تحقیقی بر زیبائی (استتیک)32

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

 

تحقیقی بر زیبائی (استتیک)

تهیه و ترجمه از متون قدیمی

دکتر جهاندار مهر افشا

قسمت سی و دوم

درام غنائی واگنر

ریشارد واگنر نه تنها یک هنرمند و موسیقی دان نابغه و شاعر نامی بلکه یکی از دانشمندان و تئوریسین های پر ارزش استتیک (شناخت زیبائی) نیز بوده است. واگنر درباره ی آثار زیبائی که خود بوجود آورده نظریات خویش را نیز بیان کرده و درام غنائی خود را در حکم ترکیب و سنتز تمام هنرهای مختلف شمرده است.

واگنر در آثار متعدد خود مانند هنر وانقلاب، اثر هنری آینده (1849) اپرا و درام (1851) نظریات خود را درباره درامهای کمونیستی که آن نابغه و هنرمند انقلابی می خواست برای توده های وسیع تهیه نماید شرح داده است موسیقی مطلق و خالص مانند آثار بتهون با همه تأثیر فوق العاده و شور انگیز خود برای مردمان نا آشنا وغیره خبره نامفهوم و مبهم است.

Image result for ‫واگنر‬‎

درام های شکسپیر و تراژدی قرن 17 فرانسه که از تراژدی یونان زائیده شده بیشتر مفهوم و معلوم و روشن است ولی قلب را به شدت نمی فشارد و احساسات انسان را بحرکت نمی آورد. درام واگنر باید ماننددرام شکسپیر جالب و مطبوع، مانند تراژدی کلاسیک فرانسه راضی کننده ی فکر و ذهن وبالاخره مانند سنفونیهای بتهون تأثر و تلاطم انگیز باشد.

هنر عالی باید انسان را از تمام جهات بنمایاند و از تمام جهات نیز او را تحت تأثیر قرار دهد. درام غنائی هم می خواهد باین هدف و کمال مطلوب برسد. درام غنائی باید در تاترهای مخصوص میان دکورهای نقاشی و تراشیده شده جریان یافته و ترکیب و سنتز سه طرز بیان حال یعنی موسیقی ، شعر و هنر حرکات و ژستها باشد.

موسیقی بوسیله گوش قلب رامتأثر ساخته و بهتر از هنرهای دیگر حیات انفعالی را بیان می نماید. شعر ذهن و هوش را متأثر ساخته و بیشتر برای بیان حیات ادراکی است. هنر حرکات و ژستها چشم را متأثر کرده و حیات ارادی را می نمایاند.

در درامهای واگنر این طرق مختلف مجموعاً بکار برده شده اند تا انسان را از تمام جهات بنمایانند. عناصر مزبور در دریف و پهلوی هم قرار داده نشده اند بلکه کاملاً در همدیگر رسوخ و نفوذ کرده اند. گاهی یکی از عناصر مزبور موقتاً اهمیت بیشتری اتخاذ می نماید مثلاً هنگامیکه منظور تهییج احساسات و تحریک قلب است موسیقی رل مهمتری پیدا می کند.

ارتباط و بستگی میان عناصر و بیان حال های مختلف مذکور بوسیله تم راهنما (موضوع راهنما) که خود عبارت از صور پر آهنگی است که بوسیله کامات شاعرانه بیان گردیده و تصور یک شخص، یک چیز یا یک عاطفه ای را بآسانی بیدار می نماید، تأمین می شود بطوریکه ذهن فوراً آنرا در حالیکه قلب متأثر است در می یابد ومی شناسد.

صور پر آهنگ مزبور گاهی خاطرات گذشته و زمانی پیش بینی های آینده را بیان می نماید. گذشته وآینده ای که بدون آنهاحال حاضر بیرنگ و مبهم است. تم راهنما بر حسب مواقع تغییر می نماید ولی همیشه روشن و صریح است و گاهی نیز ممکن است چندین موضوع محرک دیگر را بوجود بیاورد. برخی ازین موضوعهای محرک، دارای زیبایی و لطف ساحرانه ی هستند چنانکه در تترالوژی ، آغاز یک زندگی تازه، و ورود عشق.

برای اینکه موضوع ها با این هنر ترکیبی بیان وصف بشوند باید عاری از هر گونه صفات تاریخی و قرار دادی یعنی مطلقاً انسانی باشند. هوستون ستوارت چمبرلن می نویسد: « درام باشکال اشاره ی و رمزی خود عمیق تر و ابدی ترین نفسانیاتی را که در قلب انسان است بیان می کند».

درامهای واگنر موضوع های زیرین را با بهترین و زیباترین وجوه بیان می نماید: در تریستان وایزل حظ و شعف بی نظیر و رنجهای کشنده ی عشق را، در مترشانتر غلبه و پیروزی نبوغ را بر فضل فروشی، در تترالوژی آنونیه بلنک تقبیح طلا و ثروت و تجلیل مقام مهر و عشق را در پارسیفال خوشبختی در سایه ایمان و فدا کردن خود پرستی را.

درامهای واگنر می تواند تماشا کننده  و شنونده را در یک حالت وجد و  خلسه بی نظیریکه بقول بودلر حظ و معرفت دو عنصر تشکیل دهنده آنست داخل نماید.

هیجان و تلاطمی را که زیبائی این سنتز هنرها یعنی درامهای واگنر در شنونده وبیننده ایجاد می نماید نمی توان در یک جمله جالب و مکفی ذکر کرد.

زیبا و زیبائی

زیبا چیست

دانشمندان شناخت زیبائی کوشیده اند که تعریف دقیق وصحیحی برای آن بدست آورند.ولی در این راه به نتیجه ای که قابل قبول همه باشد نرسیده اند.

در این صورت آیا بهتر نیست که ابتدا تعریف سلبی از آن بعمل آوریم یعنی مفهوم زیبا را از مفاهیم دیگری که بآن شباهت و قرابت دارند تفکیک نمائیم:

زیبا و خوش آیند

آیا زیبا و خوش آیند یکی است؟ مطبوع آنست که یکی از تمایلات انسان را ارضا نماید. بدون شک هر چیز زیبا مطبوع و خوش آیند است مثلاً دیدن و شنیدن تابلو و آهنگ زیبائی حظ و لذت لطیف و شیرینی است. هنگامیکه در اثر تأثیر اثر زیبائی احساسات استتیک در انسان پدید می شود، طبیعی است که یکی از حواس و تمایلات او کم و بیش ارضا می شود.

عموماً می گویند که اشیاء زیبا چشم یا گوش را راضی می نمایند یعنی حواس استتیک را منحصر به شنوائی و بینائی دانسته اند.

بقول دکارت «زیباچیزی است که برای چشم خوش آیند و مطبوع است» ولی گویو مخالف این نظریه بوده و اظهار می دارد:

« که هر احساس مطبوع هنگامیکه شدت و طنین معینی در وجدان پیدا می نماید می تواند صفت و رنگ استتیک بخود بگیرد» مثلاً لطافت هوا گاهی در توصیف مناظر رل مهمی بازی می نماید. حس لامسه نیز گاهی موجب عواطف استتیک می شود چنانکه پیکر تراش نابینا فاقد عواطف و حظ های استتیک نیست سابقاً گفته ایم که چگونه باغ های تونیس که در آنها گلهای معطر گوناگون یک نوع سنفونی تشکیل می دهند ممکن است در انسان عواطف استتیک تحریک نماید. بعقیده گویو حتی در بعضی موارد حس ذائقه نیز تولید حظ و عاطفه استتیک می نماید.

متفکر مزبور می نویسد: « در یکی از روزهای تابستان پس از راه پیمائی طولانی در کوه های پیرنه که تاب و توان خود را از دست داده بودم به کلبه چوپانی رسیدم و از او درخواست شیر نمودم چوپان بداخل کلبه ی خود رفت و پس از لحظه ای با کوزه شیری که در داخل کلبه ی خود در چشمه جاری گذارده بود و درجه سردی آن نزدیک بصفر بود برگشت. هر جرعه این شیر که تمام  عطرهای کوهستان در آن داخل بود روح تازه ای به من می بخشید که الفاظی مانند خوش آیند و مطبوع قادر به بیان آن حالت درونی من نیستند. مانند این بود که یک سنفونی و آهنگ روستائی به جای گوش ذائقه مرا متأثر می کرد.»

شاید بتوان قبول کرد که مدرکات حواس مختلف است جنبه و رنگ استتیک داشته باشد. ولی نمی توان قبول نمود که مطبوع و زیبا یکی است مخصوصاً اگر مطبوع را به تمایلات حواس منحصر بدانیم فداکاری و از خود گذشتگی را ممکن است زیبا تشخیص بدهیم بدون اینکه در ما تولید حظ محسوس بنماید. بر عکس بسیاری از حظ ها که منشأ عضوی و نفسانی دارند با هیچگونه عاطفه استتیک توام نیستند.

خوردن غذا هنگام گرسنگی و استراحت پس از خستگی و شنیدن خبر کامیابی دوستی مطبوع و خوش آیند است ولی حظ استتیک ندارند.

در مثالی که گویو ذکر کرده هر احساس مطبوع جنبه و رنگ استتیک بخود نمی گیرد مگر اینکه یک درجه انعکاس در ذهن و وجدان داشته باشد یعنی توأم با افکار و تصوراتی باشد، آنچه به جرعه شیر کلبه چوپان به جای گویو از آن شیر می نوشید به هیچ وجه عاطفه استتیک در خود احساس نمی کرد پس هر چیز زیبا مطبوع هم هست ولی زیبا و مطبوع چیز واحدی نیستند.

ادامه دارد....

 

نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : شنبه 29 مهر 1396 ساعت: 2:08
برچسب‌ها :