به سوی سعادت50

تعرفه تبلیغات در سایت

امکانات وب

به سوی سعادت

(تعمقی بر افکار اخلاقی، عرفانی، تربیتی بزرگان دین)

از قرنها پیش با استناد به چاپ های سنگی متعدد

تهیه، تدوین، تنظیم:

دکتر جهاندار مهر افشا

قسمت پنجاه

در بیان عفو و بخشش است

ضد انتقام کشیدم عفو و بخشش است و آیات و اخبار در مدح و حسن آن ازحد و حصر متجاوز است خداوند عالم می فرماید خذالعفو و امر بالعرف یعنی طریقه عفو و بخشش را نگاهدارد و امر به معروف کن و باز می فرماید فلیعفوا و لیصفحوا یعنی باید عفو و گذشت نمایند و نیز فرموده است و ان تعفوا اقرب للتقوی یعنی اگر عفو نمائید بتقوی و پرهیزگاری نزدیکتر است حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله فرمودند بخدائیکه جان من در قبضه قدرت اوست که سه چیز است اگر از من قسم خواهند بر آنها قسم می خورم یکی آنکه صدقه دادن از مال هیچ کم نکند دوم آنکه هیچکس ظلمی که باو شده عفو نمی کند از برای خدا مگر اینکه خدا عزت او را در روز قیامت زیاد می فرماید سیم اینکه هیچ کس نیست که یکدری از سوال بر خود نگشاید مگر اینکه یکدری از فقر و احتیاج بر او گشوده می شود و نیز از آنحضرت مرویست که عفو و گذشت زیاد نمی کند مگر عزت را پس گذشت کنید تا خدا شما را عزیز گرداند و آنجناب بعقبه فرمودند که می خواهی ترا خبر دهم برافضل اخلاق اهل دنیا و آخرت نزدیکی کن بهر که از تو دوری کند و بخشش کن بکسی که ترا محروم سازد و گذشت کن بآنکسی که بتو ظلم نماید مرویست که موسی علیه السلام عرض کرد که پروردگارا کدام یک از بندگان تو نزد تو عزیزترند فرمود آنکه در وقت قدرت و توانائی عفو نماید و حضرت سید الساجدین علیه السلام فرمودند که در روز قیامت خدایتعالی اولین و آخرین را در بلندی جمع می کند که کدامند اهل فضل پس طایفه بر می خیزند ملائکه گویند که چه چیز است فضل شما گویند توسل می جستیم بهر که از ما دوری می کرد و عطا می کردیم بهر که ما را محروم می ساخت و گذشت می کردیم بهر که بما ظلم می نمود ملائکه گویند راست گفتید که اهل فضیلتند داخل بهشت شوید و حضرت امام محمد باقر علیه السلام فرموند که پشیمانی بر عفو بهتر و آسانتر است از پشیمانی بر انتقام و عقوبت و همین قدر فضل و شرافت از برای عفو و گذشت کافیست که از نیکوترین صفات پروردگار است و در مقام ثنا و ستایش او را باین صفت جمیله یاد می کنند حضرت اما زین العابدین علیه السلام در مناجات خود می گوید انت الذی ستمیت نفسک بالعفو فاعف عنی توئی که خود را بعفو و گذشت نام برده پس درگذر از من.

در غلظت و درشتی در کردار و گفتار است

غلظت و درشتی است در گفتار و کردار او شکی نیست که این صفتی است خبیث و باعث نفت مردمان از آدمی می گردد و منجر باختلال امر زندگانی می شود.

مکن خواجه بر خویشتن کار سخت

که بدخوی باشد نگو نسار بخت

بنرمی ز دشمن توان کند پوست

چو با دوست سختی کن دشمن اوست

و او از این جهت آفریدگار عالم در مقام مهربانی و ارشاد به پیغمبر خود صلی الله علیه و آله فرمود لو کنت فظا غلیظ القلب لا نفضوا من حولک یعنی اگر بدخوی سخت دل باشی مردماز دور و کنار تو متفرق می گردند و از بعضی اخبار مستفاد می شود که غلظت و درشتخوئی باعث سلب ایمان و دخول جند شیطان می گردد و پس بر هر عاقلی واجبست که نهایت احتراز از آن کند و هر کاریکه می خواهد بکند و هر سخنی که می خواهد بگوید اول در آن فکر کند و خود را محافظت نماید که غلظت و بدخوئی از او صادر نشود و فضیلت رفق را بیاد آورد و خود را بر آن بدارد تا ملکه او گردد و چنانچه اشاره بآن شد ضد این صفت خبیثه نرمی و همواریست و رفق در اعمال و اقوال و آن از صفات مومنان و اخلاق نیکانست از اینجهت سید رسل صلی الله علیه و آله فرمودند که اگر رفق چیزی بود که دیده می شد می دیدی که هیچ مخلوقی از آن نیکوتر نیست و فرمودند که رفق و نرمی را هیچ جا نگذار مگر آنکه زینت داد و از هیچ جا بر نداشتند مگر اینکه او را معیوب کرد و نیز فرمودند که خدا مهربان و صاحب رفق است و دوست دارد کسیرا که چنین باشد و برفق آنچه باو می دهند درشتی نمی دهند و باز از آن بزرگوار مرویست که رفق و مهربانی مبارک و میمون و درشتی شوم است و در روایتی دیگر است که هر که رفق داشته باشد بهر چه اراده داشته باشد می رسد و نیز از آنحضرت مرویست که خدا هر خانواده را دوست دارد رفق و همواری بایشان عطا می فرماید و نیز مرویست از آنجناب که هر که را رفق و نرمی دادند خیر دنیا و آخرت را باو دادند و هر که از رفق محروم ساختند او را از خیر دنیا و آخرت محروم کردند و فرمودند که آیا می دانید که کیست که آتش جهنم بر او حرام است هر نرم آسان بدلها نزدیکی حضرت کاظم علیه السلام فرمودند که نصف عیش و زندگانی آدمی رفق و نرمیست و به تجربه رسیده و مکرر ملاحظه شده که اموری که برفق و مدارا ساخته می شود هرگز به خشونت و درشتی بانجام نمی رسد و هر پادشاهی که به لشگر و رعیت خود مهربان و نرم و هموار است امر مملکت او منتظم و سلطنت او دوام می نماید و هر کدام درشتخوی و غلیظ هستند امرش مختل می گردد و مردم از دورا و پراگنده می شوند و باندک وقتی ملک و دولتش بر باد می رود و همچنین سایر طبقات مردم از علماء و امراء و صاحبان مناصب و ارباب معاملات و صنایع آری

بلطف خلق توانکرد صید اهل نظر

ببند و دام بگیرند مرغ دانا را

و مخفی نماند که مدارا نیز نزدیک برفق است و مدارا عبارت است از آنست که ناگواری از کسی بتو رسد متحمل شوی و بروی خود نیاوری و این از جمله صفاتیست که آدمیرا در دنیا و آخرت به مراتب بلند و درجات ارجمند می رساند و اغلب کسانیکه به مرتبه ی عظیم رسیدند از این صفت جلیله است و از اینجهت حضرت رسول صلی الله علیه و آله فرمودند که پروردگار من مرا امر کرد که با مردم مدارا کنم همچنانکه مرا امر کرد که واجبات خود را بجا آورم از حضرت امام محمد باقر علیه السلام مرویست که در توریه نوشته است که در آن چیزهائیکه خدایتعالی به موسی علیه السلام فرمود آن بود که فرمود ای موسی در باطن خود اسرار مرا پنهان کن و پوشیده دارد در ظاهر خود آشکارا کن از جانب من مدارا با دشمنان من و دشمنان خود و حضرت امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند که طایفه از مردم مدارای ایشان با مردم کم بود و ایشان را از خانوادی قریش انداختند و دور کردند با وجود اینکه از قریش بودند و در حسب و نسب ایشان هیچ عیبی نبود طایفه از غیر قریش با مردم مدارا کردند خود را باین دودمان رفیع ملحق ساختند پس فرمود که هر که دست خود را از مردم نگاه دارد یکدست از ایشان نگاه داشته است ودستهای بسیار از او باز داشته می شود.

ادامه دارد....

 

تعمی در بحران فرار مغزها

تهیه، تدوین، تنظیم:

دکتر جهاندار مهر افشا

قسمت سوم

کانون توطئه....

نمونه هایی از نگاه رایج خرد غیر مسأله ای به پدیده نشت نشأ

چراه راه دور برویم؟ زمانی که من درس می خواندم فقط المپیاد ریاضی و فیزیک ساخته شده بود، هنوز خبری از المپیاد شیمی و کامپیوتر و زیست و ادبیات و نجوم و مسابقات جهانی بیخ دیواری و الخ نبود. از میان شش نفر تیم المپیاد ریاضی، پنج نفرشان در کلاس ما بودند، و از میان پنج نفر المپیاد فیزیک، سه تاشان. از آن پنج نفر المپیاد ریاضی، یکی شان که بیشتر رفیق مان بود، در سانحه ای نامعلوم جان سپرده است، دیگری هنوز در ایران درس (نـ) می خواند و سه تای دیگرشان در آمریکا و کانادا درس می دهند، درست مثل سه تا رفیق فیزیکی مان. پس می توانیم بگوییم مسأله نشت نشا (فرار مغزها)، با المپیادها ارتباط وثیقی دارد.

می توانیم بگوییم فرار مغزها با سازمان ملی الخ ارتباط وثیقی دارد. از طرف دیگر همه ی این بچه ها بدون کنکور وارد دانشگاه شدند و همه گی دانشگاه صنعتی شریف را برای ادامه ی تحصیل انتخاب کردند، پس می توانیم بگوییم فرار مغزها با صنعتی شریف ارتباط وثیقی دارد....

همه ی مقالات و شبه مقالاتی که در مورد مسأله ی فرار مغزها نگاشته شده است، پیرامون یکی از این سه محدوده نگاشته شده است. سال 78، یک هو سه چهارتا روزنامه گیر دادند به استعدادهای درخشان، دلیلش هم روشن بود: ته کار، جناحی سیاسی در اوج بیا و برویی که داشتند، فکری شده بودند که استعدادهای درخشان را جوری زیر اخیه بکشند تا مدیریتی از خودشان بگذارند و اگر نشد نظارتی از خودشان و اگر نشد.... آجر هم الله (نانهم) جمیعا.... یکی از مسوولان آموزش المپیادها که داوطلب شد برای نمایندگی در مجلس ششم، باب مسأله ی ارتباط المپیادی ها و فرار مغزها مفتوح شد تا نقش باشگاه دانش پژوهان جوان در این قضیه روشن شود و از آن جایی که مرد بسیار شریفی است هنوز از رابطه ی صنعتی شریف و فرار مغزها صحبت چندانی نشده است! ان الله مع الصابرین....

کافی است کمی ذوق داستان نویسی داشته باشی و از جامعه شناسی فرآیند فرار مغزها هم سر در نیاوری- از استعداد کار ژورنالیستیک هم که همه گان در این ملک به صورت فطری برخوردارند- آن گاه بسیار راحت می توانی، عنوان بسیازی.... استاد دانشگاه صنعتی شریف، رییس باند زیرزمینی فرار مغزها بود، این باند با شست شوی مغزی دانشجویان، آن ها را به ادامه ی تحصیل در آمریکا ترغیب می کردند. یا مثلاً 50%- اصلاً کی به کیست؟ 90%- فارغ التحصیلان سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان در خارج از کشور تحصیل می کنند. یا مثلاً راه کار بدهی که باید همه ی المپیادها را در داخل کشور برگزار کرد. چرا که شستاد درصد المپیادی ها بعد از سفر به خارج برای آزمون المپیاد حالی به حالی شده اند و حالت فرار مغزها به شان دست داده است و بعدها برای ادامه ی تحصیل به خارج از کشور سفر کرده اند.... و عناوینی نظیر این که به وفور در مطبوعات یافت می شود... نامه های مخفی پذیرش، دختران زیبا رو در قالب آموزش زبان، مهمانی های علمی و الخ!

بعضی راه حل های مطبوعاتی مقابله با پدیده نشت نشا را اگر در پدیده ی مشابه انتقال فوتبالیست ها باز تولید کنیم، به این نتیجه می رسیم که باید پای فوتبالیست ها را قلم کرد تا هیچ وقت هوس رفتن به لیگ های خارجی به مخیله شان خطور نکند، راه حل علمی و بدون ریسک!

***

نشت نشا یک پدیده ی زیر زمینی نیست. فقط محدود به کشور ما هم نیست. چین و هند و پاکستان هم سال هاست که گرفتار این معضل هستند و نیروهای دانشگاهی شان عمدتاً در غرب مشغول به تحصیل اند. نه فقط کشورهای آسیایی که امروز اروپایی ها نیز از مسأله ی مهاجرت مغزها می نالند. دانش گاه سوربون فرانسه پایه ی حقوقی بسیار پایین تر و امکاناتی بسیار کم تر از یک دانش گاه درجه ی دوم آمریکایی دارد، پس خیلی غریب نیست که اساتید و دانش جویان سوربون و آکسفورد و سایر دانش گاه های اروپایی، جل و پلاس شان را جمع کنند و آرام آرام بن کن کنند به سمت ینگه دنیا.

بسیار بامزه تر آن که همین عبارت فرار مغزها (نشت مغز یا Brain drain ) را داخل ایالات متحده،مطبوعات به کار می برند، به دلیل فرار نیروهای مستعد ایالات مرکزی فقیرتر در غرب یا بوستون در شرق که به مراتب پول دارترند!

مسأله زیرزمینی نیست. در آن مافیایی وجود ندارد. حرف در آورده ایم که باندهای زیرزمینی برای بچه ها پذیرش می فرستند و خودمان هم باور کرده ایم. بچه ها سر و دست می شکنند برای رفتن. بگذار مسئولان آگاه بخوانند! دانش جوی سال سه ی شریف اگر اپلیکیشن فرم دستش نباشد و برای تافل لغت حفظ نکند، یا مشنگ است، یا فقیر است، یا پخمه. بگذریم که امروز با رونق تدریس خصوصی و موفقیت تضمینی در آزمون سراسری و رقابت مدارس غیر انتفاعی، دانش جوی فقیر در شریف پیدا نمی توان کرد!

بسیار هم طبیعی است که مغزها از چنین مجموعه هایی بن رکن شوند به سمت غرب. خیال می کنند به جای سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان از سازمان ملی پرورش عقب افتاده ها نیروهای فکری فرار می کنند؟ یا مثلاً به جای برگزیده گان المپیادها، مردودی های پایه ی دوم دبیرستان باید پذیرش بگیرند؟ یا به جای دانشگاه صنعتی شریف، واحد گاگول تپه دانشجوی دکتر بفرستد به خارجه؟ بدیهی است که فرار مغزها از چنین مجموعه هایی صورت می گیرد. آیا می توانیم خرده بگیریم که چرا فوتبالیست های موفق ما به لیگ های اروپایی می روند؟ انتظار داریم بازی کن ذخیره ی لیگ دسته دو از تیم آتش نشانی بلند شود و برود وسط بوندس لیگا؟ اگر این جور بود که می شدیم برزیل و مالیات دست مزد فوتبالیست هامان تنه می زد به صادرات قهوه!

استیون اسپیلبرگ فیلمی به نام آمیستاد ساخته است. این فیلم سفارشی برای تخفیف معضل بحران هویت سیاهان آمریکایی به روی پرده رفت. پژوهش های چندساله ای مسئولان ایالات متحده را به این نتیجه می رساند که نا امیدی، فقر اقتصادی و فرهنگی سیاهان که موجود معضلاتی جدی برای جامعه ی آمریکا است، از بحران هویت آن ها ناشی شده است. به همین دلیل در فعالیت های اجتماعی، راه کار رواج تورهای مسافرتی به آفریقا برای سیاهان را آزمودند و در عرصه ی فرهنگی چنین فیلمی ساخته شد.... (تورهای مسافرتی با هم کاری شرکت هایی فریب کار راه افتاده بودند. شرکت ها در حقیقت همان نسابه های دوره ی جاهلی خودمان هستند، اما نه مسلط به علم الانساب! سیاه پوست ها دسته دسته به این شرکت ها می روند و فرمی پر می کنند و نام پدر و پدربزرگ و بعد.... هم پولی می دهند تا شرکت ها برای آن ها رسماً هویت سازی کنند که مثلاً جد و آبائت اهل روستایی بوده اند در کنیا و فلان سال با فلان کشتی به فلان ایالت آورده شده اند و... قس علی هذا!) اما فیلم آمیستاد پشت وانه ای بود برای تقویت بنیه ی فرهنگی این جبهه؛ فیلمی که سفر چند برده ی شورشی را از شرق به غرب نمایش می دهد.

زمانی که کشتی آمیستاد بنادر اسپانیا را به مقصد آمریکا ترک می کرد، تجار برده آن ها را در غل و زنجیر می کردند و از پیرها و لاغرها و بیماری هاشان هم نمی گذشتند.

اما امروز قضیه متفاوت است. آمیستاد گنجایشش محدود است و بردگان فراوان. پس تجار دست به انتخاب می زنند. چاق ها، سالم ها و باهوش ها را رسوا می کنند.

اگر انفعال خود را در قضیه ی نشت نشا متوجه می شدیم و می دیدیم که این سرکنسول است که مهاجران را سوا می کند، در می یافتیم که در تفاخر به سطح تحصیلی ایرانیان مقیم آمریکا، چه مغالطه ای نهفته است!

و البته عروسک چرخان همان سرکنسول، نشت نشا را به مثابه یک پدیده ی کلان، بسیار به تر درک می کند. پس مدام سعی می کند تا ظرف ها را تکان بدهد که نشتی بیش تر شود. پس نباید منتظر خاورمیانه ای آرام باشیم! و البته قرار است این مقاله به ظرف و نشتی آن بپردازد، نه به محیط پیرامون ظرف.... شقشقه هدرت! خطابه مولا علی (ع) که در همین وبلاگ آمده (مهر افشا)

ادامه دارد.....

 

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 19:16
برچسب‌ها :