فرازهایی از علم الارواح و معاد11 | بلاگ

فرازهایی از علم الارواح و معاد11

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

فرازهایی از علم الارواح و معاد

تهیه، تدوین، تنظیم:

دکتر جهاندار مهر افشا

فصل اول

اصالت روح

قسمت سیزدهم

عقل را چگونه اطلاق به روح کرده اند؟

قبل از آنکه بخواهیم وارد این بحث شویم، لازم است که گفته شود بطور کلی نیروی خرد و عقل انسانی همان درک و فهم تشخیص خوب و بد و زشت و زیبا و نفع و ضرر و دور اندیشی و نهان بینی است و همچنین توجه به امر عواطف و احساسات و اخذ تصمیم در تمام کارهائی است که مربوط به زندگانی دنیا و آخرت می باشد، اینها همه از آثار و ظهور عوالم عقلی است، که در حقیقت عقل یک تابش و تشعشعی است که دامنه آن از ادراک احساسی بسیار وسیعتر است.

و همانطور که گفته اند: عقل مرکز نوری است که پرتوهای خو را در سطح احساسات و عواطف پراکنده می کند، و آنها را زیر بررسی و نتیجه گیری قرار می دهد و از نظر کشف و ارتباط با محیط خارج بسط و توسعه می دهد و در عین حال تأثیر آنها را تعدیل می نماید، یعنی عقل برای تعدیل اراده منبعث از احساسات و عواطف است و حزم و احتیاط به خرج می دهد.

اما در این معنا که در حقیقت عقل دامنه آن از ادراک احساسی وسیعتر است بعضی از حکما ادراک آدمی را به دو نوع توصیف کرده اند یکی ادراک جزئی که نیازمند به آلات بدن باشد، چون دیدن، شنیدن، چشیدن، بوئیدن و لمس کردن است، این قسم ادراک را احساس، و آلات آنرا حواس گویند و خیال و وهم نیز این نوع باشند، چون خیال تعلق نگیرد جز به صورت های محسوسه و وهم اگرچه تعلق به معانی گیرد، اما به معانی جزئیه باشد که در محسوسات یافت شود.

و نوع دوم ادراک کلی باشد که آنرا تعلق و نطق گویند و نفس ناطقه در این نوع ادراک محتاج به آلت نباشد، بلکه ادراک آن به ذات خود حاصل شود؛ از این جهت نفس ناطقه یا روح را عقل نیز گویند.

و این قسم ادراک جز به ذوات مجرده و مفهومات کلیه تعلق نگیرد و به سبب همین تقسیم بندی «ادراک» به دو نوع متباین و «اراده» انسان نیز به دو نوع اراده تقسیم می شود، یکی اراده عقلی که ناشی از تعقل شود و دیگری اراده غیر عقلی که ناشی از احساس یا توهم و یا تخیل باشد.

بعضی از روانشناسان هم بر آنند که تنها انسان موجودی است که دارای زندگانی چهارگانه عقلی و عاطفی و حرکتی و غریزی است که حیوانات دیگر اغلب با داشتن شعور و فهم فاقد عقل و خرد می باشند و این بحثی جداگانه است که در اینجا گفته می شود: مسئله عقل با روح انسان پیوستگی کاملی دارد و شاید بتوان این معنا را حمل بر آن کرد: که در بقاء روح پس از مرگ عوالم عقلی که مرکز تفکر و حافظه و عاطفه و احساسات انسانی است و همه از شئون روح می باشند آنها در حیات برزخی با روح هماهنگی خود را حفظ خواهند کرد.

میان عقل و روح جدائی نیست!

حیات آدمی را نمی توان بدون اجتماع عقل و روح با هم تصور کرد، از تحقیقات و آزمایشات روانپژوهان چنین بر می آید: که در حیات آدمی گاهی عقل برای روح واسطه و پلی قرار می گیرد که هر گاه روح بخواهد حیات را در همه اعضای جسد مادی با نسبت های معینی جریان دهد از عقل کمک می گیرد، و همچنین هنگامی که عقل می خواهد بوسیله حواس مادی با محیط خارج تماس پیدا کند از روح کمک می گیرد.

ولی بطور کلی مجموع حیات خواه در جسد مادی و خواه در جسد اثیری (که بعداً تفسیر آن خواهد آمد) از این سه چیز بوجود می آید، «مخ- عقل- ماده» و با اینکه خود حیات از ادراک حواس مادی پنهان است، ولی بطور قطع وجود حقیقتی است که بعداً به آن اشاره خواهد شد.

البته این معنا را باید توجه داشت که بحث و تحقیق در اطراف شناخت حقیقت عقل و اعمال آن خیلی وسیعتر و عمیقتر از بحث در اطراف مخ می باشد و برای بحث کنندگان بسیار مشکل است که بتوانند تمام زوایای عملی عقل و تأثیر آن را در مخ نشان دهند، آنچه که علم روحی جدید در مورد عقل بحث و تحقیق کرده از لحاظ دقت و بعد و مسائل به اندازه ی بحث و دقت درباره ی خود روح می باشد خواه روح را به معنای شراره قدسی بدانیم که به جسد مادی حیات می بخشد و خواه به معنای جسد اثیری بدانیم که در پشت سر جسد مادی از داخل قرار گرفته است، چیزی که در این میان مهم می باشد این است که ما نباید فراموش کنیم که میان عقل و روح جدائی نیست! همانطور که میان عقل و علم ارتباط برقرار است، چنانکه گفته اند: که حقیقت روح علم و عقل است.

یکی از حکمای فرانسه بنام «مالبرانش» گوید علت اصلی خطا کردن انسان اینست که: روح و عقل او گرفتار تن شده است و بواسطه تن دارای قوه احساس و تخیل و همچنین تمایلات نفسانی گردیده و در فهم و تعقل اوتن مداخله یافته و از همه این راهها برای او خطا ها و اشتباهها دست می دهد.

بد نیست که در اینجا یادی هم از عارف ربانی حافظ شیرازی کنیم که در رابطه با این معنا از بعد عرفانی می فرماید.

چگونه طوف کنم در فضای عالم قدس

که در سراچه ترکیب تخته بند تنم

چنین قفس نه سزای چومن خوش الحانیست

روم به گلشن رضوان که مرغ آن چمنم

آری، میان عقل و روح جدائی نیست ولی همبستگی آندو با بدن مانع آزادی و پرواز آنها به فضای عالم قدس است.

در پایان این بحث گفته می شود که در موضوع عقل و روح و ارتباط جاودانگی این دو با هم مطالب دیگری در ابعاد گوناگون است که بعداً به شرح قسمتی دیگر از آن خواهیم پرداخت.

هماهنگی فکر و عقل با روح!

از آنجا که بحث در مسئله روح و نفس آدمی دور می زند ناگزیر آنچه که در ارتباط با این امر مهم می باشد باید حداقل نکات عمده آنرا یادآور شویم. در اینجا باید گفت مسئله فکر و تفکر یکی از مسائل مهم  روحی است که حتی در عالم پس از مرگ هم فکر با هماهنگی عقل با تمام مسائل عالم اثیری پیوستگی داشته و گویا حیات برزخی هم بستگی به تفکر و تعقل در عوالم روحی دارد.

اینکه خدایتعالی در قرآن مجید مکرر می فرماید: افلا تتفکرون- لعلکم تتفکرون و افلا یعقلون از همین جهت است که این امر بسیار مهم و به خصوص پیوستگی آن با جهان آخرت است.

شاید این معنا کافی باشد که خدایتعالی پیوستگی نیروی فکری را با نفس در این آیه شریفه تصریح نموده و می فرماید:

اولم یتفکروا فی انفسهم ما خلق الله السموات و الارض و ما بینهما الا بالحق (روم/8)

آیا در نفس خود نیندیشیدید که خداوند آسمانها و زمین و آنچه را میان آن دو است جز بحق و برای زمان معینی نیافریده ولی بسیاری از مردم رستاخیز و لقای پروردگارشان را منکرند.

شاهد کلام در این آیه شریفه بر اینست که اشاره می فرماید: که آنها در درون جان خود تفکر نکردند چون اگر درست بیندیشند چنین باشد که داوری عقل لازم است و فکر و عقل هر دو در آگاهیها موثرند.

و از آنطرف از مفاد آیه چنین بر می آید که بقاء این دو فکر و عقل با پیوستگی با روح در عالم برزخ و جهان آخرت که روز لقاء پروردگار است (یعنی رسیدن به کیفر و پاداش) امری مسلم و پا بر جا می باشد.

در ارتباط با اهمیت مسئله تفکر و تعقل در کتاب «راز درون» آورده است: در بین قوای روحی انسان قوه فکر مرتبه اول را حائز است و بزرگترین و ماهرترین و قادرترین و عالی ترین قوه ای می باشد که بشر تا کنون کشف کرده است. زیرا هر نیروئی که در قوای ضعیفی مانند الکتریسیته و غیره می باشد در زمان و مکان محدود است ولی برای نیروی فکری زمان و مکان پیدا نیست و برای آن گذشته و حال و آینده یا دور و نزدیک یکی است، چنانکه در یک آن می توانیم چندین میلیون سال قبل را فکر کنیم و به محض اراده به تفکر (فکر ما) فوری این زمان را طی می کند، همچنانکه فکر کنیم چندین میلیون سال بعد فلان ستاره به زمین نزدیک خواهد شد، باز فکر ما فوری این چندین میلیون سال را طی کرده و درک می کند.

در هر حال امواج فکر زمین و آسمان را می پیماید و اکناف و اطراف فضای بی انتهای کائنات را زیر استیلای خود می آورد که همین تفکر بنظر یکی از دانشمندان به نام «شوپنهاور» تنها وجه امتیاز انسان بر حیوان است و تمام اختراعات و ترقیات عالم ناشی از همکاری نیروی فکری است.

اما مسائل دیگری در اهمیت تفکر و تعقل است که می توان بزرگترین و مشکل ترین مسائل زندگی دنیا و آخرت را در آن بررسی کرد، حتی با مطالعه همین هم اکنون خواننده می تواند فکر خود را در عمیق ترین اندیشه بکار انداخته تا به پاره ای از اسرار روح که سر و کار ابدی و خلودش با اوست آشنائی حاصل نماید.

بقول یکی از روانپژوهان که گفته است: فکر، فرزند مستقیم روح و حیات و عقل است و می تواند این سه چیز را برای ما متجلی سازد. فکر می تواند پاره ای از حقایق را برای ما مجسم سازد و آن نیروئی یاری دهنده است که نظیر ندارد.

البته فکر باید راهنمای عمل باشد و عمل نیز نتیجه فکر منظم و خوب باشد، و این توجه لازم است که افکار را باید در مسیر صوابدید خالق جهان قرار داد، چون اگر در مسیر انحراف قرار گرفت از تمام مزایائی که خدایتعالی برای افاضه رحمت بر برندگان ایجاد فرموده بهره ای گرفته نخواهد شد و حتی چنین به نظر می رسد که اولین مسئولیت هر فردی در اندیشه نیک و بد او ظاهر خواهد گردید، چون همانطور که گفته اند: هر فعل و عملی که از انسان سر بزند یا هر فکر و اندیشه ای در مغز و دماغ بروز نماید بر حسب نوع عمل یا سنخ فکر یک نوع صفا و تابش و یا تاری و کدری در روح ایجاد می کند و اثرات آنها در روح نقش می گیرد و آن آثار پیوسته بر حجاب جوهری روح باقی می ماند، و لذا اهمیت این موضوع در حیات برزخی در عالم ارواح به خوبی ظاهر شده و اثرات خود را به جای می گذارد.

و از طرف دیگر یکی از دانشمندان روانپژوه غرب گفته است فکر ما همان روح است که در پیکرمان تجسد یافته یعنی بوسیله قالب سیالش بدن مادی را در اختیار گرفته است، همانطور که انسان زنده بدون استفاده از اعضای بدن قادر نیست عامل هیچ اثر فعلی بر قطعه چوب شود روح هم بدون واسطه روانپوش نمی تواند فاعل هیچ اثر در بدن جسمانی گردد.

ادامه دارد.....

 

...
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 16:51