به سوی سعادت69

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    به سوی سعادت

    (تعمقی بر افکار اخلاقی، عرفانی، تربیتی بزرگان دین)

    از قرنها پیش با استناد به چاپ های سنگی متعدد

    تهیه، تدوین، تنظیم:

    دکتر جهاندار مهر افشا

    قسمت شصت و نهم

    ساير صفاتى كه متعلق است‏به قوه شهويه

    كه از دو جنس مذكور، ناشى مى‏شوند و آنها بسيارند:

    صفت اول: محبت دنياى دنيه و بيان اين صفت و آنچه متعلق به آن است در چند فصل ذكر مى‏شود.

    حقيقت دنيا فى نفسه

    بدان كه: دنيا خود فى نفسه حقيقتى دارد.و در حق بندگان نيز حقيقتى دارد.اما حقيقت‏خود دنيا عبارت است از: زمين و آنچه بر روى زمين موجود است.و مراد از زمين: املاك و دكاكين و خانه و امثال آنها است.و آنچه بر روى زمين است: معادن‏است و نباتات و حيوانات.و تحصيل معادن، غالبا يا به جهت آن است كه: آلت كار وشغل خود قرار دهند، چون: مس و آهن و «ارزيز» و نحو آنها يا از براى زينت وآرايش به آن است مانند: جواهر، يا از براى داد و ستد است، چون: طلا و نقره.وتحصيل نباتات اغلب از براى لباس و قوت و غذا و دوا است.

    و اما حيوانات را كه تحصيل مى‏كنند يا به جهت‏خدمتكارى و كارفرمودن است،چون: اسب و استر و كنيزان و غلامان.يا از براى لذت بردن از آنها، چون: «سرارى‏» وزنان.يا به جهت قوت و يارى جستن از آنها، چون: اولاد و برادران.يا از براى تسخيردلهاى ايشان و تسلط بر آنها.و اينها «اعيانى‏» هستند كه دنيا عبارت از آنها است.وخداوند عالم همه آنها را در اين آيه مباركه جمع فرموده كه:

    «زين للناس حب الشهوات من النساء و البنين و القناطير المقنطرة من الذهب و الفضة و الخيل المسومة و الانعام و الحرث ذلك متاع الحيوة الدنيا»

    يعنى: «زينت داده شده است‏از براى مردم، دوستى و مشتهيات نفسانيه، از: زنان و فرزندان و «قنطارها» : از طلا ونقره و اسبان چرنده و چارپايان و زرع، اينها متاع زندگانى دنيا هستند» .

    و محبت جميع اينها از رذايل قوه شهويه است، مگر محبت تسخير قلوب و تسلط،كه از متعلقات قوه غضبيه است.

    حقيقت دنيا در حق بندگان

    و اما حقيقت دنيا در حق بندگان عبارت است از: آنچه پيش از مردن از براى ايشان‏حاصل مى‏شود.و آنچه را بعد از مردن بيابند آن آخرت است.پس هر چه پيش ازمردن از براى بنده در آن بهره و حظى و غرضى و لذتى است آن دنياست در حق او.واز براى او دو نوع علاقه به آن چيز است: يكى علاقه دل، كه دوستى آن است.وديگرى گرفتارى بدن، كه مشغول شدن به اصلاح و تربيت آن است، تا استيفاى حظخود را از آن كند.

    و حقيقت دنيا در حق بندگان، همان علاقه قلبيه و گرفتاريهاى بدنيه و لذات نفسيه‏است، كه حاصل مى‏شود.نه آن اعيانى كه علاقه به آنها دارد يا مشغول به آنها مى‏شود.

    و چنين ندانى كه هر چه بندگان را پيش از وفات رغبت و ميل به آن است كه دنيا در حق‏ايشان عبارت از آن است، همه اينها مذموم و بد است، زيرا كه آنچه را آدمى در اين‏عالم ميل به آن دارد بر دو قسم است:

    يكى آنكه: فايده آن بعد از مردن به او مى‏رسد، و غرض از تحصيل آن و ميل به‏آن، اثر و ثمره‏اش در عالم آخرت است، مثل: علم نافع و عمل صالح، كه صاحب آن به‏آن بلند مى‏شود.بلكه بسا باشد كه آن محبوب‏ترين و لذيذترين چيزها در نزد او باشد.واين اگرچه از دنياست، - چون حصول آن و التذاذ به آن، در اين عالم نيز متحقق مى‏شود - وليكن از دنياى مذموم نيست، زيرا كه: عمده اثر آن در آخرت به او مى‏رسد.و آن رااز دنيا مى‏شمرند به جهت آنكه در آنجا حاصل مى‏شود.

    و از اين جهت پيغمبر - صلى الله عليه و آله - نماز را از دنيا شمردند و فرمودند:

    «حبب الى من دنياكم ثلث الطيب و النساء و قرة عينى فى الصلوة»

    يعنى: «سه چيز از دنياى‏شما در نزد من محبوب است: بوى خوش، و زنان، و روشنى چشم من در نماز است‏» .

    با وجود اينكه نماز از اعمال آخرت است.پس دنياى مذموم عبارت است از لذتى كه وسيله لذت ديگر در آخرت نباشد.و آن نيست مگر تلذذ به معاصى، و تنعم درمباحاتى كه زايد بر قدر ضرورت است.

    و اما تحصيل قدرى كه در بقاء حيات، و معاش عيال، و حفظ آبرو ضرورى است ازاعمال صالحه و عبادات حسنه است.چنان كه در احاديث‏به آن تصريح شده است.

    از حضرت رسول - صلى الله عليه و آله - مروى است كه: «عبادت هفتاد جزء است وافضل آنها طلب روزى حلال است‏» .

    و نيز از آن حضرت مروى است كه: «ملعون است هر كه كل بر مردمان شود، و ثقل خود را بر ديگران افكند» .

    از سيد سجاد - عليه السلام - مروى است كه: «دنيا بر دو قسم است: دنيائى است كه قدر كفايت و ضرورت است.و دنيائى است كه ملعون است‏» .

    و حضرت امام محمد باقر - عليه السلام - فرمود كه: «هر كه در دنيا طلب روزى نمايد به جهت استغناى از مردم، و وسعت‏بر عيال، و احسان با همسايگان، ملاقات خواهد كرد خداى - عز و جل - را در حالتى كه روى او مانند ماه شب چهارده بوده باشد» .

    و از حضرت صادق - عليه السلام - مروى است كه: «كسى كه سعى كند در تحصيل روزى عيال، مثل كسى است كه: در راه خدا جهاد نمايد.و به درستى كه خدا دوست دارد سفر كردن و اختيار غربت را در طلب روزى‏» .

    و فرمود كه: «از ما نيست كسى كه دنيا را به جهت آخرت ترك كند.يا آخرت را به جهت دنيا ترك نمايد» .

    «روزى شخصى به آن حضرت عرض كرد كه: ما دنيا را مى‏طلبيم و دوست داريم كه‏به ما رو آورد.حضرت فرمود: چه مى‏خواهى با آن كنى؟ عرض كرد كه: مى‏خواهم خود و عيالم از آن منتفع گرديم و صله رحم به جا آورم و تصدق نمايم و حج و عمره به عمل آورم. فرمود: اين طلب دنيا نيست، بلكه طلب آخرت است‏» .

    حضرت امام موسى كاظم - عليه السلام - در زمينى كار مى‏كرد به نوعى كه قدمهاى‏همايونش به عرق فرو رفته بود.شخصى عرض كرد: كارگذاران كجايند كه شما خودكار مى‏كنيد؟ فرمود كه: بيل دارى كرد در زمين خود كسى كه از من و پدرم بهتر است.

    عرض كرد: آن كدام شخص بود؟ فرمود: رسول الله و امير المؤمنين و همه پدران من به دست‏خود كار مى‏كردند و زراعت مى‏نمودند، و آن، عمل انبيا و مرسلين و اوصياء و صالحين است‏» .

    و اخبار به اين مضمون بسيار است.

    پس كار كردن و طلب نمودن روزى به جهت وسعت‏خود و عيال، انفاق در راه‏خداوند - متعال - است، و از دنيائى است كه: مستحسن و ممدوح است.بلكه از براى هرمؤمنى لازم است كه راه كسب حلالى از براى او بوده باشد، كه به آن اخذ ضروريات‏خود را نمايد.

    حضرت امير المؤمنين - عليه السلام - فرمود كه: «خدا به داود نبى وحى فرستاد كه:

    نيكو بنده‏اى هستى اگر از بيت المال نمى‏خوردى و به دست‏خود شغلى مى‏كردى؟ پس داود - عليه السلام - به اين جهت چهل شبانه روز گريست.خداوند - تعالى - آهن را ازبراى او نرم كرد، و هر روز يك زره مى‏ساخت و هزار درهم مى‏فروخت وسيصد و شصت زره ساخت و به سيصد و شصت هزار درهم فروخت.و از بيت المال‏مستغنى شد» .

    به حضرت صادق - عليه السلام - عرض كردند كه: «مردى مى‏گويد كه من در خانه‏خود مى‏نشينم و نماز و روزه به جاى مى‏آورم و عبادت پروردگار خود را مى‏كنم وروزى من خواهد رسيد.حضرت فرمود: اين يكى از آن سه نفرى است كه دعاى ايشان مستجاب نمى‏شود» .

    و از اين اخبار مستفاد مى‏شود كه سزاوار هر يك از مؤمنين آن است كه: راه كسب‏حلال طيبى داشته باشد.و اين يك معنى حريت و آزادى است در نزد علماى اين فن،زيرا كه: از براى آزادى در نزد ايشان دو معنى است: يكى اين.و دوم: رهائى از دست‏هوا و هوس، و خلاصى از بندگى قوه شهويه، كه عبارت است از: عفت.و ضد اين،بندگى هوا و هوس است كه از طرف افراط قوه شهويه است.و ضد اول، رقيت و بندگى‏به معنى اخص است، كه عبارت است از: نظر به دست مردم داشتن.و چشم به اموال‏ايشان دوختن.و روزى خود و عيال را به مال مردم حواله كردن، خواه به طريق حرام،از: ظلم و تعدى و غصب و دزدى و خيانت.و خواه غير حرام، از قبيل: صدقه گرفتن وفضول مال مردم را اخذ كردن.

    بلكه مطلق چيزى از مردم گرفتن حريت نفس را زايل، و آدمى را از زمره آزادگان‏خارج مى‏كند.و شكى نيست كه: رقيت‏به اين معنى، از صفات مذمومه، و حالات خبيثه‏است، زيرا كه: يك نوع آن، كه: گرفتن مال مردم به طريق حلال نباشد علاوه بر اينكه‏موجب عذاب اخروى و مؤاخذه الهى است، نوعى از گدائى است، كه جمع شده است‏بابى‏شرمى و بى‏حيائى، و مشتمل است‏بر ذلت و پستى.

    آرى چه پستى از آن بالاتر كه: فقير بينوائى را ستم كنى و به جور و تعدى، فضول‏اموال ايشان را بستانى و صرف خود و عيال خود كنى.يا پنهان از كسى مال او رابدزدى.يا خيانت كنى و به آن معاش نمائى.و چه بى‏شرمى از آن بيشتر كه: مال كسى رابه دزدى.يا به ستم بگيرى.و با وجود اين، بر صاحب بيچاره‏اش بزرگى بفروشى؟ ! و نوع ديگر آن، اگرچه با وجود استحقاق، حرام نباشد، اما چون باعث توقع از مردم‏و چشم داشتن به دست ايشان است، خالى از ذلت و انكسار و طمع از غير پروردگار نيست.و به اين سبب وثوق و اعتماد به خدا كم مى‏شود و عاقبت منجر به سلب توكل وترجيح مخلوق بر خالق مى‏گردد.و اين منافى مقتضاى ايمان و عرفت‏خداوند منان است.

     

    ادامه دارد....

    دلنوشته دکتر جهاندار مهر افشا...

    به نام خدا

    پس از عرض سلام و ادب خدمت تمامی عزیزان خواننده وبلاگ عرفان وتندرستی امیدوارم که مجموعه مقالات «تعمقی در بحران فرار مغزها» و مقالات تربیتی اخلاقی و دینی به سوی سعادت که از نسخ قدیمی سنگی تهیه و تدوین شده بودند و تا هشتاد قسمت آن ارائه خواهد شد مورد قبول حضرت حق و مورد استفاده ی علاقه مندان قرار گرفته باشد و اما بعد....

    چیزی است بین بنده و اهالی هنر ظاهراً تنها از نظر نوشتاری فاصله ای افتاده اما دل بنده همیشه با ایشان و با هنرمندان در هر زمینه ای بوده و هست چون معقتدم هنر اصیل و پویا به هر شکلی زبان تکلم مخلوق است با خالق و زبان قرب ونزدیکی با صفات عالیه ی خدایی است و «تحلقو با خلاق الله...» پس از سلسله مقالاتی که پشت سر گذاشتیم به احترام همه خوانندگان و خصوصاً اهالی هنر و دست اندر کاران سایت «آوای ایرانیان» که علی رغم موج بی مهری هایی که علیه بنده روز به روز فزاینده تر می شود، همیشه بنده را با لینک کردن وبلاگ در سایت خود مورد لطف و مهر قرار داده اند، سلسله مقالاتی هنری را تحت عنوان تحقیقی بر زیبائی (استیتک) از متون قدیمی تهیه و تا حدودی ترجمه کرده ام که پیش رو دارید و امیدوارم برای همه خصوصاً اهل هنر و دانشجویان و محققین مفید باشد لازم به تکرار نیست که همه حداقل یک قرن پیش بررسی و تحقیق شده اند و بنده طبق عاداتی که همه می دانند به همه ی ارزش های مدرن و غربی اعتقادی نداشه و سنت و ارزشها و معیارهای نیاکان را پر محتواتر و سودمند می دانم لذا در اعماق این اقیانوس بی کران «گذشتگان و آثار  افکار آنها» در پی سنگ های قیمتی می گردم که پیشکش اهل آن کنم و این مهم راحت به دست نمی آید مگر با عشق و علاقه و تحقیق که انرژی مثبت آن به استقبال شما به بنده متساعد می گردد به هر حال.... امیدوارم تحقیقات پیش رو که از منابع خارجی  و داخلی تواماً استخراج گردیده مقبول حضرت حق و خوانندگان معزز قرار گیرد عرض کردم منابع خارجی چون بزرگان دین و حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) فرمودند دانش را در هر زمینه ای فرا گیرید مگر از اقصی نقاط جهان و دانش اگر در ثریا هم باشد، مردانی از اهل پارس بدان دست خواهند یافت باری بنده و رفتگان و خصوصاً پدر و مادرم» را از دعای خیر محروم نسازید. خداحافظ شما و شاد و سرافراز باشید.

    با کمال تشکر دکتر جهاندار مهر افشا...

     

    نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 13:49
    برچسب‌ها : سعادت,
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها