تحقیقی بر زیبائی (استتیک)24

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    تحقیقی بر زیبائی (استتیک)

    تهیه و ترجمه از متون قدیمی

    دکتر جهاندار مهر افشا

    Related image

    قسمت بیستم و چهارم

    هنر برای هنر

    در برابر نظریه «هنر مبلغ اخلاق» نظریه ی «هنر برای هنر» است. پیروان این نظریه معتقدند که هنر بجز از خود، هدف دیگری ندارد و هنر باید بدون سوابق ذهنی اخلاقی یا فایده. تنها به ایجاد و ابداع زیبائی اکتفا نماید. بعضی از رمان نویسان مانند تئوفیل گوتیه طرفدار نظریه مزبور بوده اند. زولانیر در مطالعات خود درباره ی «اخلاق در ادبیات» می نویسد: « در وراء آنهائیکه درباره فضیلت و تقوی بحث می نمایند نویسندگان واقعی هستند که تابع منش و شخصیت خود بوده واصولاً در اینکه آیا نوشتها و آثارشان مخالف و یا موافق اخلاق خواهد بود فکر نمی کنند.»

    همچنین موپاسان درباره فلوبرمی نویسد: « هیچ وجه شبه و رابطه میان نظام اجتماعی و هنری نیست. هر اثریکه منظوری در آن نهفته باشد نمی تواند در زمره آثار هنری قرار گیرد.»

    نظریه بالا یعنی «هنر برای هنر» مبتنی به یک اصل صحیح روانشناسی یعنی یکی نبودن مفهوم زیبا ومفید و یا خیر و مشخص بودن عواطف زیبا شناسی است.

    با وجود این برخی از طرفداران این نظریه، در تفکیک هنر و اخلاق راه اغراق پیموده اند. هنر و حیات اخلاقی دو ممیزه عالم انسانیت و دو جنبه یک واقعیت یعنی وجدان انسانی است. با اذعان به مستقل بودن هر یک از آن دو، روابط نزدیک و تأثیر متقابل آنهار ا نمی توان نادیده گرفت.

    روابط حیات اخلاقی و حیات هنری

    هنر واخلاق هر دو آثاری را که اشخاص بیهنر برای تحریک شهوات وتمایلات توده ها میان مردم انتشار می دهند وفاقد هر گونه ارزش هنری و متانت انسانی هستند، محکوم و طرد می کند. این طرد و محکومیت را می توان شامل آثار زیادی از معاصرین که برای بدست آوردن ثروت و تسکین تمایلات جاه طلبی بازارها را پر می نمایند دانست بعلاوه عدم مناعت اخلاقی بعضی از معاصرین موجب این شده که آثار آنان از لحاظ هنری واقعاً پست و خالی از هر گونه ارزش باشد اینگونه آثار فاید یکی از جهات هم حیات انسانی است که جبران آن به هیچ وجه میسرنیست. برعکس مناعت اخلاقی و درک حیات پاک وبی آلایش، یکی از صفات ارجدار هنرمندان است. حیات اخلاقی در نظر آنهائیکه با کنجکاوی بی آلایش به انسان تماشا می نمایند موضوع جاذب و جالبی است زیرا موضوعی فجیعتر وتشویش دهنده تر و مرموزتر و عمیقتر از آن در عالم انسانی وشاید در جهان نیست. درک و فهم حیات اخلاقی و توجیه ونشان دادن آن اینست هدفی که برخی از بزرگترین هنرمندان زمان حاضر- که تنها عشق بزیبائی و فراراز پلیدی سائق آنها بوده است- برای خود تعیین کرده اند رامبران در آثار خود مانند سامارتین- اما پس منظورش تمجید وتحسین عیسویت نبوده . ولی نمی توانست روح پر عاطفه خود را در آثار خود داخل ننماید. بتهون هنگام ساختن سمفونی نهم نمی خواست مبلغ اخلاق باشد، ولی روح آتشین او در تمام اجزاء و عناصر اثر زیبای خود سیلان کرده با تحریک زیباترین و پاک ترین عواطف، بهترین اثر اخلاقی را بیادگار گذارده اثریکه مورد تقبیح تولستوی قرار گرفته است.

    بدین ترتیب زندگی اخلاقی هنرمندان ممکن است تأثیر عمیقی درآثار آنان داشته باشد. همچنین هنر بدون اینکه تبلیغ اخلاقرا منظور خود قرار بدهد، ممکن است در اخلاق آنهائیکه فریفته اثار زیبا هستند اثر زوال ناپذیری بگذارد.

    اگر هنر را وسیله تفریح و تفنن و وقت گذرانی قرار بدهیم، باز خالی از تأثیر اخلاقی نخواهد بود. جامعه شناس معروف امیل درکم می گوید: «هنر نجیب ترین شکل بازی است که تأثیر اخلاقی خود را به ساعت های بیکاری بسط داده و آنها را برنگ خود در می آورد.»

    انسان احتیاج به حظ و نشاط دارد. اشخاصیکه آنرا در تماشای بی آلایش طبیعت و هنرهای زیبا جستجو می نمایند به آسانی می توانند گریبان خودشان را از جذبه حظهای مبتذل نجات بدهند. بعلاوه هنر، انسان را عادت بزندگی در یک عالم ایده آل می دهد. صفا و طهارت را بزندگی شخصی و اجتماعی داخل کرده وآنرا زیبا وقابل تحمل میسازد. چقدر اجتماع وانسانیت زیبا می شد اگر رنج و الم، فقر و بدبختی از آن رخت بربسته، همه برای همه کار می کردند ملت ها و نژادهای مختلف آزاد ومستقل در یک جهان آرامش و کوشش برادرانه دست بدست هم می دادند.

    ادامه دارد....

     

    نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : جمعه 21 مهر 1396 ساعت: 8:18
    برچسب‌ها :