماء اخیر به آن «پریسپری» یا جسم روحی نام نهاده اند، که آن جسم رقیق شفاف اثیری و پیکری خوشبو و معطر است.

    «پریسپری» که به آن همزاد می گویند وسیله ای است که کلیه ی اعمال مغناطیسی و روحی با آن انجام می گیرد این جسم، بسیار لطیف است که خواه در خواب های مغناطیسی و خواه در خواب های مصنوعی از بدن آدم بیرون می آید و در فضای نامتناهی بهر کجا که خواست می رود و کارهائی می کند که جسم مادی ما حتی از تصور آنهم عاجز است.

    همزاد یا پریسپری یا قالب مثالی یا جسد اثیری دارای قدر فوق العاده ای است، و حواسی دارد درست مانند حواس ما، اما با این تفاوت که چشمان او با نوری که مخصوص خود اوست در همه جا نفوذ می کند و آن چیزی را می بیند که ما از دیدنش ناتوانیم، صداها را می شنود که گوش ما از استماع آن درمانده است و روائحی به مشامش می رسد که ما از آن بی خبریم و در آن واحد با سرعتی سرسام انگیز در هر نقطه عالم که بخواهد حاضر می شود، زیرا او از بعد زمان خارج است.

    همزاد است که در تمام مدت زندگانی ما کلیه اعمال حیاتی بدن ما را کنترل می کند و همواره با رشته های نامرئی بسیار ظریف با روح اصلی ما پیوند دارد و رابطه روح و جسم را حفظ می کند.

    «شبح یا همزاد یا پریسپری» ما موجودیت واقعاً عجیبی دارد، یعنی همزاد ما عمیقاً مثل ما واجد کلیه احساس و عواطف ما است و حتی درد و رنج را خوب می شناسد و در تحمل ما شریک است.

    «همزاد» دارای اندامی درست مثل اندام ما می باشدو اعضاء و جوارحی چون ما دارد.

    در مبحث «جهان ابدیت» تحت عنوان «جسم مثالی شکل و فرم دارد» آورده است: در اینکه جسم مثالی فرم و شکل دارد و مثل کالبد انسان سر و دست و پا دارد و در هیئت مشابه آدمی است در میان روان پژوهان اتفاق رای و عقیده وجود دارد، اما قوای پنجگانه فیزیکی را با قوای روح نمی توان از یک جنس دانست و با هم مقایسه مادی نمود. قوه سامعه روح مانند اصوات فیزیکی ناشی از ارتعاشات صوتی پرده گوش نیست، همچنین تکلم روح و جسم مثالی با جسم حقیقی فرق دارد. روح می تواند افکار زندگان را بخواند و در آنها تلقین اندیشه و عمل نماید و از نظر افراد زنده ملموس و محسوس نیست.

    ادامه دارد......

     

    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 15:41
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها