تحقیقی بر زیبائی (استتیک)18 | بلاگ

تحقیقی بر زیبائی (استتیک)18

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

تحقیقی بر زیبائی (استتیک)

تهیه و ترجمه از متون قدیمی

دکتر جهاندار مهر افشا

Related image

قسمت هجدهم

در ادامه قسمت قبل گفته های راسین، اینگر وتئودور و روسو که در بالا ذکر گردید نشان می دهد که نظریه آلن همیشه و همه جا صادق نیست پس نمی توان گفت که هنرمند پیش از شروع بکار از طرح و منظور خود آگاهی ندارد که باور خواهد کرد که ژاگوند و فدور دنژان برای لئونارد دوینچی، راسین و موزار امور غیر منتظره بودند باید قبول کرد که اسلوب و طرز فعالیت هنرمندان یکسان نیست بیشتر آنان قبلاً یک تصور مبهم و کلی از آثار خود داشته و جزئیات آنرا به تدریج در ضمن عمل بوجود می آورند.

می توان نظریه برگسون رادر مورد فعالیت دانشمند تکرار نموده و گفت که هنرمند نیز مانند دانشمندان عمل و فعالیت خالقه خود را از یک حرکت و طرح کلی که در آن کل پیش از اجزاء موجود است شروع می کند.

هنرمند باید در این فعالیت خالقه خود، نکات تکنیکی را که برخلاف قدمات مورد توجه بعضی از معاصرین مانند آلن قرار گرفته کاملاً در نظر بگیرد. نقاشی نباید تنها به نشان دادن موضوعی که ادبیات هم می تواند آنرا بوسیله کلمات بیان نماید اکتفاکند. بلکه لازم است اهمیت بزرگی به خطوط، رنگها، رابطه و تناسب و ارزش آنهاداده و زیبائی ماده رنگین را کاملاً پی برده باشد.

مبارزه با ماده جامد و کوشش برای مطیع و نرم کردن آن دراین مورد اهمیت بزرگ دارد.

برای این مبارزه، هنرمند باید مجهز باشد یعنی رسوم و قواعد و سنت های حرفه خود را بشناسد اگرچه بعداً لازم آید که بعضی از آنها را هم کنار بگذارد، گوته در یکی از آثار خود می گوید: « هر حیات،هر عمل و هر هنر احتیاج به حرفه و یادگرفتن- که خود حرفه نیز مستلزم تقلید است، دارد.»

فرومانتن نقاش و نویسنده معروف می گوید: «نقاشی یک جنبه حرفه و یک روش ابتدائی دارد که هر دو را باید یاد گرفت و بالنتیجه باید تعلیم داده شود.» گابریل سه آی می گوید: « هنرمند باید با یاد گرفتن آنچه که پیش از او انجام داده اند، آنچه را که بعداً می توان انجام داد یاد می گیرد.»

با وجود این، حرفه و یاد گرفتن با اینکه ضروری است ولی کافی نیست، زیرا با حرفه، تنها می توان آثار صحیح ولی سرد وخشک و غیر شخصی بدست آورد. هنرمند باید از آن حرفه تکنیک شخصی بدست آورد و با مراعات رسوم وقواعد به ماده سخت و مقاومت کننده اراده ی خود را تحمیل نماید و دراین مبارزه خئود با ماده از تمام اختراعات و اکتشافات علمی و عملی زمان خود استفاده کند مثلاً در قرن 15 اکتشاف نقاشی با روغن دفعه هنر نقاشی را تغییر داده است. اگر هنرمند بتواند، عواطف و افکار و تصورات خود را در یک شکل تازه و بکری ظاهر سازد و به دیگران نشان بدهد او را صاحب استیل می نامند. پس آثار هنری باید هم از لحاظ موضوع و محتوی فکری و انفعالی و هم از لحاظ شکل و قالبی که افکار و عواطف مزبور در آن ریخته شده دارای ارزش باشد.

مالارمه در جواب شخصی که شکایت می کرد با وجود داشتن افکار زیاد نمی تواند شعر بگوید اظهار داشت: «شعر را با کلمات می سازند نه با افکار». هانری دلاکروا به مالارمه جواب می دهد که: «شعر را هم با کلمات وهم با افکار می سازند» بندتو کرچه می نویسد: « نه محتوی و موضوع و نه شکل و قالب هیچکدام به تنهائی نمی تواند به صفت استتیک موصوف باشد زیرا زیبائی و استتیک فقط در هماهنگی و وحدت آندوست».

پس چیزی که به نظر حتمی می رسد اینست که زیبائی هنری عبارت از هماهنگی و بستگی عمیق مضمون وقالب، عاطفه و صورت، غیر مرئی و مرئی است. راسین در فدر اشعار با حرارت و هیجان آور می سراید تا شهوت قهرمان خود را بهتر نشان بدهد. واگنر در مقدمه قسمت سوم اثر خود موسوم به «تریستان و ایزولد» حرمان ببان ناپذیر ایزولد را با یک رشته دراز «گامهای تیرس» که بطور یکنواخت شدن پیدا می کنند نشان داده که قوی ترین تأثیر را در شنوندگان باقی می گذارد.

پس از گفته های بالا می توان تعریف دقیقی برای هنر بدست آورد و گفت: هنر عبارت از کوششی است برای ایجاد یک عالم ایده آل، یک عالم صور و عواطف بی آلایش، درکنار عالم واقعی.

نظریه های مختلف درباره ابداع هنری

ایجاد و ابداع هنری موضوع و مسئله کلی و مهمی را مطرح ساخته که از طرف دانشمندان شناخت زیبائی جواب های مختلف بآن داده شده است. آیا هنرمند باید ایجاد یک عالم ایده آل مشخص از عالم واقعی «نظریه ایده آلیسم خاص» را هدف و منظور خود قرار بدهد؟ و یا اینکه از طبیعت تقلید نماید «نظریه رئالیسم خاص»؟

ایده آلیسم

بر طبق این نظریه هدف هنر نباید نشان دادن طبیعت باشد بلکه باید یک عالم ایده آل و بالاتر از طبیعت را نشان بدهد.

این نظریه از زمان های خیلی قدیم موجود بوده و در هند باستانی نیز دیده می شود.

در اروپا نخستین نماینده بزرگ این نظریه افلاطون است. نظریه این فلیسوف را در باب شناخت زیبائی متافیزیک بیان کرده ایم. به عقیده او هنرمند باید در ذهن خود عالم «مثل» را که بالاتر از این عالم محسوس مجازی است، تماشا نماید. «چشم خود را بوجود لایتغیر دوخته آنرا مدل خود قرار می دهد و بدین ترتیب می تواند اثری که زیبائی آن کامل است بوجود بیاورد».

سیسرون نیز همین نظریه را پذیرفته در جائی از «اراتور» می نویسد. «فیدیاس این هنرمند بزرگ هنگامیکه مجسمه و پیکر «ژپیتر» یا «می نرو» را می ساخت هیچوقت مدل مخصوصی را نگاه نمی کرد. بلکه در ضمیر و ذهن او نمونه و تیپ زیبائی کامل موجود بود که دیده خود را بآن می دوخت وهمین مدل و کوششی که هنرمند مزبور برای تقلید آن بکار می برد هنر و دست او را راهنمائی می کرد».

ایده آلیسم به معنائی که افلاطون معتقد است مربوط به یک نظریه متافیزیک بوده و افکار جدید نمی توانند از آن پشتیبانی نمایند. بعلاوه نظریه مزبور بسیار مبهم است. ایده آل زیبائی که هنرمند باید همیشه آنرا در نظر بگیرد کدام است؟ آیا تمام هنرها مانند پیکر تراشی معماری، موزیک، نقاشی، شعر ایده آل مشترکی دارند؟ یا اینکه آنرا به یک هنر مثلاً نقاشی محدود کرد؟ در این صورت ایده آل مشترک نقاشی مناظر یا تصاویر یا صحنه های تاریخی چه خواهد بود؟ شاید بگویند که برای تمام نقاشی های منظره، ایده آل مشترکی وجود است. در این صورت اختلاف مکتب های مختلف را چگونه می توان توجیه کرد؟

تنها معنی دقیقی که می توان به کلمه ایده آل داد اینست که ایده آل عبارت از استعدادهای شخصی و بدیع، ترجیحات حسی و انفعالی و فکری و بالاخره طرز احساس و طرز نشان دادن مخصوص محسوسات و بعبارت دیگر عبارت از شخصیت هنرمند است. و تنها حقیقتی که در ایده آلیسم هست اینست که هنرمند باید طرز بیان واقعیت و ادراک مخصوص بخود داشته باشد.

ادامه دارد....

 

تحقیقی,زیبائی,استتیک,...
نویسنده : بازدید : 14 تاريخ : شنبه 8 مهر 1396 ساعت: 5:36